Saturday, October 31, 2009

گنبد هزار ساله خومارداش قزوین در آستانه تخریب

کانون آذربایجان شناسی دانشگاه تبریز
azerbaycan.ocaq@gmail.com
http://az-ocaq.blogfa.com/post-378.aspx

گنبد هزار ساله خومارداش گؤنبزی (گنبد خمارتاش) به عنوان یکی از گنبدهای بزرگ دوره امپراطوری تورکهای سلجوقی و یکی از شاهکارهای هنر و معماری اسلامی، بر اثر بی‌توجهی مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در آستانه تخریب و فرو ریختن است.

در حال حاضر داربست‌هایی که توسط موسسه تخصصی مرمت ، حفاظت و باستان شناسی ایتالیا، ایزمئو ، ۳۰ سال پیش برای مرمت این بنا احداث شده است از فرو ریزی آن جلوگیری می کند و اگر این داربست ها نبودند نه تنها تا کنون تمام گچ‌بری‌های این بنا که خود خومارداش گؤنبزی (گنبد خمارتاش) نیز فرو می‌ریخت.

در حال حاضر ۳۰ سال است که در این مسجد هزار ساله روی گردشگران بسته است.

گنبد هزار ساله خومارداش گؤنبزی (گنبد خمارتاش) به عنوان یکی از گنبدهای بزرگ دوره امپراطوری تورکهای سلجوقی و یکی از شاهکارهای هنر و معماری اسلامی، بر اثر بی‌توجهی مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در آستانه تخریب و فرو ریختن است.



«سید مهدی مجابی»، کارشناس عالی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و طراح مرمت گنبد خمارتاش قزوین دراین‌باره به میراث خبر گفت: «طرح مرمتی خومارداش گؤنبزی (گنبد خمارتاش) در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور به تصویب رسیده است اما به دلیل اختصاص نیافتن اعتبارات لازم، هنوز هیچ فعالیت اجرایی در این بنای هزارساله رخ نداده است.»

در حال حاضر داربست‌هایی که توسط موسسه تخصصی مرمت ، حفاظت و باستان شناسی ایتالیا، ایزمئو ، ۳۰ سال پیش برای مرمت این بنا احداث شده است از فرو ریزی آن جلوگیری می کند و اگر این داربست ها نبودند نه تنها تا کنون تمام گچ‌بری‌های این بنا که خود خومارداش گؤنبزی (گنبد خمارتاش) نیز فرو می‌ریخت.

مجابی با بیان اینکه در صورت ارایه نشدن بودجه لازم، باید شاهد از بین رفتن خومارداش گؤنبزی (گنبد خمارتاش) باشیم، به میراث خبر گفت: « هر لحظه‌ای که می‌گذرد شاهد تخریب بخشی از بدنه یا گچ‌بری‌های گنبد خمارتاش هستیم. این لطمه ها جبران ناپذیرند و باید سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای تامین اعتبار مرمت گنبد خمارتاش فکر جدی کند.»

برای شروع فاز نخست مرمت و حفاظت از گنبد خمارتاش درخواست بیش ‌از ۵۰۰ میلیون تومان اعتبار شده بود که با گذشت زمان و تخریب بیشتر این بنا، میزان اعتبار در نظر گرفته شده نیز افزایش می‌یابد.

خومارداش گؤنبزی (گنبد خمارتاش) در مسجد جامع قزوین قرار گرفته و یکی از مساجد مهم اسلامی کشور است. در حال حاضر ۳۰ سال است که در این مسجد هزار ساله روی گردشگران بسته است.

Sunday, September 27, 2009

ایستگاه تاریخی راه آهن گرگر با خاک یکسان شد!

http://kemkiaraz.blogfa.com/post-330.aspx

ایستگاه قدیمی گرگر چندی است که با خاک یکسان شده است. این خبر از ماه­ها پیش به گوشم رسیده بود و وقتی آن را با دوستان دانشگاهی­ام در دانشگاه تهران و شهید بهشتی در میان می­گذاشتیم، همگی افسوس می­خوردیم. افسوس از این که یک یادگار تاریخی از سرحد شمال غرب ایران برچیده شد.اما این خبر باورنکردنی بود. مگر آن بنای متروک خارج از شهر چه اذیتی برای دیگران داشت. من فکر می­کردم که خبر کذبی باشد اما چند هفته قبل موقع سفر به تبریز حتی نتوانستم به آسانی محل قبلی این ایستگاه را تشخیص دهم. درست با خاک یکسان شده است. گویا هیچ وقت در آن جا بنای تاریخی ایستگاه گرگر وجود نداشته است. بنای زیبا و دو طبقه این ایستگاه با تابلوی گچبری شده سردر با عنوان «ایستگاه گرگر» دیگر در خاطرات ما باقی مانده است. حال ها سال­های آینده اگر کسی بخواهد در باره تاریخ نخستین راه آهن سراسری ایران متصل به شبکه بین المللی ریلی جهان سوال بکند، خاطرات ما یکی از منابع دست اول محسوب خواهد شد!

چه طرح و برنامه­هایی که برای این ساختمان شکیل و زیبای تاریخی نمی­ریختیم. روزی طرح تأسیس موزه راه آهن را در آنجا مطرح می­کردیم و روز دیگر ...

همه اینها گوشزدی برای ماست. باید عجله کنیم! زمان ایجاد اداره میراث فرهنگی در منطقه جلفا خیلی خیلی دیر شده است روزی افسوس دوه داشی سیه سران را خوردیم . حالا با صد افسوس به یاد ایستگاه تاریخی گرگر سخن به میان آورده­ایم و اگر اداره میراث فرهنگی در منطقه ایجاد نشود فردا باید به یاد یکی دیگر از ابنیه تاریخیمان حسرت به دل بمانیم.

ضربه ای دیگر به آثار تاریخی آزربایجان: اثر باستانی 3 هزار ساله قلعه بالای شهر تورک نشین بيجار در حال نابودی است

تنها سند شهر(ترک نشین) بيجار (واقع در آزربایجان که تعمدا) در استان كردستان (جای گرفته است) واز آغاز سكونت مردم منطقه در هزاره اول پيش از ميلاد خبر مي‌دهد و از آن به عنوان قلعه بالا بيجار ياد مي‌شود در حال تخريب و نابودي است. اين درحالي است كه باستان‌شناسان بارها نسبت به آغاز كاوش‌هاي باستان‌شناسي در اين تپه، پيش از تخريب كامل اخطار داده‌اند.

به گزارش CHN تپه باستاني قلعه بالا مهمترين محوطه باستاني شهر بيجار محسوب مي‌شود كه درست در وسط اين شهر واقع شده است. اين تپه در مقابل بازار قديمي شهر، مسجد جامع و کاروانسراي قديمي نزديک بازار قرار گرفته است، به همين علت باستان‌شناسان معتقدند كه احتمالا برخي از لايه‌هاي فوقاني تپه مي‌تواند در بازسازي بافت قديم شهر بيجار راهگشا باشد.

سال‌ها قبل شادروان دکتر نگهبان از اين تپه بازديد كرد و سپس گزارشي از آثار سطحي مشاهده شده در تپه نوشت. حميدرضا ولي‌پور در سال 1383 از اين تپه بازديد و گزارشي را به ميراث فرهنگي وقت تحويل داد. از بررسي‌هاي ديگري که توسط کارشناسان ميراث فرهنگي در منطقه بيجار شده تاکنون چيزي منتشر نشده است.

ولي‌پور دراين‌باره به CHN گفت:‌«قلعه بالا سندي مهم از نخستين استقرار در شهر بيجار است كه هر روز به خاطر پيشروي ساختمان‌سازي، پاساژ و مراكز تجاري در حال تخريب است. هم‌اكنون بخش زيادي از تپه تخريب شده و تنها بخشي از آن باقي‌مانده كه هنوز قابل مطالعه است.»

به گزارش CHN دور تا دور تپه مملو از ساخت سازهاي بي‌رويه است و حتي به سطح تپه هم رحم نشده و روي آن نيز ساختمان‌سازي شده است. بخشي از تپه كه هنوز ساخت و ساز نشده نيز به زباله‌داني تبديل شده است. ميزان ساخت و سازها در تپه به اندازه‌اي است كه ديگر نمي‌توان به راحتي به قلعه بالا دسترسي داشت و براي اين منظور بايد از انبارها و يا ملك شخصي كساني كه اطراف تپه را محصور كرده‌اند عبور كرد.

ولي‌پور درباره انجام كاوش‌هاي باستان‌شناسي روي اين تپه گفت: «سال‌ها قبل بررسي شناسايي تپه انجام شد و گزارش آن را تحويل سازمان ميراث فرهنگي دادم. بعدها به خواست رياست فعلي سازمان از من خواسته شد تا طرح حفاري و كاوش تپه را ارائه كنم كه ديگر پي‌گيري در اين خصوص انجام نگرفت.»

خيابان‌هاي اطراف تپه از جمله پروژه‌هاي عمراني بودند كه در تخريب اين تپه باستاني نقش داشته و از چند طرف بخش‌هاي از اين محوطه باستاني را بريده‌اند.

يكي از طرح‌هاي استان كردستان براي كاوش تپه، خريد خانه‌اي در نزديكي محوطه بود كه هم هنگام كاوش دسترسي به تپه امكان‌پذير باشد و هم پس از كاوش اين محوطه به سايت موزه تبديل شود. اين درحالي است كه هيچ يك از اين كارها كه مي‌توانست منجر به نجات تپه شود تا كنون انجام نگرفته است.

در حال حاضر به‌جزء سطح فوقاني تپه که تا حدودي سالم باقي مانده دامنه تپه به شيوه‌هاي مختلف دستخوش تخريب شده است و هر روز افرادي به حريم تپه دستبرد مي‌زنند. در بعضي قسمت‌ها آثار برش خاک به صورتي است که در آن قسمت مي‌توان لايه‌هاي متعدد باستاني را که روي هم قرار گرفته به وضوح ديد. در واقع بخش زيادي از شيب و دامنه به اين صورت بريده شده است.

از سوي ديگر فرسايش فراوان خاک تپه و ريزش آن از سطوح فوقاني به قسمت‌هاي پائين، ساخت و سازهاي بي‌رويه اطراف، تراکم دورريزهاي خانگي و تجاري بناهاي اطراف به ويژه انباشت زباله‌هاي آزمايشگاه پزشکي ضلع شمالي محوطه که حاصل آن تراکم مواد و دورريزهاي آزمايشگاهي نظير سرنگ و سوزن در سطح آن است، نمونه‌برداري از داده‌هاي فرهنگي سطح تپه را به سختي امکان‌پذير مي‌كند.

با توجه به نمونه‌هاي سفالي جمع‌آوري شده مي‌توان گفت که اين تپه آثاري از دوران پيش از تاريخ تا دوران اسلامي را در بردارد. در اين ميان به نظر مي‌رسد استقرارهاي عصر مفرغ و دورة تاريخي اين محوطه اطلاعات مهمي را در اختيار محققان قرار دهد.

بنابراين با توجه به بررسي‌هاي محدودي که در اطراف بيجار به انجام رسيده اين تپه از نقطه نظر توالي لايه‌هاي دوران‌هاي مختلف حائز اهميت مطالعاتي فراوان است. کاوش لايه‌نگارانه اين مکان نيز مي‌تواند به عنوان شاخصي براي گاهنگاري مجموعه سفالي حوزه جغرافيايي گروس (بيجار) که از بررسي‌هاي باستان‌شناختي بدست مي‌آيد در نظر گرفته شود.

اين تپه به نوعي شناسنامه‌اي تاريخي براي استقرار انسان در طول دوران‌هاي گذشته در محدوده کنوني شهر بيجار است و از اين نظر مي‌تواند اين شهر را در کانون توجه باستان‌شناسان قراردهد.

خبرگزاري ميراث فرهنگي

Sunday, September 06, 2009

نمونه هائي از معماري مذهبي قزلباشي (تركان علوي) در استان زنجان آزربايجان-

مئهران باهارلي

-بوراق بابا ياتيريBuraq baba yatırı ، سولطان چلبي اوغلو كئچه بؤركو (مقبره‌ سلطان چلبي اوغلو و يا آرامگاه شيخ براق‌ بابا): آرامگاه سلطان چلبي اوغلي و يا مقبره شيخ براق در ٥٠٠ متري جنوب باختري محوطه تاريخي سلطانيه بر سر راه سلطانيه – خدابنده، و در ٣٠ كيلومتري شرق زنگان قرار دارد. نام تركي آن «چلبي اوغلو كئچه بؤركو اوجاغي» است (كئچه بؤرك در زبان تركي به معناي كلاه نمدي است). عده اي از محققان اين مقبره-جمع ائوي (جمعخانه) را كه قدمت آن به دوره امپراتوري تركي آزربايجاني ايلخاني ميرسد محل دفن سلطان چلپي، نوه مولانا كه به دعوت اولجايتو از قونيه به سلطانيه نقل مكان كرد مي دانند. برخي نيز آنرا متعلق به شيخ براق بابا از بزرگان طريقت شمسيه و علويان قزلباش در آزربايجان و تركيه دانسته اند. شمسيه، شاخه قزلباشي-علوي طريقت اصلا سني مولويه است. شيخ براق بابا كه از خاصان دربار سلطان محمد خدابنده (الجايتو) بود و به ظهور حضرت علي در قالب اولجايتو امپراتور ايلخاني اعتقاد داشت، در جنگ او با گيلكيان در نزديكي لاهيجان به قتل رسيد. بوراق بابا خليفه اي بنام اميرجي داشت كه گويا كلاه "سولطان چلبي" از پيروان خويش را كه به‌ عنوان تبرك و در حين سماع در قونيه از او دريافت كرده بود، بر بالاي مزار پير خود شيخ براق بابا گذاشته است. اين بنا از دو بخش ياتير (مقبره) و جمع ائوي (جمعخانه) تشکيل يافته است. معماري اين مجموعه با الهام از عقايد و مراتب مذهب تركي قزلباشان علوي طراحي شده است. سبک قبر شيخ براق (؟) در اين آرامگاه حلقه ذکر صوفيان ترك را تداعي مي نمايد. داخل مقبره به فضاهايي تقسيم شده که جسد سلطان (؟) در وسط و جسد مريدان با توجه به مراتب آنها در گرداگرد آن قرار داده شده اند. بخش نخست در قسمت ورودي به فقرا اختصاص داشته است. حجره‌هاي انفرادي صحن مركزي درهاي كوتاه دارد و محل رياضت مريدان با توجه به مراتب آنها بوده است. صحن جمع ائوي (خانقاه) محل سماع جمعي بوده كه پير در وسط و مريدان در دور او حلقه مي‌زدند. بخش‌هاي جنوبي بنا احتمالا به ‌عنوان كلاس‌هاي آموزشي و فضاي واقع در دو طرف ايوان جنوبي محل ذكر زمستاني بوده است.



-آغو ايچه ن دده احمد اوجاغيAğu İçən Dədə Əhməd Ocağı (بقعه پير احمد زهرنوش): يکي از بناهاي قديمي شهرستان ابهر آرامگاه مولانا قطب الدين احمد ابهري مشهور به آغو ايچه ن (پير زهرنوش، ٥٠٠ - ٥٧٧ هجري قمري) در منتهي‌اليه قسمت جنوبي ابهر و در انتهاي خيابان ١٧ شهريور است. در تركيه نيز چندين اوجاق علويان ترك قزلباش با نام "آغو ايچه ن" وجود دارد، از جمله قارادونلو جان بابا آغو ايچه ن اوجاغي. مولانا قطب الدين احمد ابهري كه از بزرگان مذهب قزلباشي علوي و سرسلسله صوفيان و محدثي صاحب کمال بود، مريدان خود را در اين محل ارشاد مي کرده است. اين بقعه ساخته شده در اواخر قرن ششم تا اوايل قرن هفتم هجري، محل به سر بردن چهارصد صوفي بوده است. گنبد بنا به سبک پنج و هفت و همانند گنبدهاي دوره امپراتوري توركي سلجوقي احداث شده است. بقاع ديگر اين مجموعه به استناد متون تاريخي متعلق به دو عارف بزرگ به نامهاي ابوبکر محمد بن عبدالله ابهري صاحب کتاب العوامل في شرح مذهب مالک بن انس و همچنين مولانا شهاب الدين ابهري است که تا اوايل دوران امپراتوري تركي آزربايجاني صفوي در قيد حيات بوده است. از فضاي مجاور اين آرامگاه هم اکنون به عنوان اداره ميراث فرهنگي استفاده مي شود.



-داش كسه ن اوجاغي (آرامگاه و معبد داش‌کسن): اين مجموعه در ١٠ کيلومتري جنوب‌شرقي سلطانيه، در نزديکي روستاي وير (نك. ابهر) قرار گرفته است. مطالعات اخير نشان مي‌دهند که محل مزبور کاربرد آرامگاهي داشته است. محوطه داش کسه ن در محوطه‌اي به شکل مستطيل ناقص به طول ٤٠٠ متر و به عرض ٥٠ تا ٣٠٠ متر نقر گرديده و سه غار مصنوعي با کنده کاري‌هائي در دل کوه حفر شده است. از نقش‌هاي اين کنده کاري‌ها مي توان به تصوير دو اژدها که در مقابل يکديگر به شکل قرينه حک شده‌اند و طول هر يک ٥/٣ متر است اشاره کرد. در فرهنگ چيني و نيز تركان باستان اژدها را مظهر قدرت مي‌دانسته اند. در طرفين اين نقش‌ها محراب‌هاي نقش‌داري با طرح‌هاي تركي اسليمي، گل و بوته و مقرنس‌هاي سنگي کنده‌کاري شده‌اند. مجموعه اين آثار يادگار هنرمندان چيني و حاصل فرهنگ ختائي است که به فرمان اولجايتو از چين فراخوانده شده بودند.



-قبر ارغون خان در تپه تاريخي نور: تپه نور (نام اصلي؟) از ديگر آثار تاريخي سلطانيه است که در ١٥٠٠ متري جنوب شرقي گنبد قرار دارد. در کاوشهاي باستان شناسي وجود بنائي قديمي در اعماق آن تپه مشخص و محرز شده است. گويا قبر ارغون شاه نيز زماني در بالاي اين تپه بوده است.



-قبر ارغون خان در كوه سجاس (نك. سجاس): "چنانچه عادت مغول بود ناپيدا كرده بودند و آن كوه را قورغ (قوروق) گردانيده و مردم را از حدود گذشتن زحمت رسيدي. دخترش اولجاي قبر پدر را آشكار كرده، آنجا خانقاه ساخت و مردم بنشانيد و ..." (آثار البلاد و اخبار العباد).



-آرامگاه شاهزاده زيدالکبير در ابهر: از زيارتگاههاي معتبر و معروف ابهر و حومه مي باشد که در شرق شهر و در انتهاي خيابان استاد مطهري واقع شده است. شاهزاده زيدالکبير از صوفيان برجسته و پرهيزکاران وارسته عصر خود بشمار مي رفته است. در گذشته اطراف اين زيارتگاه، گورستاني بود که امروزه به خارج شهر منتقل گرديده است. امروز اين بقعه با گنبد مخروطي شکل و معماري بي نظير خود، در وسط ميداني به همين نام که پر از گلهاي رنگارنگ مي باشد قرار گرفته است. قبلاً بر بالاي صندوق چوبي نفيس اين آرامگاه و بنا بر سنن تركي، کلاهخود مطلاّيي با زنجيره هايي از همان جنس بطور معلّق نصب بود و شمشيري که روي قبضه آن نوشته هايي به چشم مي خورد وجود داشت که امروزه از اين اشياء اثري نيست. بقعه مورد توجه مردم بومي و به خصوص مورد اعتقاد، توسل و نذورات زنان است.


-بناي امامزاده اسماعيل ابهر: در شمال شهرستان ابهر، بناي تاريخي تماماً آجري با گنبدي از نوع دو جداره وجود دارد. اين بنا كه داراي تزيينات داخلي و خارجي با ارزشي است در قرن نهم هجري قمري ساخته شده و تزيينات آن به دوره امپراتوري تركي آزربايجاني صفويه تعلق دارد. برخي تذکره نويسان از دفن امام زاده اسماعيل از نوادگان امام علي در اين بقعه سخن گفته اند.


-بقعه امامزاده يحيي ابهر: بقعه امام زاده يحيي که او را از نوادگان امام موسي کاظم دانسته اند، در شهر سايين قالا (نك. صايين قلعه) قرار گرفته و قدمت آن به قرن هشتم هجري قمري مي رسد. اين بنا در يک فضاي روستايي و در جوار باغهاي بيرون شهر احداث شده است. تپه تاريخي صايين قلعه در داخل محوطه اين بقعه قرار دارد.


-گؤي ايمامزادا (بقعه امامزاده محمد) ابهر: بقعه امامزاده محمد که قدمت آن به قرن ششم هجري قمري مي رسد در مرکز شهر ابهر در خيابان امام خميني و کنار مسجد نور قرار دارد. بر روي مزار امامزاده محمد كه او را از نوادگان امام حسن مجتبي دانسته اند، ضريح کوچک و ساده اي از جنس چوب نصب شده است.کاشيکاري گنبد فوق العاده زيباست.



-بقعه امامزاده کهريز ابهر: اين بناي آرامگاهي در يک کيلومتري باختر محوطه تاريخي سلطانيه قرار گرفته و به دليل مجاورت با قنات کهريز به امام زاده کهريز معروف شده است. قدمت بناي تاريخي امامزاده کهريز سلطانيه به دوره دولت تركي آزربايجاني صفويه ميرسد. اين بقعه را امامزاده قاسم يا امامزاده عبدالله نيز مي گويند.


-امامزاده عبدالخير ابهر: بناي تاريخي آرامگاهي امامزاده عبدالخير که به لحاظ ساخت و معماري به دوره دولتهاي تركي آزربايجاني صفويه -قاجاريه نسبت داده مي شود، در ميان يک قبرستان تاريخي در باختر روستاي قروه (نك. قوروا)، از توابع شهرستان ابهر (نك. ابهر) قرار گرفته است.


-آرامگاه پيرسقا ابهر: بناي تاريخي آرامگاه پير سقا در روستاي پير سقا (پير زاغه) در ٣٠ کيلومتري سمت باختري شهر ابهر قرار دارد. پير سقا يکي از قطب‌هاي صوفيه بوده است. فرم بنا و نحوه ساخت آن حکايت از ساخت اين بنا در دوره امپراتوري تركي آزربايجاني صفويه دارد. در زير اين گنبد مقبره اي وجود دارد که توسط يک ضريح فلزي محافظت مي ‌گردد.


-بقعه مولاحسن کاشي: در فاصله ٥/٢ کيلومتري جنوب شهر سلطانيه‌ قرار گرفته است. گنبد اين بقعه که در سال ١١٧٣ هجري قمري در اواخر دوره شاه طهماسب بنا شده، با گنبد مقبره شيخ صفي‌الدين اردبيلي قابل مقايسه است.


-ديگر امامزاده هاي شهرستان ابهر: در محدوده شهرستان ابهر امامزاده هاي ديگري نيز وجود دارند. از جمله: "مقبره امامزاده يونس" در شريف آباد، "بقعه امامزاده يعقوب" (قرن سوم هجري قمري)، "بقعه پير سکينه خاتون" (قرن يازدهم هجري قمري) و "مقبره سلطان شهيد ازناب" (قرن يازدهم هجري قمري).

Tuesday, August 11, 2009

تپه خالصه- زيستگاه 8 هزار ساله انسان در ابهر آزربايجان مطالعه مي‌شود

جام جم آنلاين: براي نخستين‌بار هياتي متشکل از باستان‌شناسان ايراني کاوش در محوطه‌اي باستاني در منطقه خرم‌دره ابهر را آغاز مي‌کنند. اين کاوش‌ها پرده از ابهامات و رازهاي سکونت انسان در 8 هزار سال قبل اين منطقه باستاني برمي‌دارد و تقابل‌ها، تشابهات و تفاوت‌هاي فرهنگي ميان اين منطقه با دو بخش شمال غرب کشور و مرکز فلات ايران را مورد مقايسه قرار مي دهد.
کاوش‌هاي باستان‌شناسي تپه خالصه در حوزه خرم‌دره ابهر، براي نخستين بار پرده از ابهامات و ناشناخته‌هاي اين منطقه باستاني در هزاره ششم و پنجم پيش از ميلاد برمي‌دارد. اين کاوش‌ها با هدف شناخت پيشنيه و تبادلات فرهنگي منطقه با دو بخش فرهنگي دشت قزوين و مرکز فلات ايران و همچنين محوطه‌هاي باستاني شمال غرب کشور انجام مي‌شود.

«حميدرضا ولي‌پور»، سرپرست هيات کاوش در تپه خالصه با اعلام اين خبر به ميراث خبر گفت: «تپه خالصه، محوطه‌اي باستاني متعلق به دوره نوسنگي و مس و سنگ است. يکي از مهمترين اهميت‌هاي کاوش در اين تپه، انجام نخستين مطالعات علمي باستان‌شناسي در حوزه ابهر در استان زنجان است.»

پيش از اين ابهر به منظور تهيه نقشه باستان شناسي مورد مطالعات بررسي و شناسايي قرار گرفته بود اما تاکنون هيچ يک از محوطه‌هاي باستاني اين شهرستان به خصوص در دوره نوسنگي و مس و سنگ مورد مطالعه قرار نگرفته بود.

ولي‌پور در ادامه گفت: «مطالعه دوره نوسنگي و مس و سنگ ابهر اين امکان را مهيا مي‌کند تا مقايسه‌اي ميان تبادلات، تشابهات و حتي تفاوت‌هاي فرهنگي ميان اين حوزه فرهنگي با دو حوزه دشت قزوين و شمال غرب کشور صورت گيرد.»

آنچه که اهميت انجام اين مطالعات را دو چندان مي‌کند، وجود کوريدوري فرهنگي، حدفاصل ميان مياندوآب، ابهر و زنجان است که از گذشته تا امروز رابط ميان دو منطقه فرهنگي شمال غرب کشور با مرکز فلات ايران بوده است.

ولي‌پور دراين‌باره گفت: «اين يک کوريدور طبيعي فرهنگي است که از گذشته تا امروز رابط فرهنگي دو نقطه مهم کشور، يعني شمال غرب و مرکز فلات ايران بوده و از اين بابت اهميت زيادي داشته است. آنچه در اين مطالعات مي‌تواند نقش مهمي داشته باشد، فهم اين موضوع است که اين کوريدور فرهنگي به کدام يک از اين مناطق فرهنگي، نزديکي بيشتري داشته و به کدام منطقه فرهنگي شمال غرب کشور و مرکز فلات ايران تعلق دارد.»

وي با بيان اين موضوع که پس از انجام لايه‌نگاري و کاوش‌هاي کاوش‌هاي باستان‌شناسي بخشي از ساختارهاي اقتصادي، اجتماعي دوره نوسنگي و مس و سنگ منطقه آشکار مي‌شود، گفت:« تپه خالصه، تپه‌اي کم ارتفاع است و احتمالا لايه‌هاي باستاني نهفته در آن زير رسوبات مدفون شده‌اند. احتمالا ما در اين محوطه باستاني با روستاهاي اوليه و يا استقرارگاه‌هاي فصلي و حتي دائم متعلق به 7 و 8 هزار سال قبل مواجه مي‌شويم.»

ولي‌پور در ادامه گفت:« شواهد سطحي از قبيل سفال‌هاي بدست‌آمده و پراکنده در سطح محوطه نشان مي‌دهد که احتمالا اين تپه باستاني تنها دو دوره نوسنگي و مس سنگ طي کرده و پس از آن متروک شده است. اما اين موضوع پس از ايجاد ديواره لايه‌نگاري آشکار مي‌شود.»

وي گفت:« سفال‌هاي نخودي و منقوش با خميره متخلخل در سطح محوطه پيدا شده است که بي شباهت به سفال‌ها و نمونه‌هاي بدست‌آمده در قزوين و محوطه‌هايي چون تپه زاغه نيست.»

تپه خالصه در يک کيلومتري جنوب خرم‌دره واقع شده است. اطراف اين محوطه باستاني را باغات انگور دربرگرفته است و رودخانه ابهر از فاصله‌اي کمتر از يک کيلومتري آن عبور مي‌کند.

از آنجايي که باغات متعددي دورتادور اين محوطه باستاني را محصور کرده‌اند، آنچه اکنون قابل استفاده مانده محوطه‌اي به وسعت دو هکتار است. اما باستان‌شناسان حدس مي‌زنند پس از انجام مطالعات گمانه‌زني وسعت اين محوطه در مسير باغت افزايش يابد.

کاوش‌هاي باستان‌شناسي در محوطه باستاني خالصه پژوهشي آموزشي است و در اين کاوش‌ها دانشجويان رشته باستان شناسي دانشگاه آزاد اسلامي ابهر نيز شرکت دارند.

Sunday, August 09, 2009

تخریب معبد مهر یکی از قدیمی ترین آثار تاریخی آذربایجان در مراغه

شنبه ۱۷ مرداد ۱٣٨٨ - ٨ اوت ۲۰۰۹


معبد مهر که باید آن را در ردیف یکی از نخستین سکونتگاه‌های کنده شده به دست بشر در دل سنگ و یکی از معابد بشر پیش از تاریخ محسوب کرد٬ در روستای وروی شهرستان مراغه(ماراغا)قرار دارد و محل عبادت پیروان آئین میترائیسم(آئین قدیمی ترکان آذربایجان)بوده است.
در بازدیدی که اخیراتوسط عده ای از فعالین فرهنگی شهرستان مراغه از این معبد به عمل آمد حاکی از اوج بی توجهی مسئولان میراث فرهنگی دارد:
عدم مرز بندی معبد که باعث صدمه رساندن سهوی ساکنین اطراف به معبد می کند، ریختن زباله های ساختمانی در اطراف معبد،کاوشهای ناشیانه وبدون
حضور کارشناسان میراث فرهنگی که در چند موردباعث تخریب بعضی از کنده کاریهای باارزش سنگی شده است،روشن کردن شمع توسط اهالی درمراسمات مذهبی که باعث فرسودگی کنده کاریها می شود،بعضی از مرمت کاری های معبد کاملا ابتدایی است که بیشتر به معبد آسیب می رساند،نبودنگهبان در معبد که بعضی از سودجایان به بهانه یافتن عتیقه به معبد آسیب جدی می رسانند
تمام این خیانتها وبی توجهی ها به معبد به نظر خیلی از ساکنین این است که معبد در آذربایجان ودریک منطقه غیر فارس نشین کشف شده است.

Friday, August 07, 2009

مسجد ملی تبریز تخریب شد


میللی حرکت سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۸: مسجد ملی تبریز از آثار با ارزش قاجاری در ورودی محله سیرخاب از طرف خیابان دارایی تخریب شد.این مسجد که یکی از بناهای با ارزش و دارای 4 منار کوچک در جبهه ورودی خود می باشد تخریب شده و تنها ستون های سنگی این مسجد که به عنوان پایه های مناره ها کاربرد داشت باقی مانده است تصاویر گرفته شده حاکی از عمدی بودن تخریب این مسجد تاریخی و ساخت مسجدی نو به جای ان می باشد .

این تخریب ها در حالی صورت می گیرد که رقابت سختی میان مسئولین میراث فرهنگی آذربایجان شرقی در چاپ و نشر کتاب های مختلف صورت می گیرد وبه طوری که هر روز کتاب جدید به نام دکتر عمرانی و تراب محمدی و اسمعیلی سنگری در تبریز چاپ می شود و گویی وظیفه اصلی این آقایان که ثبت و حفظ و نگهداری ثروت های فرهنگی این مرز و بوم است فراموش شده است

Sunday, March 15, 2009

محوطه پنج‌هزارساله "قره کند" در آذربایجان غربی با خاک یکسان شد

محوطه پنج‌هزارساله "قره کند" در آذربایجان غربی با خاک یکسان شدSun 01 03 2009 - 11:06


میراث فرهنگی: محوطه عصر برنز" قره کند" که پنج هزار سال قدمت دارد و یکی از چند محوطه کلیدی عصر برنز محسوب می‌شود، به دنبال عملیات ساخت و ساز یک نهاد نظامی برای همیشه با خاک یکسان شد.

به گزارش میراث فرهنگی تخریب دیگر محوطه‌های تاریخی در استان آذربایجان غربی همچنان ادامه دارد.

گزارش میراث فرهنگی حاکی از آن است که به دنبال اتمام عملیات ساخت و ساز یک نهاد نظامی که از هفته دفاع مقدس در سال ۸۵ توسط یک نهاد نظامی آغاز شد، اسرار این محوطه باستانی متعلق به هزاره سوم تا ۱۵۰۰ پیش از میلاد برای همیشه نامکشوف، و به فراموشی سپرده شده است.

برغم تلاش سه ساله دوستداران میراث فرهنگی کشورمان، هیچ یک از مسئولان، فرمانداری، استانداری و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان آذربایجان غربی اقدامی جدی برای جلوگیری از این عملیات به عمل نیاورده‌اند.

محوطه باستانی " قره‌کند" در ۱۵ کیلومتری جاده بوکان− مهاباد در استان آذربایجان غربی با شماره ۵۳۷ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده بود.

"امير كدخدا محمدی"، از مسئولان انجمن دوستداران يادگارهاي تاريخي "ايزيرتو" در اين باره در گفت و گو با میراث فرهنگی مي‌گويد:« اين محوطه تاريخي به رغم مخالفت های بسيار دوستداران ميراث فرهنگي احداث شد و در واقع تخريب آن شوكي برای همه ما بود كه بارها بارها وعده حفاظت از آن را از مسئولان ميراث شنيده بوديم.»


قلعه سردار عزيز خان شهر بوكان متعلق به هزاره اول يكي ديگر از بناهای تاريخي اين استان است كه احتمال تخريب آن نیز بر اثر ساخت و سازها وجود دارد.

Tuesday, December 16, 2008

تخریب شهر سوخته خوناج (کاغذکنان) و سکوت مسئولان میراث فرهنگی آزربایجان شرقی

تخریب شهر سوخته خوناج (کاغذکنان) و سکوت مسئولان میراث فرهنگی آزربایجان شرقی



با سلام

سالها گذشت تا نوشدارویی که مردم سالها انتظارش را می کشیدند بیاید و مرحمی باشد برای درد دل مردم زحمت کش کاغذکنان و ایجاد اشتغال برای جوانان و جلوگیری از مهاجرت و شاید برگشت عده ای مهاجر که در شهرهای دیگر که از این خانه به آن خانه مستأجر و دربه در هستند و کلام بهتر برگرداندن آب از جوی رفته، بله نوشداروی ما شهرک صنعتی است اقدامی که 20 سال پیش باید می شد ولی نشد تا این که چند سال پیش زمزمه احداث شهرک صنعتی توسط سرمایه داران کاغذکنانی مقیم تهران مطرح شد و استقبال خوبی نیز از طرف مردم شد بعد از تشکیل جلساتی در تهران و کاغذکنان و اعلام آمادگی سرمایه داران و گرفتن مجوز بحث شناسایی مکان ایجاد شهرک صنعتی مطرح شد. در این میان چیزی که بیشتر از همه حرف اول برای قرار گرفتن شهرک را می زند نزدیکی به راههای مواصلاتی، وجود زمین مناسب، آب مورد نیاز، برق، گاز، تلفن می باشد پس طبیعی بود که این شهرک در نزدیکی جاده اردبیل و میانه و نزدیکی به مرکز بخش که امکاناتی از قبیل گاز را دارد قرار خواهد گرفت.



گزینه اول 2 کیلومتری شهر آقکند به سمت روستای قره بلاغ بود که بنا به دلایل نامعلوم منتفی شد. گزینه دوم زميني مابین روستای قره بلاغ و روستای احمدآباد بود که موقعیتی استراتژیک داشت عبور جاده اردبیل و جاده اصلی میانه به بخش کاغذکنان و وجود زمینی بکر و بایر که مکان مناسبی برای شهرک صنعتی بود. مردم روستای قره بلاغ نیز با استقبال از این طرح با دادن زمین آنجا به صورت رایگان و همچنین آب یکی از چشمه های روستا جهت ساخت شهرک صنعتی اقدام کردند که اسناد این واگذاری هم اکنون نیز موجود می باشد.

سرمایه گذاران از این اقدام اهالی روستا خوشحال بودند ولی همه چیز به یکباره تغییر کرد و با منتفی شدن این مکان بحث ایجاد شهرک صنعتی در شهر سوخته کاغذکنان مطرح شد که گویا با مخالفت اوليه میراث فرهنگی مواجه شد ولی بعد از پیگیریهای دیگر با موافقت شهرک صنعتی در نزدیکی شهرسوخته که قسمتی از شهرسوخته را نیزشامل می شد کلنگ افتتاح شهرک صنعتی بر زمین زده شد. از همان ابتدا معلوم بود که وجود شهرک صنعتی در نزدیکی یک محوطه باستانی که حتی قسمتی از آن را نیز شامل می شود چه عواقبی می تواند داشته باشد (خودتان فکر کنید) بعد از گذشت مدتی به عینه دیدیم که بولدزر چگونه خانه هایی را که زیر خاک مدفون بودند خراب کرد وچه استخوانها و سنگ قبرههای حکاکی شده از زیر خاک بیرون آمد جه سفالهای که شکسته شد به طوری که حتی در قسمتهایی یک سوم خاک بیرون آمده از زمین که در جریان حفاری جهت لوله کشی آب بیرون آمده بود از سفالهای رنگارنک چند هزار ساله تشکیل یافته بود، تخریب سیستم لوله کشی سفالی که از سمت چشمه قاینار به شهر سوخته کاغذکنان یا همان شهر خونج می آمد و همین طور چیزهای زیاد دیگر که باید بود و دید.

لازم است خواننده گان عزیز کمی با شهر سوخته کاغذکنان یا همان شهر خونج که هر برگ از برگهای کتاب تاریخ را به عقب ورق می زنیم باز نام آن را می بینیم آشنا شوند در ادامه مطالبی را که در مورد شهر خونج در کتابها آورده شده را نگاه می کنیم .

جمال ترابی طباطبایی در کتاب آثار باستانی آذربایجان در مورد شهر سوخته چنین می نویسد:
در نزديكي آغكند ـ مركز بخش كاغذكنان ـ تپه خاكي به بلندي تقريباً 15 متر وجود دارد كه سفالينه هاي مكشوفه از آن به هزاره قبل از ميلاد برمي گردد. لذا اين سفالها گواه بر وجود تمدن سه هزار ساله در منطقه را دارد. نمونه اي از اين سفالها در اشكال آتي مشاهده مي شود كه سفال بزرگ ، لعابدار و فيروزه اي ترصيع است. پنج سفال کوچک پائين سفالهاي بزرگ نيز به رنگ نخودي و آجري روشن و از گل رس بسيار نرم ساخته شده است. اين سفالها داراي قدمت مختلفي هستند و بازه زماني هزاره قبل از ميلاد تا قرن هفتم هجري را شامل مي شود.

کاش آقای طباطبایی الان بیاید و سفالهایی را که گروه باستان شناسی از خاک بیرون می آورد را ببیند سفالهایی که با قلم مو از ز مین بیرون نمی آیند و به موزه نمی روند بلکه با بولدزر تخریب و با کامیون به چاله های کنار جاده آقکند- شیرین بلاغ انتقال می یابند. و این قسمت نیز برگرفته از کتاب کاغذکنان در گذر تاریخ ایران نوشته آقاي اكبرپرندي می باشد.

کاغذکنان(خونج) یکی از شهرهای قدیمی آذربایجان است. بر اساس منابع تاریخی، از دوران سلجوقیان تا حمله مغول شهری آباد و از نظر تجاری معروف بوده است.«خونا» و «خونج» و «خونه» نامهایی هستند که تا قرن ششم و اوایل قرن هفتم به این شهر اطلاق می شده است قدیمی ترین منبعی که تاکنون نشانی از کاغذکنان(خونج) در خود داشته است کتاب البلدان ابن فقیه است این کتاب که در حدود سال 290 هـ . ق تألیف شده از خونج به عنوان شهری از شهرهای آذربایجان یاد کرده است. بنا به نوشته استخری بزرگ ترین شهر آذربایجان در قرون سوم وچهارم هجری اردبیل بوده است. جاده اردبیل از خونج عبور می کرده به این ترتیب خونج از اهمیت تجاری و اقتصادی قابل توجهی برخوردار بوده است همچنین راه زنجان و اردبیل به مراغه نیز از کاغذکنان عبور می کرد و از طریق پل دختر از رودخانه قزل اوزن به مراغه و دیگر شهرهای آذربایجان می رسید. کتاب حدود العالم من المشرق الی المغرب نیز از سراب و میانه و خونج با عنوان شهرکهای خرد و با نعمت و آبادان و مردمان بسیار یاد کرده است.
همان طور که می دانیم، جاده ابریشم نقش مهمی در حیات اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی شهرهای ایران داشته است. در نتیجه عبور این جاده از خونج بود که این شهر در دوران قبل از یورش مغول از رونق تجاری و آبادانی برخوردار بوده است.

شهر خونج(کاغذکنان) که در مسیر بعضی جاده های تجاری قرار داشت ضاهراً در عصر سلجوقیان بسیار پیشرفت کرد. برای نظارت بر کالاهایی که از مغرب زمین به سمت مشرق برده می شد و بر عکس، مرصد یا گمرکی در کنار این جاده ها در شهر خونج وجود داشته است. ابن حوقل در نیمه دوم قرن چهارم هجری درباره گمرک کاغذکنان چنین می نویسد:
از اردبیل تا میانج 20 فرسخ است و از میانه تا خونج هفت فرسخ است و خونج شهری است دارای مرصد (گمرک امروز) برای نظارت مال التجاره هایی که از آذربایجان به نواحی ری می رود از قبیل برد، وستور و همه کالا های تجارتی از گوسفند و گاو و جز آن . مقاطعه این مرصد سالیانه صد هزار دینار به طور دائم است. و گاه یک میلیون درهم یا مقداری کمتر از آن بدان افزوده می شود و در سراسر دنیا چنین درآمدی نظیر ندارد
به خاطر عوامل یاد شده یعنی قرار گرفتن شره خونج در مسیرهای ارتباطی این شهر از قرن سوم هجری تا حمله مغول یکی از پر رونق ترین شهرهای آذربایجان بوده است.
پس با توجه به این اوصاف و شواهد موجود می بینیم که شهر سوخته کاغذکنان یا شهر خونج خوابیده در خاک از نظر باستانی چه منطقه ای می تواند باشد. ولی متأسفانه شهر سوخته کاغذکنان با 50 هکتار وسعت و یک تپه باستانی که آثاری از قلعه بوده است هنوز در فهرست آثار ملی ایران به ثبت نرسیده است. مکانی که شاید نمونه آن به اندازه تعداد انگشتان یک دست در آذربایجان شرقی و حتی ایران وجود نداشته باشد.



نمی دانیم آیا سازمان میراث فرهنگی از وجود چنین مكاني در قرن بیست و یکم خبر ندارد و یا می داند و اقدامی نمی کند. خوب است به برخی از آمار آثار تاریخی ثبت شده در کشور داشته باشیم که در روزنامه های و خبرگذاریها انعکاس یافته اند.

1- معاون سازمان میراث فرهنگی: در دو سال اخیر معادل 70 سال گذشته آثار تاریخی در کشور به ثبت رسیده است و همچنین از اختصاص سالانه یک سهمیه برای ثبت آثار ملی در فهرست آثار جهانی برای کشور انتقاد کرد و از شناسایی تعداد زیادی از آثار تاریخی کشور برای ثبت در فهرست آثار جهانی خبر داد(منبع: ایرنا 2/2/87)
دوشنبه 1 آبان 1385 سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان تهران از ثبت حمام مهدی خانی تهران در فهرست آثار ملی کشور خبر داد. از تاریخ ساخت این بنا اطلاع دقیقی در دست نیست اما با توجه به نمای ساختمان می توان زمان ساخت آن را به دوره قاجار نسبت داد که گویا حدود 100 سال پیش شخصی به نام مشهدی عباس آن را از مالک اولیه آن خریداری کرده است( منبع: پایگاه خبری تحلیلی بنا)

49 تپه تاریخی شهرستان میانه آذربایجان شرقی در فهرست آثار ملی ثبت شد
به پیشنهاد سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان شرقی 51 اثر فرهنگی، تاریخی شهرستان میانه در فهرست آثار ملی ثبت شد که 49 اثر مربوط به تپه های تاریخی است.
به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی، خداوردی کریمی نژاد سرپرست سازمان با اعلام این خبر افزود: این آثار در اجرای ماده یک از قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و سایر مواد و نظام نامه اجرائی آن در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده که قدمت این آثار به دوره های هزاره قبل از میلاد، اشکانی، ساسانی و قرون اولیه اسلامی برمی گردد(منبع سایت میراث فرهنگی)
و حتی در سال 1382 تپه باستانی کل تپه در بخش کاغذکنان نیز در فهرست آثار ملی ایران ثبت می شود به طوری که این تپه یک صدم شهر سوخته هم نمی شود. در شهرستان میانه 49 تپه در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده ولی انگار شهرسوخته با آن همه قدمت، وسعت به اندازه 49 تپه موجود در شهرستان میانه ارزش ندارد در زمانی که ما سالانه باید شاهد ثبت یکی از آثار تاریخی کشورمان در فهرست آثار جهانی باشیم اما شهر سوخته در فهرست آثار کشورمان جایی ندارد و یا آن حمامی که در تهران قدمتش به بیش از صد سال نمی رسد ثبت می شود و مشابه آن هم زیاد است ولی شهر سوخته کجاست؟ و آیا این جای یک سوال بزرگی ندارد؟ و خنده دار تر از همه قرار است از باقيمانده شهر سوخته به عنوان تصفيه خانه استفاده شود(منبع: نقشه شهرك صنعتي كاغذكنان در سايت شركت شهركهاي صنعتي آذربايجان شرقي)



مسئولان شهرک صنعتی کاغذکنان شاید هم زیاد مقصر نباشند به هر حال باید لوله کشي کرد و یا جدول گذاری و کارهای مرتبط با آن. با ثبت شهر سوخته در فهرست آثار ملی ایران ما شاهد تخریب این محوطه باستانی نمی بودیم آقایان مهندس هاشمی و مهندس حسینی و مهندس حاجی اصغری نماینده محترم ما در مجلس شورای اسلامی چرا از حق ما در حفظ آثار باستانيمان دفاع نمي كنيد چرا ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي كه مقصر اصلي درباره شهر سوخته است را زير سوال نمي بريد.
و ما الان نمی دانیم باید خوشحال باشیم که شهرک صنعتی داریم و یا ناراحت باشیم که شهر سوخته کاغذکنان یا همان شهر خونج را داریم از دست می دهیم. شهری که اگر باستان شناسی می شد می توانست حقایقی از تاریخ و فرهنگ ایران را برای جهانیان نشان دهد. ولی ...........................

جمعي از جوانان كاغذكنان

Thursday, December 11, 2008

آرامگاه ویران شده ی پورياي ولی در خوی



آرامگاه ویران شده ی پورياي ولی در خوی



پوريايي ولي

سالانه بودجه ای برابر با چندین میلیون دلار در اختیار میراث فرهنگی قرار می گیرد تا صرف بازسازی و مرمت و نگهداری از بناهای تاریخی و باستانی کشور شود و در این چند ساله همواره این بودجه صرف مرمت پرسپولیس ٬ آرامگاه فردوسی ( شاعر بلند آوازه ی ترک ستیز ) ٬ ویرانه های شهر سوخته در کرمان ٬ خانه های به اصطلاح قدیمی یزد ٬ آرامگاه حافظ و سعدی و … می شود . ( در مورد سعدی هم باید این نکته را یادآور شوم که در زمان تحصیل مدام در کتاب های درسی می خواندیم که شعر «بنی آدم اعضای یکدیگرند» در سر در سازمان ملل نقش بسته که بعدها مشخص شد این گفته بلوفی بیش نبود.)ا
مسلما این بودجه ای که در این موارد صرف می شود از مالیات هایی که توسط مردم ( فارس و غیره فارس) پرداخت شده بدست آمده است . پس همان مقدار که در مناصق کویری و عمدتا فارس نشین هزینه میشود باید در سایر مناطق نیز هزینه شود .
آیا آثار باستانی که در آذربایجان وجود دارند ارزش نگهداری ندارند یا شاید اهمیت نگهداری این آثار و ابنیه کمتر از گورستان فردوسی باشد !!!؟ ب

برای روشن تر شدن موضوع بهتر است چند مورد از ابنیه باستانی کم ارزش آذربایجان را نام ببریم ؟ت

تپه حسنلو در سولدوز : که شامل ساختمان های هفت طبقه است که در زیر تپه مدفون هستند و به مراتب قدیمی تر و باشکوه تر از تخت جمشید می باشد.
تخت سلیمان در تکاب و آتشکده آذرگشتسب که اولین آتشکده در جهان می باشد.
گنبد سلطانیه در زنجان که بزرگترین گنبد خشتی جهان می باشد.
مسجد کبود ٬ ارک علیشاه و خانه مشروطه که سمبل مبارزه و ایستادگی ملت آذربایجان می باشند.
مسجد جامع و برج سه گنبد متعلق به سال 580 هجری قمری در ارومیه
مساجد متعدد قدیمی ٬ مناره شمس تبریزی ٬ مقبره پوریای ولی ( در این مورد به علت ناشناس ماندنش توضیحاتی داده خواهد شد )س
حکاکی ها خان تختی سلماس
بقعه شیخ شهاب اهری در اهر
بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی در اردبیل
قلعه باستانی بابک در کلیبر
کاخ سردار باغچه جوق در ماکو
و صدها مورد دیگر ...س

چرا تا کنون هیچ کدام از این ابنیه مورد مرمت قرار نگرفته اند ٬ آیا غیر از این است که یک خواست و هدف بی شرمانه مانند از بین بردن هویت تاریخی یک ملت در پشت این بی اعتنایی ها قرار دارد

اما بحث در مورد پوریای ولی پهلوان بلند آوازه که شاید اندک کسی اطلاع دارد که وی ترک و ساکن خوی بوده است و آرامگاه ویران شده ی ولی در خوی مکانی برای زیارت اهالی می باشد اگر همت زائران این آرامگاه نبود شاید اثری از آن باقی نمی ماند
جای تامل ست که چرا شاعر نژادپرستی را که اعمال بی شرمانه ایرانیان کویرنشین در نبرد با تورانیان را حماسه نامیده و بسی حماسه سراییده !؟؟ را این چنین تکریم نموده و پهلوان حماسه آفرینی را که آوازه اش در جهان پیچیده را این گونه به فراموشی می سپارند

شرح حال زندگی پوریای ولی که توسط استاد علي صدرايي به رشته ی تحریر در آمده را برای شناسایی خفایای زندگی آن بزرگ مرد و رفع شکیات موجود مورد توجه قرار می دهیم
اولين نكته در مورد اين پهلوان اسطوره اي اين است كه در مقطعي از تاريخ دو پهلوان و عارف زندگي مي كردند كه در برخي از منابع تاريخي اين دو نفر را به اشتباه بك نفر ذكر كرده اند
الف-پهلوان پوريايي ولي يا خواجه پري يار
ب-پهلوان محمود خوارزمي قتالي كه مزارش در خوارزم است
طبق منابع موثق، پهلوان محمود قتالي فرزند پهلوان پورياي ولي بوده و با عنوان محمود قتالي بن پورياي ولي از وي نام برده شده متاسفانه در برخي از منابع متاخر كلمه«ابن» كه به معني«فرزند» است، حذف نموده و منابع معاصر نيز هر دو شخصيت را يكي فرض نموده و پهلوان محمود قتالي را مشهور به پورياي ولي ذكر كرده اند. اين اشتباه در دايره المعارف بزرگ اسلامي هم تكرار شده است. اما بايد توجه داشت كه پهلوان محمود قتالي هر چند كه عارف و پهلوان نامداري بوده و آثاري هم با يادگار گذاشته، ولي هرگز در شهرت و نام آوري به اي پدرش پهلوان پورياي ولي نمي رسيد
در مورد اينكه پهلوان پورياي ولي در خوي زندگي كرده و در همچنين شهر و در گورستان مشهور به« پيرولي » دفن شده است به 2 سند مهم تاريخي اشاره مي كنیم
الف-در يك طومار قديمي كه در عهد صفويه و حدود 400 سال قبل بر برروي پوست آهو نوشته شده، صراحتا آمده است كه پهلوان پورياي ولي از شهرستان خوي بود. متن كامل و تصوير اين طومار در كتاب « ورزش باستاني ايران» نوشته دكتر پرويز ور جاوند آمده است
ب-در كتاب خطي«مرآت الشرق» كه شرح حال 680 دانشمند شيعه قرن هاي 13و14 هجري قمري ذكر شده، زندگينامه پهلوان پورياي ولي و وجود مزارش در گورستان «پيرولي» خوي قيد شده. در اين كتاب به سنگ قبر پورياي ولي هم اشاره شده و عين سنگ نوشته، قيد شده است . در سنگ قبر اسامي 7 تن از اجداد پورياي ولي ذكر شده بود. نام پدر پورياي ولي، محمود بود و پسر وي نيز محمود نام داشته. اين رسم در بين مردم خوي و منطقه وجود داشته و هنوز هم وجود دارد. كسانيكه به پدر خود علاقه بسيار دارند، براي زنده نگه داشتن نامش، فرزند خود را به آن نام مي خوانند
در آن سنگ فبر تاريخ فوت پورياي ولي سال 420 هجري قمري ذكر شده است
«كتاب مرآت الشرق» تصحيح توضيح استاد صدرايي منتشر خواهد شد
ج-مورد و سند ديگر داستاني در مورد پورياي ولي است كه مردم خوي از گذشته هاي دور اين داستان را بهصاحب بقعه پيرولي نسبت مي دهند. ما نمي توانيم از داستانهاي كه مردم بصورت سينه به سينه نقل مي كنند.، بهسادگي بگذريم. همچنان كه قبل از اينكه تحقيقات مورخين در مورد مزارشمس تبريزي منتشر شود. مردم خوي با نقل داستانهاي به مزارشمس در خوي اشاره مي كردند. بهر حال اين داستان كه در كتابهاي تاريخي هم نقل شده، علت اسطوره شدن پورياي ولي را نشان مي دهد
جواني به نام «معالق» از فقراي شهر خوي كه از نعمت پدر محرومبود. عاشق دختر حاكم اين شهر مي شود. او كه تنها فرزند مادرش بود، از شدت عشق بيمار و بستري مي گردد. مداواهاي پزشكان در علاج بيمار كارگر نمي افتد چرا كه بيماري عشق درمان جسمي ندارد. بالاخره پسر زبان مي گشايد واز عشقش به دختر حاكم مي گويد. مادرو نزديكانش وي را را نكوهش مي كنند. اما پسر بر عشق خويش پايداري مي كند و مادر به ناچار به خواستگاري دختر حاكم مي رود. خبر به گوش دختر حاكم مي رسد و وي ازدواج خود با آن پسر يتيم را مشروط به پيروزي اش بر پهلوان نامدار خوي،پورياي ولي مي كند. از آنجا كه عشق منطق ديگري دارد. پسر جوان با وجود اينكه مي داند، توان غلبه بر پورياي ولي را ندارد، براي مبارزه و كشتي گرفتن اعلام آمادگي مي كند. تاريخ مبارزه براي يكي از روزهاي جمعه تعيين مي شود
در نماز جمعه يكي از مساجد، مادر آن جوان حلواي نذري پخش مي كند. پورياي ولي كه در نماز حضور داشت. از مادر مي پرسد: نذرت جيست و او جواب مي دهد: پسرم براي ازدواج با دحتر حاكم بايد با پورياي ولي كشتي بگيرد و نذر كرده ام تا پسرم پيروز گردد
پوريا دچار ترديد مي شود. ترديد در مورد حفظ موقعيت خود به عنوان پهلوان شهريا اجانب نذر يك مادر و حركت در جهت رساندن يك جوان به آرزوي خود. اين ترديد و تصميمي شجاعانه كه مي گيرد. باعث اسطوره شدن پورياي ولي مي گردد. روز موعود فرا مي رسد. پوريا و جوان عاشق در ميدان كشتي حاضر مي شوند. جمعيت انبوهي به تماشا ايستاده اند. همه انتظار دارند. در چشم به هم زدني ، پهلوان نامدار شهرشان پيروز گردد. اما نتيجه چيز ديگري است. پهلوان خود را مغلوب جوان عاشق مي كند
خود پهلوان پورياي ولي در اين مورد مي گويد: وقتي پشتم به خاك رسيد و آن جوان بر سينه ام نشست. ناگهان حجاب ديدگانم به كنار رفت و آن معرفتي و آن معرفتي را كه سالها در جستجويش بودم، در مقابل ديدگانم يافتم.
مردم، جوان پيروز را بر دوش خود گرفتند و به سمت خانه حاكم حركت كردند. پهلوان شهر مغلوب شد و در زير دست و پاي مردم نظاره گر شادي آن جوان و گريه هاي شوق مادرش بود. ديگر هيچكس پوريا را به چشم پهلوان نمي نگريست
سالها بدين منوال سپري شد و مردم زماني متوجه قضيه شدند كه پهلوان پوريا نقاب خاك بر سر كشيده يود. از آن زمان پوريا به پهلوان افسانه اي و اسطوره اي تبديل شد
د-ده فرمان مشهور جوانمردي كه از پوريا به يادگار مانده، جزو اصول ورزش باستاني است و اين ده فرمان سالها سرلوحه پهلوان خوي بوده و هنوز هم سينه به سينه نقل مي گردد

Thursday, October 23, 2008

در واكنش به تخريب آثار تاريخي- ارک قالاسی

در واكنش به تخريب آثار تاريخي- ارک قالاسی

مردم اصفهان در اعتراض مردم آذربايجان در خواب

سه شنبه 23 مهر1387، 14 اکتبر 2008

ارك قالاسي – روز شنبه، بيستم مهرماه باري ديگر هزاران تن از مردم اصفهان در واكنش به عبور دادن متروي اين شهر از زير خيابان "چهار باغ عباسي" در ميدان نقش جهان تجمع اعتراض آميزي برگزار كردند.

بنا به تصويب شوراي شهر اصفهان طرح احداث "متروي" شهر قرار است پس از عبور از خيابان "شمس آبادي" به سمت "خيابان چهار باغ عباسي" منحرف شده و از ميدان نقش جهان بگذرد. اجراي اين طرح بنا به نظر كارشناسان ميراث فرهنگي موجب آسيب ديدن جدي آثار تاريخي مهم اين شهر و از جمله" مدرسه چهارباغ، بدنه‌ چهارباغ عباسي و سي‌وسه پل و .. " خواهد شد و به حيثيت تاريخي و فرهنگي اصفهان ضربه وارد خواهد كرد.

اما نكته حايز اهميت در اين ميان آن است كه كارشناسان و مردم اصفهان از روز برملا شدن اين طرح، به صورت بسيار سازمان يافته به اين امر اعتراض كرده و تمامي مطبوعات و رسانه هاي سراسري و محلي استان ، تشكلهاي غير دولتي (NGO)، دانشگاهيان و عموم مردم از تمامي اقشار در مقابل اين پروژه جبهه گيري كرده اند.

اين حركت خود جوش ولي هماهنگ مردم اصفهان و پافشاري آنان بر موضع حفاظت از تمامي داشته هاي فرهنگي خود، برسر موضوع احداث "برج جهانما" در حريم چشم انداز قانوني ميدان "نقش جهان" در چند سال پيش نيز، تجربه شده و در اثر استقامت مردم و نيز فشارهاي سازمان يونسكو "در حذف نام ميدان نقش جهان از ثبت جهاني اين سازمان" كه در اثر اطلاع رساني خوب ارگانهاي غير دولتي صورت گرفته بود و در نتيجه حساس شدن افكار عمومي در سراسر ايران و حتي ايرانيان خارج از كشور، نهايتآ دولت و نهادهاي وابسته به آن از جمله شهرداري تسليم خواسته مردم شده و طرح مطابق نظر كارشناسان اصلاح گرديد.

حال مردم اصفهان با الهام از آن تجربه موفق خود در پافشاري بر سر موضع به حق خود اين بار نيز با جدي شدن، "طرح اجراي عبور دادن مترو از خيابان تاريخي چهار باغ عباسي" به صورت خود جوش ولي با سازمان يافته گي و اطلاع رساني درست در جهت "تحريك احساسات ملي افكار عمومي داخل و خارج ايران" و نيز كشاندن دوباره موضوع به مجامع بين المللي چون "يونسكوي سازمان ملل متحد" و با بسيج كامل تمامي رسانه هاي محلي و سراسري عمل كرده و در نتيجه در چند روز اول اعتراض "سازمان ميراث فرهنگي كشور" را مجبور به اعلام موضع در مقابل شهرداري كرده و پاي صداو سيماي ج.ا.ا را نيز به مسئله كشانده و در نتيجه احمدي نژاد را هم(به جهت حفظ ظاهر و به دست آوردن محبوبيت)،قانع كردند نظر به متوقف شدن اين طرح بدهد.

هرچند اين اقدامات تا به حال نتوانسته است بر روي مسئولان شهرداري و شواري شهر تاثير لازم را گذاشته و آنها را مجبور به اصلاح پروژه خود نمايد (حداقل تا زمان نگارش اين مطلب) ولي مردم شهر ايمان دارند كه در نهايت موفق به عملي كردن خواسته هاي مشروع خويش خواهند شد و تا آن زمان به تشديد اين اعتراضات ادامه خواهند داد.

اما نكته اي كه حايز اهميت بسيار بوده و موجبات نگارش اين مطلب را فراهم آورد، درسي است كه مي توان از اين تجربه ها به دست آورده و در حفاظت از آثار ملي و تاريخي آذربايجان از آنها استفاده كرد.

متاسفانه عموم مردم آذربايجان و در يك گام نزديكتر "فعالان حركت ملي آذربايجان" به عنوان "مغز متفكر و قشر پيش روي" آذربايجان تا به حال اقدامي مناسب، موثر و هدفمند در مقابل تخريب هاي بي امان عمال آپارتايد در حق "ميراث فرهنگي و طبيعي" بي مانند مان انجام نداده و در اصل اهميت چنين اقداماتي را در صيانت از هويت و داشته هاي فرهنگي يمان را به درستي درك نكرده اند.

تخريب عمدي "ارك عليشاه"، "محوطه باستان شناسي گوي مچيد"در تبريز ، عدم مرمت مناسب "مجموعه تاريخي بقعه شيخ صفي الدين" اردبيل ، بي مهري به "گنبد سرخ" مراغه ، بي توجهي عمدي به "گنجينه هاي باستان شناسي" خياو ، تلاش در نابودي كامل "تپه باستاني حسنلي" سولدوز ، عدم رسيدگي مطلوب به "مجموعه باستاني تخت سليمان" تيكان تپه ، بي توجهي برنامه ريزي شده در راستاي خشكاندن "اورمي گولي ، بي علاقه گي به "كار باستان شناسي" در منطقه غني بيجار و گروس آذربايجان ، اقدام عملي در نابودي "گنبد سلطانيه" دومين گنبد بي نظير دنيا در زنجان ، و ده ها و بلكه صدها مثال ديگر از تخريب آثار تاريخي و طبيعي ملت آذربايجان، توسط رژيم فاشيشت و عمال منطقه اي آن تنها نمونه كوچكي از جدي بودن هجمه تمام عيار شووينيسم در نابودي اين آثار بوده و است.

ولي متاسفانه عموم مردم آذربايجان به اندازه كافي نسبت به "ارزش آثار تاريخي و طبيعي" خود وافق نبوده و نسبت به نابودي آنان عكس العمل و واكنش مناسبي را از خود بروز نمي دهند. هنوز يادمان است كه چند سال پيش شهرداري تبريز با كمال وقاهت اقدام به از بين بردن آثار "باستان شناسي و اجساد بي نظير هزاره اول پيش از ميلاد" در محوطه "گوي مچيد" به جهت ساخت مجتمع هاي تجاري پرداخته و علارقم ارزش غير قابل مقايسه اين آثار در مقابل آثار تاريخي "ميدان نقش جهان اصفهان" ، متاسفانه هيچ گونه اعتراض و واكنش مناسبي از سوي مردم و تشكل ها و رسانه هاي غير دولتي صورت نگرفته و دولت و عمال منطقه اي آن در كمال آرامش و آسودگي به از ميان بردن اين گنجينه هاي افتخار آميز ملت آذربايجان پرداخته و به اصطلاح "آب هم از آب تكان نخورد". هنوز هم از اذهان مردم تبريز فاجعه تخريب با ديناميت "تالار تاريخي شير و خورشيد" در محوطه قانوني "ارك عليشاه" و به دنبال آن نابود كردن قسمتهاي مهمي از بناي ارك به جهت ساخت "مصلي تبريز"، خارج نشده و شرم سكوت و" لام از كام در نياوردن مردم آذربايجان" در اين واقعه به مانند زخمي بر دل اين سرزمين نقش بسته و او را آزار مي دهد. (مردمي كه همانند روز اعدام ثقةالسلام به دست روس ها، در خيابانهاي اطراف ارك جمع شده و با آرامش خاطر شاهد اين انفجار درد آور بودند.)

آري علارقم نقش وحشيانه تفكر آپارتايدي حاكم بر ذهن مسئولان پايتخت نشين و منطقه اي در تخريب آثار تاريخي و باستاني مان ، ولي با كمال شرمندگي ما خود نيز با سكوت و بي توجهي و بي علاقه گي به سرنوست شواهد هويتيمان (آثار تاريخي و طبيعي آذربايجان) و سپردن آينده آنها به دست "قضا و قدر" و به ميل حاكمان نا مشروع خويش، آبي به آسياب اين نابودي خودمان ريخته و در اين اقدام شركت كرده ايم.

اميدوارم اين انتقادات صريح و بي پرده من، موجب ناراحتي مردم با شرف ولي در خواب آذربايجان نگشته و اين صحبتها به درك مناسب ارزش آثار تاريخي و طبيعي مان كمكي كرده و لزوم و اهميت اقدام و اعتراض مردم در حفظ مدارك هويتيمان را به درستي نشان داده باشد. تاثير اين اقدام و اعتراض و حساسيت به موقع مردم و افكار عمومي و رسانه ها "كه در اصل وجدان بيدار جامعه هستند" در پايداري ميراث فرهنگي آذربايجان را در مسئله نابود كردن عمدي خانه سردار ملي آذربايجان "ستارخان" كه توسط شهرداري تبريز و با چراغ سبز "سازمان ميراث فرهنگي استان" در حال اجرا و پياده شدن بود، مي توان به خوبي مشاهده كرد. بطوري كه پس از فاش شدن اين اقدام حيواني، توسط مطبوعات و سايتهاي مردمي، دژخيمان و مزدوران آپارتايد مركز نشين به اصطلاح سازمان ميراث فرهنگي، تسليم فشارهاي افكار عمومي ملت آذربايجان و در اثر آن، فشارهاي مجامع داخلي و بين المللي گشته و خانه سردار ملي" و آن هم بدون مك ترين هزينه و مشكلي براي مردم از دست فاشيستها موقتا نجات يافت.

بله در صورت اطلاع رساني درست و به موقع و نيز واكنش مطلوب و حساسيت قوي و شديد مردم كه مي بايست در يك سازمان يافته گي عملي هماهنگ شوند و نهراسيدن از هزينه كردن در اين مسير، و نيز عمومي كردن اين مسئله به معني "درگير كردن تمامي مردم آذربايجان از هر طيف و تفكر و بينش سياسي و مذهبي" و ... در اين خواسته و در يك كلام حساس كردن "افكار عمومي مردم" به موضوع تخريب عمدي آثار تاريخي و طبيعي آذربايجان، و ندانم كاري برنامه ريزي شده در اين راه، بي شك خواهد توانست گنجينه هاي ملي ما را نيز مانند مردم اصفهان و نيز ساير مردم جهان از گزند نابودي و تخريب نجات دهد.

آري و اين وظيفه در درجه اول به عهده"فعالان حركت ملي آذربايجان"از هر طيف و بينش سياسي و فرهنگي كه هستند بوده و مي بايست وظيفه هماهنگ كردن اقدامات و اعتراضات در مقابل تخريب آثار وجوديمان كه بسياري نيز در صورت بي توجهي در مدت زمان كوتاهي براي هميشه از بين خواهند رفت را بر عهده گيريم.



" به اميد تبلور دوباره حس وظيفه شناسي در قبال حفظ تاريخ و فرهنگمان "

"www.arkqalasi.blogfa.com"

Sunday, October 12, 2008

آشنايي با قيزقلعه ساوه آزربايجان

آشنايي با قيزقلعه ساوه آزربايجان
بوز آی ۵, ۱۳۸۶


گردشگری- همشهري‌آنلاين:
يكي از مهمترين آثار شگفت‌انگيز معماري كشور در مناطق مرتفع و سخت گذر ايران در دوره باستان كه تاكنون ناشناخته مانده قيز قلعه ساوه مي‌باشد.
عظمت بنا و فلسفه وجودي ساخت آن دراين منطقه به حدي جالب است كه مي‌توان از آن به عنوان يكي از منابع مهم جذب گردشگر بين‌المللي به استان مركزي و همچنين معرفي دستاوردهاي معماري ملي و باستاني ايران قديم اشاره كرد.


قصر، عبادتگاه و دژ دفاعي قلعه دختر ساوه بر روي صخره بلندي مشرف به دشت ساوه بنا شده كه از سه طرف شرق، غرب و جنوب بوسيله صخره‌هاي متعدد ديگري احاطه شده‌است.

از نماي شمالي قلعه سه قله صخره‌اي بلند مشاهده مي‌شود كه قصر و قلعه در نوك قله‌اي كه در وسط قرار گرفته ساخته شده و اين قلعه از جاده ساوه به همدان و از تمامي دشت و شهر ساوه قابل رويت است.

در دو طرف صخره قيز قلعه دو رودخانه كوچك جاري است، رودخانه ضلع شرقي دايمي، اما رودخانه‌اي كه در ضلع غربي قرار دارد به صورت فصلي است.

نزديكترين آبادي به قلعه، روستاي قيز قلعه است كه از منابع آبي اين دو رودخانه تغذيه مي‌شود، بعداز قيزقلعه، روستاي سرخده‌است كه در كنار رودخانه قره‌چاي قرار دارد و قلعه از روي پل سرخده به راحتي قابل ديد است.

قلعه از دو بخش اصلي دژدفاعي و قصر تشكيل شده كه در مجموع حدود ۳۰۰۰ متر مربع مساحت دارد.

براي رسيدن به قلعه مي‌توان باوسيله نقليه سواري تا پاي دامنه صخره رفت، و سپس مسافتي حدود ‪ ۳۰۰‬متر را بايد پياده طي كرد تا به دروازه اصلي ورود به قلعه رسيد.

دروازه ورودي در ضلع‌شرقي صخره قرار دارد كه بعداز عبوراز رودخانه كوچك، بقاياي ديواره دروازه كه از سنگ و ساروج ساخته شده است ديده مي‌شود.


با عبور از اين دروازه بايد حدود ي۱۰۰ متر دامنه شيب دار ضلع جنوب شرقي صخره را براي رسيدن به نوك قلعه كه ساختمان اصلي قصر(نيايشگاه) قرار دارد را طي نمود، شيب دامنه جنوب شرقي حدود ‪ ۶۰‬درصد است.

تمامي ديوراه صخره به صورت پرتگاه مي‌باشد و هر نقطعه‌اي كه احساس مي‌شده مي‌توان از آن عبور نمود باسنگ وساروج تا بالاي صخره بسته شده است، به طوري كه هيچ راه نفوذي از سه ضلع شمالي، شرقي و غربي به درون قلعه وجود ندارد.

ورود به قلعه از طريق چند راه پله سرپوشيده صورت مي‌گرفته كه با مهارت ويژه‌اي استتار شده‌اند و استتار راه پله‌ها با ساختن ديوراي از لاشه سنگ و ساروج درست در امتداد ديواره‌هاي صخره صورت گرفته است.

پنج راه‌پله پشتي بنا و دو راه‌پله درغرب بنا كه دركنار پرتگاه در ارتفاع چندمتري از سطح رودخانه ساخته شده به اتاقهاي تعبيه شده در دل صخره منتهي مي‌شوند.

ازپله‌هاي پشت بنا براي ورود و خروج محافظان و نگهبانان استفاده مي‌شده و از پله‌هاي غربي براي وررد و خروج مقامات به‌داخل قلعه و حمل آذوقه استفاده مي‌شده‌است.

در مقابل راه پله‌هاي غربي و بر روي صخره مقابل راه باريكي وجود دارد كه محل رفت وآمد ساكنان قلعه بوده و اتاقهاي قلعه تو درتو و به‌يكديگر ارتباط داشته‌اند.

باتوجه به ارتفاع ديواره و طاقهاي فرو ريخته احتمال مي‌رود كه بناي قصر داراي طبقه دوم ‌و سوم هم بوده و در سمت دروازه ورودي، بناي ديگري وجود دارد كه احتمالا براي عبادتگاه مورد استفاده بوده و اين مكان داراي محرابي به سوي دشت ساوه (درياچه قديمي ساوه) و در جهت خلاف قبله مي‌باشد.

در اطراف كاخ اصلي حفره‌هاي متعددي براي ذخيره آب ساخته شده و لوله‌هاي سفالي شكسته‌اي در اين مجموعه يافت شده كه نشانگر استفاده از شبكه آبرساني و فاضلاب مي‌باشد.

بناي قيز قلعه كاملا بر دشت ساوه مسلط بوده وداراي چهار برج ديده‌باني در ضلع شمالي، غربي و شرقي است كه از ميانه صخره تا بالاي آن با سنگ و ساروج كار شده‌است.

اما از نظر قدمت و كاربرد بنا، بر اساس اسناد و مدارك تاريخي و تحقيقات به‌عمل آمده درخصوص قلعه‌هاي دختر ساخته شده درايران مي‌توان به سوابق معابد آناهيتا و مهر پرستي ايرانيان اشاره نمود.

بر اساس اين تحقيقات، قلعه دختر ساوه نيايشگاهي براي عبادت و احترام به آب و ناهيد در پيش از اسلام و قبل از خشكيدن درياچه ساوه در دوره ساسانيان بوده، محراب ساخته شده بر روي درياچه قديمي ساوه در قلعه اين احتمال را بيشتر مي‌كند.

بناي تاريخي قيز قلعه در تاريخ ‪ ۱۳۸۲/۲/۹‬به شماره ‪ ۸۶۰۰‬در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده‌است.

از ديگر قلعه‌هاي تاريخي استان مركزي مي‌توان به قلعه‌هاي حاج وكيل اراك، آردمين غرق آباد در ‪ ۵۶‬كيلومتري جاده ساوه به همدان، الوير روستاي ساوه، اسماعيليه بر روي كوه قره‌داغ در ‪ ۳۵‬كيلومتري جنوب‌غربي ساوه، جمشيدي نيمور محلات، آقاخان محلاتي شهر محلات و خسرواني محلات اشاره نمود.

راههاي دسترسي: جاده ساوه به همدان، روستاي سرخده، عبور از ميان روستا و عبور از پل ساخته شده بر روي رودخانه قره چاي، حركت به سوي روستاي قيز قلعه و عبور از ميان روستا وطي مسير حدود يك هزار و ‪ ۵۰۰‬متر كه تماما با وسيله نقليه سواري قابل انجام است، فاصله قيز قلعه تا ساوه حدود ‪۲۳‬ كيلومتراست.

اسدالله امیری دئییر:
آغلارگولر ۱۹-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۸:۰۱ گ.ؤ
نكات تكميلي در خصوص قيز قلعه ساوه

جهت عزيمت به قيز قلعه از شهر ساوه يکي از
دو مسير زير را مي توان انتخاب کرد:

۱) جاده ساوه- همدان، حدود ده
کيلومتربعد از ساوه به سمت همدان- در
سمت چپ، خروجي به سمت سد ساوه –بعد از
حدود هشت کيلومتر پيشروي به سمت
سد، به روستاي آسيابک مي رسيد، سپس به
داخل روستا در سمت چپ جاده پيچيده
و از داخل روستا عبور کرده و توسط يک جاده
خاکي بعد از عبور از رودخانه
قره چاي به روستاي قيز قلعه رسيده و بعد
از عبور از روستا به دامنه تپه
اي که قيزقلعه بالاي آن قرار دارد رسيده
و بعد از آن بايد با پاي پياده
به بالاي قلعه رفت.

۲) جاده ساوه-يل آباد، بعد از عبور از
روستاهاي يل آباد،قَردين،
رودخانه قره چاي ،روستاهای
سرخده(سورخادئي-surxadey) و قيز قلعه به قلعه
مي رسيم.

نکات قابل توجه:

- فاصله قيز قلعه تا شهر ساوه حدود ۲۳
کيلومتر است.

- در کوههاي اطراف قيز قلعه گياهان
بومي به نامهاي :
بادامچالوق(badamçaluq)، اولغون(ulğun) و
اوٍزرليک(üzərlik) به چشم مي
خورد.قابل ذکر است که از گياه اولغون
براي تثبيت شنهاي روان در اطراف
جاده قديم ساوه-تهران در نزديک مأمونيه
استفاده شده است.

- اسامي کوهها و دره هاي اطراف قيز
قلعه طبق روايت افراد بومي به
شرح ذيل مي باشد: گج داغي- قارا گؤل-بؤلگو
دربند-شور دربند-شيرين
دربند-ياستان-يول دره سي-قورد
دوغان-بورجاخلو-قاراداغ-آق داغ.

- روستاي قيز قلعه داراي پنج خانوار
مي باشد که همگي از طايفه
کوسه لر ايل شاهسون و ترک زبان مي باشند.
اهالي روستاي آسيابک نيز از
طايفه کوسه لر مي باشند. همچنين جمعيت
روستاي سورخادئي(surxadey) ۲۰۰ نفر
بوده و نصف آن شاهسون و از تيره علي بگلي
و ياراموشلو بوده و نصف ديگر آن
ترکهاي غير شاهسئون مي باشند.جمعيت يل
آباد نيز نزديک ۴۰۰۰ نفر بوده و
همگي ترک زبان مي باشند.

- علاوه بر روستاي آسيابک ياد شده در
فوق، روستاي ديگري نيز به
همين نام در منطقه زرند ، بين ساوه و
تهران واقع است.

- در نزديکي روستاي قيز قلعه ،
روستاي سرخده قرار دارد.ولي اهالي
روستا، آن را سورخادئي(surxadey) مي نامند.

- هنگام عزيمت به قيز قلعه آب شرب به
همراه داشته باشيد چونکه آب
آنجا شور است.

مهدي راستگو دئییر:
قوراپيشيرن ۳۰-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۵:۵۰ آ.خ
به دليل عدم توجه اداره ميراث فرهنگي محترم شهرستان ساوه به اين قلعه تاريخي اين قلعه در حال تخريب مي باشد و تا چند سال آينده اثري از آن نخواهد ماند هر چند الان نيز به شدت تخريب شده

مهدي راستگو دئییر:
قوراپيشيرن ۳۰-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۵:۵۷ آ.خ
روستاي قيزقلعه كه داراي يك بناي عظيم تاريخي مي باشد كه مي تواند در جذب توريست از ساير كشورها نقش مهمي داشته باشد هم اكنون حتي راه حمل و نقل مناسبي ندارد كه اين بي توجهي مسئولين محترم را نشان مي دهد واقعا جاي سوال است كه وظيفه اداره ميراث فرهنگي چيست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟علت تخريب اين بناي عظيم تاريخي به دليل عوامل طبيعي و يا حفاري هاي غير مجاز چيست؟؟؟؟؟؟؟مسئوليت اين امور با چه سازماني است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چه كسي بايد پاسخگو باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

قلعه قاچاقاچ در رباط كريم اثر ملي شد

قلعه قاچاقاچ در رباط كريم اثر ملي شد
خزل آی ۱۹, ۱۳۸۷


جام جم آنلاين: قلعه قاچاقاچ واقع در قريه قاچاقاچ در جنوب شهر رباط كريم به شماره ۲۳۱۳۴ در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.
به گزارش روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان تهران اين قريه كه در حال حاضر خالي از سكنه مي‌باشد و بخش‌هايي از آن تخريب شده است، در محدوده اراضي فرودگاه بين‌المللي امام خميني (ره) قرار دارد. داراي اتاق‌هايي در اطراف بوده و اتاق‌هايي نيز در وسط محدوده قلعه واقع شده‌اند كه كاربري خاصي براي خود دارند مانند شاه‌نشين، محل طبخ نان، آشپزخانه، محل نگهداري احشام و… قلعه قاچاقاچ يك قلعه متشكل از گل و خشت مي‌باشد كه عمدتا سقف‌ها تمام به صورت گنبدي و قوسي اجرا شده و هنوز هم قسمت‌هايي از آن استحكام كافي را دارند.

همان گونه كه از تاريخ و گذشته رباط كريم برمي‌آيد اين شهرستان مهد رباط، قلعه و كاروانسراهاي متعدد و تاريخ مي‌باشد. قلعه روستايي قاچاقاچ نيز داراي كاربري خاصي است و به صورت اتفاقي در اين محدوده ساخته نشده است. در مسيرهاي مختلف بازرگاني و تجاري آن زمان، كه رباط كريم نيز در مسير جاده ابريشم آن زمان بوده و از موقعيت استراتژيك خاصي نيز برخوردار بوده است، اقدام به ساخت كاروانسراها و قلعه‌ها مي‌نمايند و قلعه قاچاقاچ بدين منظور ساخته شده است.

شايان ذكر است اين قلعه در گذشته با كاربري حفاظت و جلوگيري از غارت و دستبرد به اهالي و حفاظت از اموال ساخته شده بود و در حال حاضر متروك مي‌باشد. مالكيت آن نيز با فرودگاه بين‌المللي امام خميني (ره) به نمايندگي از دولت مي‌باشد.

Wednesday, September 24, 2008

آتش سهل‌انگاری در جان بازار تبریز

آتش سهل‌انگاری در جان بازار تبریز
Wed / 24 09 2008 / 6:51

پس از ۲۴ ساعت عملیات اطفاء حریق؛ آتش نشانان، بازار چرم تبریز را تحویل نیروی انتظامی دادند

تبریز نیوز:سرویس حوادث:"رضا محدثی" – خبرنگار در تبریز : پس از 24 ساعت عملیات اطفاء حریق؛ آتش نشانان، بازار چرم تبریز را تحویل نیروی انتظامی دادند، اما هنوز مقصر یا مقصران واقعی این آتش سوزی مشخص نشده اند.

آتش‌سوزي بازار بزرگ كفش و چرم كه از ساعت30/22 يكشنبه ، 31 شهریور 1387 ، آغاز شده بود، در ساعت 21 شب دوشنبه توسط 100 نیروی آتش نشانی از 12 ایستگاه آتش نشانی تبریز اطفا شد و آتش‌نشانان محل حادثه را در ساعت 21:30 به نيروي انتظامي تحويل دادند.

سال گذشته نیز این بازار دچار آتش سوزی گسترده ای شده بود. در دومین آتش وزی این بازار، از 120 باب مغازه این بازار، طبقه همکف به طور کامل در آتش سوخت و پنج طبقه دیگر این ساختمان بر اثر اين حريق، دچار دودگرفتگي و شكستگي بعضي از شيشه‌ها شدند.
به دنبال این آتش سوزي ستاد حوادث غير مترقبه تبريز با حضور جمعي از مسئولان ارشد آذربايجان شرقي و مقام‌هاي محلي اين شهر تشكيل جلسه داد. در این جلسه افرادي نظير محمدرضا ميرتاج الديني نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي‌، محمد اشرف نيا معاون عمراني استاندار آذربايجان شرقي‌،‌ عليرضا نوين شهردار و محمدعلي ذبيحيان فرماندار تبريز حضور داشتند. احمد عليرضا بيگي، استاندار آذربايجان شرقي نیز با حضور در محل حادثه آتش سوزي از نزديك در جريان چگونگي اطفاي اين آتش سوزي قرار گرفت.
گفته مي‌شود محموله‌اي بزرگ از چسب مخصوص كفاشي روزهاي گذشته در اين بازار تخليه شده و با توجه به قدرت آتش سوزي احتمال مي‌رود اين محموله به دلايلي دچار حريق شده باشد.
معاون عمليات سازمان آتش نشاني تبريز، وجود 20 هزار حلب چسب كفاشي در محل انبار اين بازار را دليل اصلي گسترش حريق و طولاني شدن مدت زمان اطفا آتش عنوان كرده است ولی هنوز علت دقیق این آتش سوزی تا زمان تحریر این گزارش اعلام نشده است.
انوشيروان كرماني‌نژاد ـ‌ معاون عمليات سازمان آتش‌نشاني تبريز ـ اين بازار را فاقد كمترين امكانات ايمني دانست و فرماندار تبريز نیز تاکید کرد:‌ با مسبب يا مسببان احتمالي اين آتش سوزي به شدت برخورد خواهد شد.
در حالی که به گفته محمد حسین فرهنگی نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی، این بازار تحت مالکیت شهرداری تبریز قرار دارد، علیرضا نوین شهردار تبریز در توضیح عدم تجهیز این بازار به امکانات اطفاء حریق اعلام کرد که بازار چرم تبريز تحويل هيئت امناي اين بازار شده و هم ‌اكنون به صورت هيئت امنايي اداره مي‌شود، ولی هيئت امناي بازار چرم تبريز این ادعا را تكذيب كرده و اعلام نموده اند؛ بازار چرم تبريز تاكنون تحويل هيئت امنا نشده است.
هیئت امنای بازار چرم تبریز در صورتجلسه نشستی که پس از بروز این حادثه تشکیل دادند با اعلام اينكه هنوز پروژه ياد شده از نظر ساختماني به اتمام نرسيده است، آورده‌اند؛ طي صورتجلسه مورخه 12 آذرماه سال 86 در محل سازمان عمران با توجه به اينكه پروژه بازار چرم به پايان نرسيده بود، مقرر شد طي دو ماه يعني در تاريخ 12 بهمن ماه همان سال پروژه به اتمام رسيده و به اداره املاك تحويل شود تا با نظارت هيئت امنا اداره شود که تاکنون این موضوع محقق نشده است.
اين صورتجلسه به امضاي پورحسين، چلنگري، پاكدل،‌جباريان، سرندي، باهري‌پور و باتر به عنوان اعضاي هيئت امناي بازار چرم تبريز رسيده است.
پس از این حادثه دو نفر از نمایندگان مردم تبریز در مجلس نسبت به وقوع این حادثه و تبعات احتمالی آن در خصوص ثبت جهانی بازار تبریز واکنش نشان دادند.
محمدرضا ميرتاج‌الديني در گفت و گویی با خبرنگاران خواستار تشكيل كميته تحقيق ويژه براي بررسي آتش‌سوزي بازار چرم تبريز شد و به شدت از مسئولین امور در خصوص وقوع این حادثه انتقاد نمود.
وی با اشاره به حجم گسترده اعتراضات مردمي و نيز ابهامات و قصور برخي از دستگاه‌هاي اجرايي در پرونده آتش‌سوزي خواستار تشكيل كميته تحقيق ويژه در اين مورد در استانداري آذربايجان شرقي شده است. نماینده مردم تبریز در مجلس اعلام کرده است که در بازديد از محل آتش‌سوزي بازار چرم در روز وقوع حادثه مشخص شد برخي از دستگاه‌هاي اجرايي، هم در اصل اقدام به مهار آتش‌سوزي و هم قبل از آن تعلل‌ها و بي‌توجهي‌هايي نسبت به انجام وظايف قانوني داشته‌اند كه با تشكيل اين كميته بايد ابعاد قضيه مورد بررسي قرار گيرد. ميرتاج‌الديني اظهار داشته است، با وجود اينكه اهالي ساكن در محل در مكاتباتي به دادستان تبريز نواقص موجود در اين مجموعه تجاري را از نظر ناامن بودن آن وقوع حوادث مشابه در سال‌هاي گذشته ياد‌آور شده و خواستار رسيدگي به موضوع بوده‌اند، اما همچنان به اصناف بازار اجازه داده شده است به فعاليت خود ادامه دهند. وي از بي‌توجهي مسئولان ذي‌ربط در اين زمينه انتقاد نموده و خاطر نشان کرده است،‌ چرا به شكايات مردمي گوش داده نشده ولي بعد از وقوع حادثه همگي در ميدان حاضر شده‌اند. نماينده مردم تبريز در مجلس فقدان پله‌هاي اضطراري، ‌نبود سيستم اطفاي حريق در محل ساختمان و انبار شدن مقادير مواد اشتعال‌زا نظير چسب در بازار تبريز را از موارد غيراستانداردي برشمرد كه با سهل‌انگاري مسئولان و اعطاي مجوز براي فعاليت اصناف، اعتراض گسترده اهالي محل را درپي داشته است. تاج الدینی به اهالي ساكن در بازار چرم تبريز گفته‌ تا مدارك و مستندات مربوطه را به دفترش ارسال كنند تا از طريق مراجع قضايي و شهرداري موضوع را مورد رسيدگي قرار دهد. وی با اشاره به طولاني شدن زمان مهار آتش‌سوزي نیز اظهار داشته اين كه اطفاي آتش‌سوزي بازار چرم تبريز كه در همسايگي كاخ استانداري آذربايجان شرقي واقع شده است، 24 ساعت به طول انجامد يك هشدار براي مسئولان است. این نماینده مردم تبریز در مجلس با تاکید بر اينكه بازار چرم تبريز در محدثات و انشعابات جديد خيابان دارايي احداث شده و ارتباطي به بازار تبريز ندارد، تاکید نموده که آتش‌سوزي اخير بازار چرم تاثيري در فرآيند ثبت جهاني آن نخواهد داشت.
از سوی دیگر، تراب محمدی رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان شرقي نیز اعلام کرده، در این آتش سوزي بخش تاريخي بازار كه در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده، آسيبي نديده است.
وی تاکید نموده بازار چرم تبريز اگرچه در بافت تاريخي تبريز قرار دارد، اما جزء بناهاي نوساز اين شهر بوده و از بازار بزرگ مسقف و سنتي تبريز فاصله دارد.
محمد حسین فرهنگی یکی دیگر از نمایندگان مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی نیز اظهار امیدواری کرده است که این آتش سوزی در روند ثبت جهانی بازار تبریز تاثیر منفی نداشته باشد. نماينده مردم تبريز در مجلس بر معين بودن حدود بازار تبريز تاكيد كرده و گفته بازار چرم تبريز كه تحت مالكيت شهرداري است ارتباطي به بازار تبريز ندارد.
در جريان اطفاء این آتش سوزي ، چهار آتش نشان تبريزي مصدوم شدند و به گفته دبير ستاد حوادث غيرمترقبه استان آذربايجان شرقي، يكي از آتش نشانان دچار سوختگي شده که در يكي از بيمارستان‌هاي تبريز بستري شده است. كار معالجه و مداواي اين امدادگر آسيب ديده در حال انجام است.
با وجود گذشت چندین ساعت از عملیات اطفاء این حریق، هنوز از میزان خسارات وارده بر اثر اين آتش سوزي گزارش رسمی منتشر نشده است.

Monday, July 14, 2008

مسجد الجايتو ورامين دستکاري ميشود!

مسجد الجايتو ورامين دستکاري ميشود!

مسقف شدن يكي از مساجد مهم چهار ايوانه ايران در حالي در شوراي فرهنگي ورامين با حضور رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران تصويب شد كه بسياري از كارشناسان ميراث فرهنگي اجرايي شدن اين طرح را مغاير با شرايط تاريخي اين بناي 800 ساله اعلام كردند.

اين كارشناسان در گفت و گو با ميراث خبر اجراي اين طرح را زير سوال برده و درباره آسيب رسيدن به سازه و هويت تاريخي آن هشدار دادند.

موضوع مسقف شدن مسجد جامع ورامين كه از سال ها پيش مطرح شده بود ، يكي از طرح‌هايي است كه همواره با مخالفت مسوولان ميراث فرهنگي در دوره هاي مختلف روبه رو شده است.

با اين وجود، اين بار رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران در جلسه‌اي با فرماندار ،نماينده ستاد نماز جمعه و رييس شوراي تبليغات ديني شهر ورامين با ايجاد پوشش براي اين مسجد تاريخي موافقت كرد.

روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران نيز كه در گزارشي اين خبر را منعكس كرده ،اين امر را در راستاي تحقق خواسته‌هاي برخي از مسوولان شهري ورامين دانسته‌است .

در اين گزارش آمده است:« “سيد مهدي مجابي ” دكتراي بافت‌هاي شهري و عضو هيات علمي دانشگاه علم و صنعت كه مرمت اين بنا را به عهده دارد در حال تهيه طرحي در اين زمينه است.»

اين گفته‌ها در حالي در رسانه‌ها منتشر شد كه مجابي در گفت و گو با CHN اعلام كرد نه تنها از اجراي اين طرح بي اطلاع است بلكه مخالفت‌هايي در راستاي اجراي آن نيز دارد .

به گفته وي اجراي اين طرح با كالبد ديرينه مسجد مغايرت دارد زيرا اصل بنا به اين صورت احداث شده كه در فضاي طبيعي قرار بگيرد.در ضمن اين بنا از نظر سازه‌اي قابليت اجراي اين طرح را ندارد.

مجابي در پاسخ به سوال خبرنگار CHN مبني بر اينكه توجيه اين شورا اين است كه اين سقف سيار بوده و قابليت تغيير را دارد و اين ايده از مساجد عربستان گرفته شده است،گفت :« نمي‌دانم آيا به راستي اين تكنولوژي در ايران وجود دارد ؟ و براي آوردن اين تكنولوژري چه هزينه هاي كلاني بايد صرف شود اما مي‌دانم كه معمولا اين گونه سقف‌ها در فضاهاي بسيار وسيع ايجاد مي‌شوند و در بنايي همچون مسجد جامع ورامين قابليت اجرايي ندارد.»

وي تاكيد كرد :« در حال حاضر من مسووليت ادامه طرح مرمتي اين بناي تاريخي را دارم و اين برنامه را نيز سعي مي كنم به بهترين نحو اجرا كنم و در موارد ديگر هرگز اطلاعي ندارم.»

هشدار كارشناسان

در همين حال “محمد اميني”،مولف كتاب دو جلدي تاريخ اجتماعي ورامين نيز در گفت و گو با CHN هشدار داد :« در صورتي كه اين طرح در مسجد جامع اجرا شود، نمي توان اميد داشت كه تاريخ پس از اين بدون تحريف صيانت شود.»

به گفته وي ،از نظر تاريخي اين امر درست نيست زيرا نسل‌هاي بعدي بايد با تاريخ و ابنيه مهم مذهبي آشنا شوند ولي اجراي اين طرح ها ممكن است بنا را به نابودي تدريجي نزديك كند.

اميني تاكيد كرد:« اگر قرار است اين هزينه كلان براي ايجاد سقف متحرك مسجد جامع ورامين صرف شود چرا اين هزينه را براي احداث يك مصلا با توجه به نيازهاي شهر ورامين استفاده نمي‌شود . جمعيت نمازگزار رو به فزوني است و قطعا اين مسجد به زودي پاسخگو اين تعداد نمازگزار نخواهد بود .يك سوال براي من باقي مي‌ماند چرا وقتي به سازه آسيب مي‌رسد و احتمال نابودي اين بنا مي‌رود حتما بايد اين اقدام صورت بگيرد؟»

از سوي ديگر “محمدحسن محبعلي “،رييس سابق پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور و مسوول هيات سابق مرمت اين مسجد تاريخي در اين باره به CHN گفت :« پيش از اين نيز ايجاد سقف كاذب در مسجد جامع مطرح شده بود كه از سوي كارشناسان مورد مخالف قرار گرفت اما امروز نمي دانم كه قرار است چه اتفاقي در مورد اين اثر ارزشمند تاريخي _ مذهبي بيافتد.»

وي در ادامه احداث اين سقف را منوط به شرايط ويژه اي دانست و افزود :« اگر هم قرار باشد اين طرح اجرايي شود بايد به صورت اليافي باشد و از سوي ديگر رنگ و نوع پارچه مهم است و بايد نظارت ها بسيار قوي صورت بگيرد و اين امر هزينه‌ كلاني نياز دارد .»

وي در پاسخ به اين سئوال كه آيا بهتر نيست اين هزينه صرف مرمت ايوان اصلي مسجد شود كه سال هاست در محاصره داربست ها قرار دارد به CHN پاسخ داد :« به هر حال ايوان اصلي مسجد در حال حاضر نياز به مرمت دارد و هزينه آن مانع شده پس از گذشت 40 سال از آغاز مرمت اين بنا ،ساماندهي آن به نتيجه برسد .»

به رغم مخالفت استادان و متخصصان ميراث ، مسوولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران به نتيجه در اين زمينه رسيده و حتي روابط عمومي آن اعلام كرده است كه در حال گرفتن مشاور در اين زمينه است .

اين در حالي است كه اسناد و مدارك تاريخي گوياي آن است كه مسجد جامع ورامين از نمونه هاي كامل و با‌شكوه مساجد چهار ايواني ايران در قرن هشتم هجري قمري است و بر اساس كتيبه سردر ، احداث آن به زمان سلطان محمد خدابنده (الجايتو) برمي گردد ،مي تواند تاريخ ورامين را حياتي دوباره بخشد .

ورامين 8 هزار ساله داراي 114 بنا و اثر تاريخي منحصر به فرد است كه هر كدام اين آثار مي تواند ،گردشگران داخلي و خارجي را به سوي اين شهر جلب كند.chn

Sunday, July 13, 2008

دولت آذربايجان ارمنستان را به تخريب عمدي يادگارهاي فرهنگي متهم کرد

دولت آذربايجان ارمنستان را به تخريب عمدي يادگارهاي فرهنگي متهم کرد

باکو - دولت باکو روز دوشنبه ارمنستان را به تخريب عمدي يادگارهاي فرهنگي در" اراضي اشغالي" جمهوري آذربايجان از جمله قره باغ متهم کرد.




به گزارش ايرنا، خزر ابراهيم سخنگوي وزارت امور خارجه جمهوري آذربايجان روز دوشنبه درکنفرانس مطبوعاتي گفت : برخي نهادهاي بين المللي ازجمله يونسکو درباره اين اقدام خرابکارانه ارمنستان در منطقه مورد مناقشه قره باغ و نيز برخي ديگر از منطقه قفقاز مطلع هستند.
ابراهيم اظهارات برخي مقامات ارمنستان در باره وضعيت يادگارهاي تاريخي درنخجوان را تلاشي براي انحراف افکار عمومي از خرابکاري آنان در "سرزمين هاي اشغالي" جمهوري آذربايجان خواند.
برخي مقامات ارمنستان از جمله وزير امور خارجه اين کشور نيز اخيرا ، جمهوري آذربايجان را به اجازه ندادن به نهادهاي بين المللي مربوطه براي بررسي وضعيت برخي يادگارهاي تاريخي مسيحي در نخجوان متهم کردند.
خاورم ** 2400 ** 245**1373



انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 69605

Friday, June 06, 2008

تخريب حمام تاريخي قوشالار به عنوان اثر ملي در اهر

تخريب حمام تاريخي قوشالار به عنوان اثر ملي در اهر

حمام تاريخي قوشالار كه پاييز سال گذشته از خاك بيرون آمده بود، هفته ي پيش تخريب شد.

ساخت حمام قوشالار كه باني آن حاج رمضان آي پيرزني بوده، به دوره ي قاجار بر مي گردد. اين اثر تاريخي كه كلاً زير زمين بوده تا 40 سال پيش فعاليت داشته و بعد به مرور زير خاك مدفون شده بود، پاييز سال 86 ضمن عمليات خاكبرداري از دل خاك بيرون آورده شد و ميراث فرهنگي استان از مرمت آن در سال 87 و اختصاص اعتبار براي آن خبر داد.( سايت سازمان ميراث فرهنگي۲۱/۱۱/۸۶ )

در خصوص تملك و مرمت آن سال گذشته جلسه اي در اهر با حضور مالك، شهردار، فرماندار و نماينده سازمان ميراث فرهنگي ترتيب مي يابد و توافقنامه اي كه به موجب آن شهرداري متعهد به تملك آن تا سقف 100 ميليون تومان و ميراث فرهنگي متعهد به مرمت و بازسازي آن مي شود، حاصل مي گردد. تا آن جا كه در كميته ي برنامه ريزي شهرستان اهر مبلغ 50 ميليون تومان براي مرمت آن اعتبار تخصيص مي بايد و سازمان ميراث فرهنگي هم اعتباري در حدود 300 ميليون تومان در نظر مي گيرد.

با اين همه به ناگاه اين بناي تاريخي منحصر به فرد تخريب و نيست گرديد. اين در حالي است كه حمام مورد بحث در 30/11/86 به شماره ثبت 21084 در فهرست آثار ملي كشور ثبت شده بود.

اين بنا قبل از ثبت در فهرست آثار ملي توسط مالك ، خريداري شده بود و ايشان با اطلاع از وجود اثر تاريخي در زير زمين خريداري شده، با ميراث فرهنگي براي تملك و مرمت آن همكاري كرد، اما تأخير اين سازمان در تملك و چه بسا دلائل ديگر باعث شده كه مالك بيش از اين منتظر شهرداري اهر و ميراث فرهنگي نماند. شهردار اهر عنوان مي كند كه تملك محل با سقف مشخص شده در توافق ميسر نبود و مالك مبلغ بالاتري را مطرح مي كرد و نيز شوراي شهر مصوبه اي براي تملك آن نداشت و ما در صورت انتقال سند و مصوبه ي شورا مي توانستيم تملك كنيم.

اما در اين ميان، كوتاهي ميراث فرهنگي كاملاً آشكار است. از زمان كشف حمام تا تخريب بيش از 5 ماه زمان در ميان بود و اين كه چرا پاي شهرداري براي تملك به ميان آمده زياد قابل توجيه نيست. به هر حال مقصر اصلي اين ضايعه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است و حتي توافق او با شهرداري براي تملك نيز نمي تواند انگشت اتهام را از آن دور بدارد. كارشناسان اين سازمان علي رغم اطلاع از آغاز تخريب هيچ اقدامي نكردند تا شايد مانع از تخريب تمام آن شوند و بعد از گذشت يك هفته از تخريب نيز شكايتي از سوي سازمان صورت نگرفت. بر اساس ماده 558 قانون مجازات اسلامي تخريب آثار ملي جرم محسوب مي شود و دادگستري برابر ماده 727 قانون مجازات اسلامي بدون وجود شاكي خصوصي نمي تواند به جرم مندرج در آن ماده رسيدگي كند.

اكنون ديگر آجري هم از آن بناي زيبا كه با معماري با شكوه اسلامي روزگاري در نظافت و پاكيزگي مردم اهر در تلاش بود، باقي نمانده است و صد اقسوس كه ديگر كاري هم براي احياي آن نمي توان كرد و محل آن تبديل مي شود به نماد بي توجهي سازمان ميراث فرهنگي استان به مير اث فرهنگي و آثار تاريخي منطقه ي ارسباران. منطقه اي كه با وجود برخورداري از آثار تاريخي بسيار مهم و جاذبه هاي گردشگري متنوع هنوز اداره ميراث فرهنگي و گردشگري ندارد.

جالب اين كه سرپرست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي بعد از اطلاع از تخريب حمام قوشالار در ۱۱ خرداد اين خبر را مي دهد:

حمام قوشا» اهر در فهرست آثار ملي ثبت شد

خبرگزاري فارس: سرپرست سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان شرقي گفت: به پيشنهاد سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان شرقي «حمام قوشا» اهر در فهرست آثار ملي ثبت شد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان شرقي ، خداوردي كريمي نژاد امروز افزود: اين حمام در اجراي ماده يك از قانون تشكيل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و ساير مواد و نظام نامه اجرائي آن در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده كه قدمت آن به دوره اسلامي - قاجاريه برمي گردد.
وي اضافه كرد: اين اثر فرهنگي ، تاريخي در داخل شهر اهر واقع شده است.
كريمي نژاد خاطر نشان كرد: حمام قوشا به شماره ثبت 21084 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.

منبع :وبلاگ بی ستون

Monday, May 19, 2008

چاتيم = معماري



چاتيم = معماري، Çatım

چاتيم بيليمي = علم معماري، Çatım bilimi

چاتيمچي = معمار، آرشيتكت، Çatımçı


بو كلمه ني اٶنه ره ن حسن زامانلو به يه اٶزه ل تشككورلرله

ييخيلماسين ائوين ستتارخان!



ييخيلماسين ائوين ستتارخان!

نگار خیاوی
ييخيلماسين ائوين ستتارخان!
بو گونلر ستتارخان سطير- سطير سيلينير تبريز`ين
توركلويوندن
آز قالميش چوخلوغو آز-آز آزالير
چوخ گؤرونور دئيه ¬سه ن تاريخين اه ينينه تاريخده چوخ گؤرونه ن گؤرونتوسو
تپه گؤزون گؤزو آتيليب چيخير تپه¬يه
گؤزو او بويدا گؤتورمه¬يير
گوجو او آغيرليقدا چاتيشمايير ستتارليغا
چكيليشير لاپ باشا دار ميلله ¬نير ميللي سردارليغا
تبريز`ين ائوي اوشاق دئييل كي ريز- ريز ييخيلا
يا ييخيلا- ييخيلا بؤيويه
تبريزلييي كرپيچ- كرپيچ بورخولا
بوشاليب يوخ اولا نقشه¬¬نين ياخاسيندان

سنگريني ايستيتار ائله ستارخان
يوخسا بوردا تاريخ جوغرافياني بولدوزئرلرين نيرهانيري يازار دا، پوزار دا
صوفيان سيمانيندا سيلله¬يله بئتون تئراپي ياپيلار سنه
سنده¬كي تاريخه
چوخ چوخ چوخ مرتبه¬لي گؤبه¬لك بينالار بيردن بيره
ايستيتار چتيريني آچار آغرييان باشيوا
آغيلا ناغيلا سيغمايان اويون اوچار باشيوا
مندن دئمك ستتارخان!
سنگريني ايستيتار ائله
ارك`ين ده قولاغيندان توتوب ياواش ياواش اكيرلر
موصللا (مصلي) دالينا
دالدالاييب ديبه ردينين داغيتسينلار ياواشجانا
بوگون صاباح گؤره¬جكسه ن رئكلاميني
اوتاق بويدا بيلبوردلاردا
گؤره¬جكسه ن چارراهلاردا
اميره¬قيز نه تانييير كيمدي اميرخيز كؤپك¬اوغلو
كي دونيانين گون اورتالاشان چاغيندا گؤزگوره¬تي
قيزليغيندان توركلويونو گؤتوردو
ساللاخانا داشينيب موصلاليا ساللاندي
دوز ائله او آندان باشلاندي، باشلادي اريمك
اوتانقاج موم اولوب اريدي ارك
او قده ر، او قده ر، او قده ر بوشالدي،
بوشاليندي بو نااميرخيز الينده ارليكدن
بيلميره م فيشار-ي خونو، بيلميره م قان تضييقي يا دا قان باسينجي
يوك يوك يوكسه لدي، سكته گتيردي ارلييي ارييه-ارييه
كيمه اركؤيونله نسين ايندي ارك

ييخيلماسين ائوين ستتارخان
بوراسي تاريخلي بولدوزئر جوغرافياسي
سوْوخايا قالميش ائويني تئز اول ايستيتار ائله!
!

Sunday, May 18, 2008

شوونيست چه بر سر تبريز آورده است؟



شوونيست چه بر سر تبريز آورده است؟

تبريز زشت و تبریز زيبا !


میللی شورا- اول خرداد: پيشينيان تبريز را سرزمين فرهنگ و هنر و مهد پرورش فكر و انديشه ناميده‌اند. اما امروزه در پس غبارهاي سنگيني كه روي ارزش‌ها را نامردانه پوشانيده است، مصداق اين گفته را بايد به هويتي فراموش‌شده تعبير كرد.

تبريز هر آنقدر كه بر محور اقتصاد صنعتي و تجاري چرخيده، به همان قدر از هويت فرهنگي و فرهنگ‌سازي فاصله گرفته و محلي براي هنرمندان و نخبگان فرهنگ و ادب باقي نگذاشته است. سيماي شهر در سويي از زرق و برق ثروت‌هايي بادآورده كه سپاسگزار تورم شتابان ساليان اخير بوده است، درخشيده و در سويي ديگر زير بافت‌هاي فرسوده در زير لحافي از غبار زمانه آرام به خواب رفته است. تضاد و تعارض اين دو سو چنان است كه طبل گستردگي شكاف طبقاتي چشمگير در سطح شهر را بر بام هر خانه‌اي، جداجدا به صدا درآورده است.

تبريز امروز، اصلا يكدست نيست. نه ثروت آن يكدست است و نه فقر آن. ظاهر و باطن شهر كاملا فرق كرده و زمانه‌اي كه همگان به داد همديگر مي‌رسيده‌اند، به گذشته‌ها تعلق يافته است. گرچه هنوز سنت نيك رسيدگي به حال و روز مستمندان باقي است، ولي تك‌و توكي از متكديان كه در كنار ديوارهاي شهر نشسته‌اند، خبرهاي ناخوشايندي از ضعف سنت حسنه تبريزيان منتشر كرده است.

زماني بود كه تبريز با همه بزرگي‌اش به يكدستي معروف بود، سيماي شهر از حيث خيابان‌بندي‌ها و بافت‌ محله‌ها با آن معماري ويژه درون‌گرايي كه داشت در تمام شهر از نوعي وحدت سليقه برخوردار بود كه امروز ديگر از آن برخوردار نيست. مردم شهر در آن زمان يا در مساجد و تكايا جمع هميشگي داشتند يا در انجمن‌هاي مدني و ادبي و هنري، ميان اين هر دو گروه اما، پيوندهاي فكري ويژه‌اي وجود داشت كه دست در دست همديگر به مكانيسمي تاريخ‌ساز جريان مي‌بخشيد. در جريان چنان مكانيسمي بود كه مردم شهر از هر طبقه‌اي كه بودند، از عامي و عادي يا با سواد و بي‌سواد در محاوره‌اي هميشگي، پيوسته از آخرين خبرها مطلع بوده و در تصميم‌سازي‌ها به اجماع عمل مي‌كردند.



اقتصاد امروز تبريز

اما امروزه تبريز، به دو قطب كه نه، بلكه به چندين قطب تقسيم شده است. كما اين‌كه در جريان سازندگي‌هاي ساليان اخير، اولا گروهي از تبريزي‌ها با ابتكار شخصي، كارگاه‌‌هاي قديمي و كوچك خود را به كارخانه‌هايي عظيم تبديل كرده‌اند كه مدام ثروت توليد مي‌كند. اين ويژگي‌ تبريزي‌ها، البته پيوسته براي مردم اين شهر كه از مساعدت‌هاي دولتي چندان بهره‌مند نبوده‌اند، وجود داشته‌ است و تبريزي‌ها در هر زماني متكي به توانايي‌ها و توانمندي‌هاي خود آن‌قدر در شهر سرمايه‌گذاري‌ كرده‌اند كه سيماي فقر را حتي‌الامكان بپوشاند. با اين حال ويژگي‌هاي اقتصاد صنعتي ايران امروز، اين صنعتگران متكي به خود را هم آزار مي‌دهد. آفتي كه به جان اقتصاد صنعتي افتاده است، اگرچه به يمن صادرات نسبتا انبوه توليدات كارخانه‌هاي اين شهر و شهرت و كيفيت نسبتا مطلوب اكثريت آنها در بازار داخلي آسيب‌هاي بالقوه را تا حدودي در اين شهر كاهش داده است، ولي انكار نبايد كرد كه در صورت سلامت پيكره اين بخش از اقتصاد كشور، اقتصاد صنعتي تبريز توانمندي بالقوه‌اي را به نمايش مي‌گذاشت. البته همين اقتصاد صنعتي شهر كه گفته مي‌شود به لحاظ كثرت كارخانه‌ها و تنوع توليدات دومين قطب صنعتي بزرگ كشور پس از تهران را تشكيل مي‌دهد، به شكل‌گيري ويژگي ديگر اين شهر به عنوان دومين شهر نمايشگاهي ايران كمك كرده است.

تبريز با همين خصوصيت، اگر چه در متن اقتصاد صنعتي كشور نقش مهمي را ايفا مي‌كند، اما در محدوده خود، در برابر اقتصاد تجاري اين شهر تا حدود قابل توجهي منفعل است. به بيان بهتر صاحبان كارخانه‌هاي صنعتي و معدني و كارگاه‌هاي توليدي، گر چه از طبقه ممتاز اقتصادي شهر هستند، اما در برابر بازارگردانان اين شهر چندان قدر محسوب نمي‌شوند. ويژگي‌ جامعه‌‌شناختي تبريزي‌ها از ديرباز به تجارت اهميت محسوس داده؛ به طوري‌كه داشتن يك مغازه ولو كوچك به عنوان مقدمه‌اي براي ورود به عرصه‌هاي بزرگ‌تر براي هر شهروند تبريزي جزو اوجب واجبات است. حتي با همين روحيه است كه بسياري از كارمندان و فرهنگيان در اين شهر براي كار بعدازظهر خود، مغازه‌اي را ولو به صورت اجاره تدارك ديده‌اند تا نواقص درآمد و معاش خود را از آن طريق تامين كنند كه تامين هم مي‌كنند.

بخش اقتصاد تجاري شهر به يمن ويژگي‌هايي كه دارد بسيار فعالانه عمل مي‌كند. نخست شايد به دليل ويژگي‌هاي توليدات كارگاهي و صنفي اين بخش باشد كه در نوع خود در سراسر ايران شهرت دارد و از توليدات فرش دستباف كه امروزه پايي در حوزه كارخانه‌هاي صنعتي و پايي در حوزه هنري گذاشته و البته در چنبره مشكلات اقتصادي كشور به نفس نفس افتاده است، گرفته تا مثلا صنعت كفش‌دوزي، صنايع دستي يا آجيل و خشكبار يا شيريني‌هاي مختلف تبريز شهرت دارد.

نمايشگاه‌هاي بسيار زيبا از انواع فرش‌هاي دستباف و تابلو فرش‌هاي بسيار نفيس، زيبايي ويژه‌اي به شهر داده است يا مثلا شيريني‌هاي اين شهر با تنوع فراواني كه دارد در تمام ايران بي‌نظير شمرده مي‌شود. صادرات اين گونه توليدات به ديگر شهرهاي داخلي يا مقاصد خارجي يا حجم قابل توجهي از خريدهاي مسافران از سوغاتي‌هاي ويژه تبريز، ثروت قابل توجهي را براي بخشي از اقتصاد تجاري تبريز به بار آورده است.

دومين ويژگي‌ بارز در اين ميان، نوع سليقه مصرف تبريزي‌ها است كه سبب شده است ميزان كالاهاي خارجي در اين شهر بيشتر باشد. در بازار پوشاك يا وسايل خانگي اين شهر، حجم كالاهاي خارجي يا پوشاك تركيه و ايتاليا بسيار چشمگير است. شيك‌پوشي و مشكل‌پسندي تبريز‌ي‌ها در نوع مصرف كالاها را به رونق صنعت طلا و جواهرسازي در اين شهر اضافه كنيد و آنگاه نتيجه بگيريد كه چرا بازار تبريز از رونق نسبي قابل توجهي برخوردار است.

به هر حال اقتصاد تجاري تبريز با ويژگي‌هايي كه دارد به عنوان يك قطب نيرومند در برابر اقتصاد صنعتي عمل مي‌كند. اما باز هم در برابر اين قطب، قطب ديگري وجود دارد كه از هر دو بخش ديگر فعالانه‌تر و قوي‌تر عمل مي‌كند. نام اين قطب بخش مسكن است.



بخش مسكن در تبريز

البته به رغم شرايط كنوني اقتصاد ايران كه روند حركت بخش صنعت و بخش تجارت و خدمات در كل كشور را با مشكل روبه‌رو كرده است، تحليل وضعيت بخش مسكن نيز ساده نيست. به ظاهر آنچه كه ديده مي‌شود رونق ساخت ساختمان‌هاي بزرگ و بلندمرتبه در تبريز است كه حتي در شرايط عادي قيمت تمام شده آنها بسيار بالا است، با اين حال اينك در تبريز مسابقه‌اي در گرفته است كه ساختمان‌ها هرچه رفيع‌تر و بلندمرتبه‌تر باشد، بهتر. جالب آن كه حتي آپارتمان‌ها در مقياس‌ها و متراژهاي كوچك ساخته نمي‌شود و 200 يا 300 مترمربع آپارتمان براي خانواده‌هاي نه چندان پرجمعيت ساخته معمولي در بخش مسكن تبريزاست.

تحليل اين وضعيت ساخت‌و‌ساز كه اينك در مناطقي از شهر تبريز مثل كوي ولي‌عصر، ايل گوئلي، باغميشه و رشديه تعميم يافته، گوياي اين واقعيت است كه اولا طبقه‌اي از جامعه تبريز به قدري مرفه شده كه از رشد روزافزون چنين تيپ ساختماني استقبال به عمل آورده و رونق بخش مسكن در حوزه ساخت‌و‌سازهاي مجلل و گرانبها را تضمين كرده است. ثانيا با چنين وضعيتي، به‌خصوص از اين جهت كه ساخت مقياس‌هاي كوچك در اين مناطق معمول نيست، نفوذ طبقه متوسط در داخل چنين جامعه مرفهي را مشكل‌تر كرده و شكاف طبقاتي را روزبه‌روز بيشتر مي‌سازد. ثالثا مدلي از شهرسازي در اين مناطق پياده شده كه با زيرساخت‌هاي آن منطبق نيست. در خيابان‌ها و كوچه پس‌كوچه‌هايي كه چهل سال پيش مناسب شرايط آن زمان طراحي شده، نمي‌توان محله‌اي مثل مانهاتان ساخت كه ظاهرا ساخته مي‌شود. رابعا وضعيت ساخت‌و‌سازها و مدل‌هاي ساختماني كه در مناطق فوق‌الذكر ساخته شده، به تمركز سرمايه بخش مسكن در مناطق خاصي از شهر منجر شده كه كاملا هشداردهنده است. در حالي كه بيش از 2700 هكتار يا حدود 70درصد مساحت شهر تبريز همچنان در حصار بافت‌هاي فرسوده است، تمركز سرمايه‌هاي بخش مسكن در مناطق خاصي از شهر با درايت و منطق مديريت شهري تعارض كامل دارد.

تبريز از نظر سطح بافت‌هاي فرسوده شهري در مقياس كشوري اولين شهر شمرده مي‌شود، حتي در تهران با وسعتي كه دارد و قدمت مناطق قديمي كه بعضا زمان ساخت آنها به دوران ناصرالدين‌شاه هم مي‌رسد، وسعت بافت فرسوده فقط 2500هكتار ذكر مي‌شود كه كمتر از وضعيت مشابه تبريز است. با اين حال توجه به اين بافت‌هاي قديمي و فرسوده كه به نوبه خود متضمن خطرات مختلف، از جمله سوانح طبيعي، آسيب‌هاي اجتماعي و امكان افزايش بزهكاري‌ها است، جدي گرفته نشده است و درست به همين دليل مسافري كه از راه مي‌رسد در قضاوت خود مي‌ماند كه آيا اين شهر زشت است يا زيبا؟ كدام يك از مناطق فوق اعياني شرق تبريز يا مناطق فوق‌العاده فرسوده و فقير نماي مركزي يا شمال و جنوب مركزي شهر معرف تبريز امروز است؟



بخش توريسم در غربت

روشن است كه با چنين وضعيت بسيار متعارض كه در سيماي تبريز به وجود آمده به تقويت بخش توريسم نيز نمي‌توان اميدوار بود. تمركز مدنيت معاصر شهر تبريز در گوشه‌اي از اين شهر تاريخي كه نسبتي هم با سوابق افتخار‌آميز و افتخارآفرين آن نداشته، مجالي باقي نمي‌گذارد كه هويت شهر تبريز آن گونه كه بوده و آن گونه كه بايد باشد به ديگران معرفي ‌شود، به‌ويژه آن كه تبريز علي‌الاصول آن گونه كه در مقدمه اين مطلب نوشته شد، پيوسته شهري فرهنگي بوده و هويتي مستقل در فرهنگ‌سازي و عرصه هنر داشته است، اما همين شهر امروز در نامگذاري خيابان‌ها يا محلاتش وامانده و به يك سري اسامي روي آورده است كه مال خود تبريز نيست.

مضاف بر اين اصولا يك مركز توريستي بايد از هويتي برخوردار باشد كه مخاطبان خود را فرا بخواند، مثلا مشهد يا قم يا شيراز هويتي مذهبي دارند و توريست‌هاي مذهبي را به سمت خود مي‌كشند. اما تبريز بيشتر هويت فرهنگي داشته كه زماني فرهنگ دوستان و بزرگان عرصه فرهنگ را به سمت خود مي‌كشيده است. در چنين شهري اينك شمار كتابفروشي‌هايي كه در دو يا سه دهه پيش ايجاد شده‌اند، انگشت‌شمار است. شش يا هفت سالن سينماي آن به گونه‌اي متروكه است كه رغبت و امنيت خاطر كسي را براي خود جلب نمي‌كند.

دو يا سه سالن تئاتر كه هميشه هم بسته هستند، كل موجودي اين شهر در اين عرصه است. با آن همه غنايي كه در موسيقي آذري وجود دارد، نشاني از اركستر و تالارهاي هنري در اين شهر نيست.

به طور كل مديريت بخش توريسم در يك شهر را نمي‌توان به يك سازمان خاص مثل سازمان ايرانگردي و جهانگردي مرتبط دانست. در اين ميان شهرداري‌ها وظيفه‌اي بسيار حساس دارند كه قابليت‌هاي بالفعل و بالقوه شهر را در عرصه‌هاي مختلف بايد تقويت كند، سازماني مثل ايرانگردي و جهانگردي نهايتا در حوزه‌هايي مي‌تواند فعال مايشاء باشد كه داراي شهرداري قدرتمند و توانا نيست، مثل كندوان.

كندوان، خيلي زشت

دهكده كندوان در 50كيلومتري تبريز يك نمونه آشكار از ضعف مديريت سازمان ايرانگردي و جهانگردي است كه در حوزه بخش توريسم تبريز عمل مي‌كند. آوازه دهكده كندوان به دليل دخمه‌هاي كله قندي اين روستا است كه در گذر زمان‌هاي دور توسط ساكنان آن كنده شده و درون آن دخمه‌ها به ماواي زندگي تبديل شده است. در بازديد از اين دخمه‌ها تعجب و حيرت از ستيز آدميان با طبيعت براي تداوم زندگي و رحمت و رافت طبيعت كه براي پذيرايي از انسان‌ها آغوش باز مي‌كند، به اوج خود مي‌رسد. اينجا شايد جزو نوادر آثار تاريخي- طبيعي است كه مانند آن را نمي‌توان در جايي ديگر يافت. اما متاسفانه در بازديد از اين شاهكار بي‌مانند توريستي، بايد دماغ خود را گرفت تا بوي پهن يا آغل‌ها را كمتر احساس كرد يا پشگل گوسفندها كه بر گذرگاه‌ها پراكنده است آزارت ندهد. روستاي كندوان اما، امروزه به بدترين صورت با ساخت‌وسازهاي به شدت نامتناسب روبه‌رو شده كه افزايش جمعيت فقير روستا را جوابگو باشد، اين ساخت‌وسازها با آجر يا خشت به هيچ وجه متناسب طبيعت اين روستا نيست كه متاسفانه روز به روز هم گسترش مي‌يابد. راهنمايي هم از سوي سازمان ايرانگردي در آنجا نيست كه بازديدكنندگان را راهنمايي كند و از سوابق اين روستا بگويد. اما مي‌گويند در جوار اين روستا يك هتل پنج ستاره تدارك ديده شده است كه ساخته خواهد شد و البته اين هم از آن حرف‌ها است كه آدمي را به خنده وا مي‌دارد. اي كاش سرمايه‌اي كه به منظور ساخت هتل 5 ستاره بايد صرف شود به مقياسي كوچك‌تر در ساماندهي سيماي توريستي كندوان هزينه شود.



روستاي حيله‌ور قطبي براي جذب توريست

در نزديكي روستاي كندوان روستايي ديگر است كه «حيله‌ور» ناميده مي‌شود. اين روستا كه در حال حاضر خالي از سكنه است و ظاهرا جمعيت آن در زمان حمله مغول‌ها آن را ترك كرده‌اند، يك روستاي زيرزميني است كه نحوه مهندسي و كندن آن به نوبه خود شاهكاري متعلق به نسل‌هاي پيشين است. ورودي اين روستا يك دخمه كوچك است كه از آن دخمه راهروها، سالن‌ها، اتاق‌ها و بالاخره آغل‌هاي متعددي راه باز مي‌كند و به پيش مي‌رود. دخمه‌ها البته كاملا تاريك هستند و فقط مي‌توان با نور چراغ قوه پيش پاي خود را تشخيص داد. هيچ‌گونه رسيدگي يا ذره‌اي تجهيز اين دخمه‌ها مثلا به نور برق يا نظافت داخلي آنها صورت نگرفته است تا اين روستاي زيرزميني به مركزي براي جلب توريست تبديل شود. اين‌گونه است كه بخش توريسم تبريز در عزلت واقع شده است. آيا توجهي مختصر به وضعيت صنعت توريسم در اين شهر، چه در داخل و چه در اطراف تبريز با توصيفي كه از ساير بخش‌هاي اقتصادي اين شهر شد، تحرك‌ آفرين نخواهد بود؟

منبع: روزنامه دنيای اقتصاد

Wednesday, May 14, 2008

آثار و اشياي باستاني ارزشمندي روستاي "گيلوان" در معرض نابودی



آثار و اشياي باستاني ارزشمندي روستاي "گيلوان" در معرض نابودی

باستان شناسان در استان اردبيل کاوش هاي اضطراري خود را به قصد نجات بخشي آثار تاريخي روستاي "گيلوان" شهرستان خلخال آغاز کردند. کاوش هاي اضطراري در روستاي "گيلوان" از توابع شهرستان خلخال همچنان به کشف آثار و اشياي باستاني ارزشمندي منجر مي شود.

به دنبال کشف چند شيء باستاني در جريان تعريض يک راه روستايي در استان اردبيل، باستان شناسان اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري اين استان کاوش هاي اضطراري خود را به قصد نجات بخشي آثاري که در لايه هاي بالايي خاک وجود دارند آغاز کردند.

"يحيي نقي زاده" مسئول يگان پاسداران ميراث فرهنگي اردبيل با بيان اينکه اين اشيا به واسطه حفاري از عمق 5 متري محوطه به دست آمده است افزود:« اين اشيا شامل سه خنجر فلزي با روکش طلايي رنگ ،25 قطعه سفال، مهره هاي تزئيني، اشيا فلزي، پيکان ها و ابزار جنگي است.»

وي افزود:« تا کنون براي باستان شناسان مسلم شده اين محوطه و اشياي به دست آمده از آن به هزاره نخست پيش از ميلاد و به احتمال فراوان پيش از آن بازمي گردد.»

"نقي زاده" با تاکيد بر اينکه در حال حاضر هيچ راهي جز کاوش اضطراري براي نجات اين آثار وجود ندارد افزود:« در نامه اي از پژوهشکده باستان شناسي خواسته ايم براي کاوش هاي باستان شناسي دقيق تر مجوز دهد.»

وي خاطر نشان کرد:« کاوش هاي اضطراري در اين محوطه به احتمال زياد تا 10 روز ادامه دارد و پس از آن حفاظت هاي مقدماتي از منطقه به عمل مي آيد.»



سه خنجر فلزي با روکش طلا ،25 قطعه سفال، مهره هاي تزئينيو ابزار جنگي از گورستاني باستاني هنگام تعريض جاده روستايي در استان اردبيل ، باستان شناسان را راهي منطقه "گيلوان"کرد.



ميراث استان ها، احسان صفاپور: تعريض جاده روستايي گيلوان در استان اردبيل که منجر به کشف چند گور باستاني و اشياي ارزشمندي شد، هياتي از کارشناسان پژوهشکده باستان شناسي را راهي اين منطقه کرد.



اين هيات به درخواست اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري اردبيل و به سرپرستي "كريم عليزاده" مسئول روابط بين الملل پژوهشكده باستان شناسي از محوطه ديدن مي كنند."يحيي نقي زاده" مسئول يگان پاسداران ميراث فرهنگي اردبيل با بيان اينكه در ادامه كاوش هاي اضطراري در اين منطقه به طور متناوب اشيا و مواد فرهنگي به دست مي آيد گفت: «در نامه اي از پژوهشكده باستان شناسي درخواست كرديم تا براي بررسي بيشتر و ارائه نظر كارشناسي، هياتي را به منطقه اعزام كنند تا در صورت نياز به كاوش وسيع هر چه سريعتر باستان شناسان كار خود را در منطقه شروع كنند.»

اشيا کشف شده در اين محوطه شامل سه خنجر فلزي با روکش طلايي رنگ ،25 قطعه سفال، مهره هاي تزئيني، اشيا فلزي، پيکان ها و ابزار جنگي است.

وي افزود: «در حال حاضر كاوش در محوطه متوقف شده و به صورت مستمر از آن محافظت به عمل مي آيد اما هر گونه اقدام بعدي منوط به نظر پژوهشكده باستان شناسي است.»

"نقي زاده" بارندگي هاي هفته اخير در منطقه را از دلايل اصلي و مهمي دانست كه ممكن است به محوطه آسيب وارد كند و افزود: «با نظر اين هيات مشخص مي شود كه آيا كاوش ها ادامه پيدا كند و يا اينکه حفاظت از محوطه هر چه سريعتر آغاز شود.»

در همين حال "كريم عليزاده" سرپرست هيات اعزامي به محوطه باستاني گيلوان نيز به ميراث خبر گفت: «اين بازديد به قصد شناسايي دقيق منطقه و ارائه گزارش به پژوهشكده انجام مي شود .»

اين عضو هيات علمي پژوهشكده باستان شناسي احتمال ادامه كاوش در منطقه را منتفي ندانست و افزود: «بعد از بازديد ،هيات گزارش خود را به پژوهشكده ارائه مي كند و بعد از تصميم گرفته مي شود كه در محوطه چه اقدامي صورت بگيرد.»

تا کنون براي باستان شناسان مسلم شده اين محوطه و اشياي به دست آمده از آن به هزاره نخست پيش از ميلاد و به احتمال فراوان پيش از آن بازمي گردد.

پس از گذشت نزديک به يک ماه از شناسايي و کشف اتفاقي محوطه باستاني "گيلوان" در بخش شاهرود شهرستان خلخال ، کاوش هاي اضطراري به قصد نجات بخشي مواد فرهنگي اين محوطه هنوز آغاز نشده است.



مواد فرهنگي کشف شده در اين محوطه که در اثر تعريض جاده روستايي گيلوان به دست آمده شامل چند گور باستاني و اشيايي ارزشمند چون سه خنجر فلزي با روکش طلايي رنگ ،25 قطعه سفال، مهره هاي تزئيني، اشيا فلزي، پيکان ها و ابزار جنگي است.



"يحيي نقي زاده" مسئول يگان پاسداران ميراث فرهنگي اردبيل با بيان اينکه آثار به دست آمده در اين محوطه در معرض تابش نور و بارش باران قرار گرفته اند و به شدت در خطر تخريب هستند گفت:« بعد از بازديد و ارائه گزارش نماينده پژوهشکده باستان شناسي از محوطه اميدوار بوديم هر چه سريعتر عمليات حفاري اضطراري به قصد نجات بخشي آثار اين محوطه آغاز شود.»



وي افزود:« متاسفانه با وجود آنکه نماينده پژوهشکده در گزارش خود بر کاوش اضطراري در محوطه تاکيد کرده اما هنوز موافقت مسئولان پژوهشکده در اين باره اعلام نشده است.»



نقي زاده با اشاره به اينکه اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري اردبيل براي محافظت از محوطه اقدام به ايجاد پايگاه حفاظتي موقت کرده است گفت:« کارشناسان استان آمادگي حفاظت فني و دائمي از محوطه را دارند اما تا زماني که مشخص نشود قرار است چه اقدامي براي محوطه صورت بگيرد کار ديگري جز حفاظت موقت نمي توان کرد.»



وي حساس شدن ساکنان روستاي گيلوان روي محوطه را علاوه بر تهديدات طبيعي از مشکلات ديگر بلاتکليف بودن محوطه گيلوان ذکر کرد و افزود:« مالک زميني که محوطه در آنجا واقع شده از اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري اردبيل خواسته تا سهم وي را از اشيا قيمتي کشف شده در محوطه بدهد.»



نقي زاده با تاکيد بر اينکه اين محوطه به اذعان کارشناسان باستان شناسي از محوطه هاي کم نظير منطقه است گفت:« اين موضوع لزوم اقدام فوري و اضطراري در محوطه و رسيدگي پژوهشکده باستان شناسي به آن را ضروري مي کند.»



تا کنون براي باستان شناسان مسلم شده اين محوطه و اشياي به دست آمده از آن به هزاره نخست پيش از ميلاد و به احتمال فراوان پيش از آن بازمي گردد.

Tuesday, May 13, 2008

"دیکتاتور سوغورلوق (تخت سلیمان)" تیکان تپه



"دیکتاتور سوغورلوق (تخت سلیمان)" تیکان تپه

تخت سلیمان تیکان تپه(تکاب) چهارمین اثر ثبتی کشور درسازمان علمی،فرهنگی یونسکو می باشد.این اثر همچنین یکی از ده پروژه بزرگ تاریخی کشور محسوب می شود که هر ساله بودجه های کلانی از طرف یونسکو و سازمان میراث فرهنگی کشور بدان اختصاص می یابد اما متاسفانه بی کفایتی مدیر این پروژه باعث هدر رفتن این بودجه ها شده و تخت سلیمان عملا در معرض آسیبهای جدی قرار گرفته است

ابراهیم ح. مدیر این پروژه که از طرف ساکنان محل به "دیکتاتورتخت سلیمان" معروف شده،مدت 28سال است که دارای این سمت میباشد و با اینکه مدت 2سال است که باز نشسته شده است و در تهران بعنوان مشاور میراث فرهنگی مشغول به کار است. ولی همچنان به دیکتاتوری خود در این محل ادامه میدهد وی که از کردهای اطراف قروه میباشد این محوطه را به محل تجمع اکراد تبدیل کرده است و سالانه اکراد زیادی را جهت کار از نقاط مختلف کشور به این منطقه می آورد که این امر بارها با مخالفت مردم تورک ناحیه مواجه شده است.

بهروز عمرانی، قدم به قدم در حال ویران سازی اثار تاریخی آذربایجان است



بهروز عمرانی، قدم به قدم در حال ویران سازی اثار تاریخی آذربایجان است

میللی شورا- 23 اردیبهشت: آقای بهروز عمرانی، معاون کردتبار میراث فرهنگی آذربایجان شرقی، قدم به قدم در حال ویران سازی اثار باستانی آذربایجان جنوبی است. وی که بصورت مشهودی از جانب نیروهای فارس، کرد و ارمنی فعال در میراث فرهنگی مورد حمایتهای مادی و معنوی قرار می گیرد، پس از اعطای مجوز احداث خط لوله گاز ایران به ارمنستان و منهدم کردن شهر چند هزار ساله اژدها داشی و ویران سازی آثار باستانی مجاورت سد خدافرین، در حال طراحی نقشه جدیدی برای امحای ارک تبریز است.

گفته می شود براساس مجوزی که از سوی آقای عمرانی صادر شده شهرداری تبریز ، در حال ساخت یک پارکینگ طبقاتی بزرگ، درست در داخل حریم تاریخی ارک علیشاه تبریز می باشد. این مجوز به حدی خطرناک بوده که حتی اشرفی نیا معاون استاندار تبریز، از بیم قیام اهالی تبریز، در خصوص میزان اعتبار این مجوز تردید کرده است.

بهروز عمرانی در گذشته ریاست میراث فرهنگی آذربایجان غربی را در دست داشته و در طول مدت فعالیت خود به جدیت در راستای تعمیر کلیساهای ارمنی و ثبت جهانی قره کلیسا و سنت استپانوس کوشیده است. او عضو جبهه ملی است و با فرد فناتیک و نژاد پرستی چون پرویز ورجاوند، که سال گذشته درگذشت، صمیمیتی مثال زدنی داشت.

Sunday, February 10, 2008

حیات مرد نمکی زنجان در معرض خطر قرار گرفته است



حیات مرد نمکی زنجان در معرض خطر قرار گرفته است

میللی شورا- 19 بهمن 86: میراث خبر: بر اساس قرارداد ميان صاحب فعلي معدن نمك چهره‌آباد و سازمان صنايع و معادن استان زنجان، اين معدن تنها تا 18 بهمن امسال بهره‌برداري مي‌شود و سازمان صنايع و معادن قصد دارد به مدت 10 سال ديگر اين قرار داد را تمديد كند.

"ابوالفضل‌ عالي"، سرپرست كاوش‌هاي معدن نمك چهره‌آباد با اعلام اين خبر به CHN گفت: «تنها چند روز به پايان قرارداد بسته شده ميان مالك فعلي معدن و سازمان صنايع و معادن زنجان باقي مانده و در اين مدت مراجعه ما به اين سازمان به منظور جلوگيري از تمديد مجدد قرارداد بي‌فايده بوده است.»

وي افزود:« سازمان صنايع و معادن قصد دارد برداشت نمك صنعتي از معدن نمك چهره‌آباد را ادامه دهد و بر اين اساس اين معدن احتمالا تا 10 سال آينده مورد بهره‌برداري قرار مي‌گيرد.»

تاکنون 5 مرد نمکي در اين معدن يافت شده که ششمين نمکي نيز در زير خاک مدفون است. گمان مي رود که تعداد اين موميايي ها بيش از آن چيزي باشد که تا کنون کشف شده است.

Monday, December 03, 2007

تخريب هفت اثر تاريخي مراغه در يك پروژه تجاري



تخريب هفت اثر تاريخي مراغه در يك پروژه تجاري


تاریخ 12/09/1386 ساعت:21:34

ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران: هم زمان با ورود شركت آتي ساز به شهر مراغه با هدف بازسازي و بهترسازي بافت اين شهر، تنها در اثر اجراي يكي از پروژه هاي اين شركت، هفت اثر تاريخي و ملی به يك باره تخريب شده‌اند.

به گزارش خبرنگار «جهان»، اجراي پروژه خيابان 60متري جام جم كه در قديمي‌ترين نقطه شهر مراغه واقع شده است به همراه دو حاشيه تجاري - مسكوني سي متري در طرفين اين خيابان، با تراكم رايگان 300% كه جمعا با عرض 120 متر در حال احداث است، موجب تخريب هم زمان هفت اثر تاريخي شده است.




كاروانسراهاي شريف، حاج اكبر، ميراز علي، دوشابچلار و موعديان و خانه آصف و بازار مسجد سفيد، آثار مربوط به دوره‌هاي صفوي و قاجاري است كه همگي تنها به علت عملياتي كردن يك پروژه تجاري – عمراني خراب شده‌اند.



از سوي ديگر، واقع شدن دو اثر تاريخي ثبت شده در محل اجراي طرح معروف به خيابان 120 متري، موجب شده تا تلاش مضاعفي براي خراب كردن آن‌ها نيز صورت گيرد.



ساخت و ساز تا حريم نيم متري مسجد سفيد و مسجد ريحان با ماشين آلات سنگين و عدم رعايت حريم معقول و معمول طرح از طرفي و گذاشتن آب در كنار پايه هاي مسجد سفيد و خاك برداري تا فاصله نيم متري اين دو مسجد به عمق شش متر، تنها نمونه‌اي از اقدامات عمراني شركت آتي ساز در اين بافت سنتي و تاريخي است.




تصويري از مسجد ريحان مراغه در حال تخريب



نوشته هاي نقشه برداري با اسپري رنگ بر روي ديوار مسجد سفيد، نمونه ديگري از اجحاف بر عليه آثار تاريخي اين شهر است.

به گزارش «جهان»، كتيبه‌هاي مسجد سفيد كه چند سال پيش يكي از آن‌ها نيز دزديده شد‌ و هيچ حفاظ و حصاري براي مراقبت از كتيبه دوم نيز وجود ندارد، از نظر وضوح تاريخ نگارش، در ايران منحصر به فرد است. اين كتيبه ها مطابق نظر كارشناسان ميراث فرهنگي به دوران شاه طهماسب صفوي باز مي‌گردد.
علاوه بر این، سر ستون‌ها و سقف نوشته‌هاي مسجد سفيد و ستون‌هاي مسجد ريحان، به لحاظ ارزش تاريخي، در جايگاه ويژه‌اي قرار دارند.

نامه‌هاي پي در پي رياست وقت اداره ميراث فرهنگي شهرستان مراغه در اعتراض به اجراي اين قبيل پروژه ها و به طور مشخص پروژه جام جم، خود دلالت بر اهميت آثار تاريخي واقع در طرح دارد.

لازم به ذكر است كه مسجد سفيد و مسجد ريحان از آثار ثبت شده ميراث فرهنگي هستند كه در اثر ساخت و سازهاي پنج سال اخير، به چنين وضعي دچار شده اند.

به گفته مسئولان و مقامات محلی، يكي از نمايندگان استان آذربايجان شرقي، در ورود شرکت آتی ساز به این شهر نقش بسزایی داشته و حتی شخصا" با مغازه داران برای تخلیه محل جهت اجرای پروژه های تجاری این شرکت وارد مذاکره شده است.

گفتنی است امضای وي پای بسیاری از قراردادهای این شرکت وجود دارد و این در حالی است که اين نماينده مجلس در ظاهر هیچ گونه مسئولیتی در این شرکت ندارد.

گذشته از اين، اجراي پروژه خيابان جام‌جم از سوي شركت آتي ساز در مراغه، مشكلات ديگري را نيز به همراه داشته است كه در صورت لزوم، اسناد و مدارك آن‌ها نيز ارائه خواهد شد.

همچنین فیلم ویدئویی تخریب مسجد سفید و آب گذاشتن در پای این مسجد برای طبیعی جلوه دادن تخریب برای مشاهده در اختیار «جهان» قرار دارد.

متن نامه اعتراض رئیس اداره میراث فرهنگی مراغه به فعالیت آتی ساز:

باسمه تعالي


مراغه دومین شهر تاریخی استان و دهمین شهر دارای بافت تاریخی و فرهنگی کشور می باشد. گلایه ها و انتظارات مردم در حفظ و نگهداری آثار تاریخی فقط متوجه این اداره نیست؛ ای کاش به جای سرمایه گذاری برای احداث چنین مجموعه بی هویتی، 1 درد اعتبار آن را برای مرمت و احیای دانه های ارزشمند شهری و اعطای کاربری مناسب در زمینه جلب گردشگر و استفاده عمومی معطوف می گشت.

قطعا" در عرض 2 سال آماده بهره برداری شده و بازده سرمایه گذاری آن نیز در مدت کوتاهی با سود بیشتر حاصل می شد و چندین بنای ارزشمند که نشان از هویت تاریخی و معماری کهن این شهر دارد پا بر جا می ماند. امید است شهرداری و اعضای محترم شورای شهر با همفکری همدیگر برای نجات این آثار بشتابیم.
به پیوست، محدوده بافت تاریخی شهر و حرایم آن و قانون مصوب حفظ و نگهداری بافت های ارزشمند شهری جهت استفاده به خدمتتان ارسال می گردد.

ناصر زواری_ سرپرست اداره میراث فرهنگی مراغه



رونوشت:

- مدیر کل میراث فرهنگی استان



- مدیریت محترم شرکت آتی ساز

- اعضای محترم شورای اسلامی شهر
- فرمانداری محترم

- نماینده محترم مردم در مجلس شورای اسلامی

Sunday, December 02, 2007

تخريب آثار باستاني آذربايجان: مسجد جامع ساوه به سوي نابودي تدريجي مي‌ رود



تخريب آثار باستاني آذربايجان: مسجد جامع ساوه به سوي نابودي تدريجي مي‌ رود

مسجد جامع ساوه كه داراي قابليت هاي معماري و تاريخي حايز اهميتي براي جاودانه شدن در فهرست آثار جهاني يونسكو است، اكنون به دليل نبود اعتبارات به سوي نابودي تدريجي پيش مي رود.



پيش از اين “سيد محسن نبوي” سرپرست اداره ميراث فرهنگي و گردشگري ساوه اعلام كرده بود :« با قرار گرفتن مسجد جامع ساوه در فهرست پروژه هاي ملي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، کار مرمت و بازسازي اين بناي مهم دوره اسلامي آغاز مي شود تا بخت هاي آن براي ثبت در فهرست آثار جهاني افزايش يابد.»

وي گفته بود :« مرمت و احياي مسجد جامع ساوه از جمله پروژه هاي ملي است که امسال و با تخصيص اعتبار ملي معادل 1 ميليارد و 400 ميليون ريال به انجام مي رسد.»

“سيد محمد حسيني” ،رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان مرکزي نيز در گفت و گو با رسانه ها ،تاكيد كرده بود:« تمامي برنامه هاي مرمت و حفاظت از مسجد را با اين هدف انجام مي دهيم تا سال هاي آينده بتوان براي ثبت اين اثر در رديف آثار جهاني جايي باز کرد.»

اكنون پس از گذشت دو سال از وعده هاي مسوولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ، شواهد گوياي آن است كه وضعيت مسجد جامع ساوه روز به روز نامناسب تر مي شود .

از آن همه اميدواري به ثبت مسجد جامع ساوه در فهرست آثار جهاني روزها مي گذرد و هيچ كدام از برنامه هاي مورد نظر سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان مركزي به دليل نبود اعتبارات كافي اجرايي نشده است .

به گفته بسياري از كارشناسان ميراث فرهنگي اگر هم اعتبار اندكي پرداخت شده ، به دليل نبود مرمت اصولي و علمي گنبد مسجد جامع ساوه صدمات جبران ناپذيري ديده و در خطر است .

رييس سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري استان مركزي در پاسخ به چرايي وضعيت اين بناي تاريخي كه به كلكسيون معماري و تزئينات دوره اسلامي شهرت پيدا كرده است به ميراث خبر مي گويد :« اختصاص نيافتن اعتبارات كافي در چند سال اخير، تنها مانع ساماندهي و مرمت اين بناي تاريخي است .»

وي در گفت و گو با ميراث خبر تاكيد مي كند :« در حال حاضر مسجد جامع ساوه وضعيت مناسبي ندارد و بسياري از بخش هاي آن دچار آسيب هاي جدي شده است .»

در همين حال، ” محمد ايرانشاهي “، مدير پروژه مرمت مسجد جامع ساوه ،اقدامات مرمتي خود را با توجه به اعتبارات موجود به اتمام رسيده اعلام مي كند .

مسجد تاريخي ساوه به دليل نبود مرمت هاي اصولي دچار شكاف هاي بسياري در جداره هاي پيكر خود شده است و اين وضعيت اين سوال را به وجود مي آورد آيا مهمترين بناي ديرينه ساوه زمستان امسال را تاب مي آورد ؟

مسجد جامع ساوه هنوز هم به گفته كارشناسان و متخصصان ويژگي‌هاي معماري دوره هاي آل بويه، ايلخاني و صفوي را در سازه هايش نگاه داشته تا بتواند خود را به جهانيان بشناساند. كارشناسان هم معتقدند اين همه ارزش تاريخي ، مسجد را براي جهاني شدن نامزد مي‌كند اما چون هميشه براي اجرايي شدن فاصله ها بيشتر مي شود.

مسجد جامع ساوه که 4 هزار و 200 متر مربع وسعت دارد در سال 1310 به عنوان نخستين مكان تاريخي استان مركزي در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيد.

Saturday, December 01, 2007

تملك اراضي محدوده ربع رشيدي



تملك اراضي محدوده ربع رشيدي
يكهزار ميليارد ريال اعتبار نياز دارد

نايب رييس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي اعلام كرد: تملك اراضي در محدوده اثر تاريخي ربع رشيدي در فازهاي مختلف به يكهزار ميليارد ريال اعتبار نياز دارد.
حجت‌الاسلام محمدرضا ميرتاج‌الديني روز شنبه هنگام بازديد از پروژه احياي مجتمع علمي و فرهنگي ربع رشيدي، به خبرنگار ايرنا گفت: اين رقم به قيمت امروز براي تملك اراضي نياز است و در صورتي كه اين كار به طول انجامد، رقم مزبور بسيار هنگفت خواهد بود.

وي، تامين اعتبارات كافي براي تملك اراضي محدوده رانياز اصلي طرح احياي مجتمع علمي و فرهنگي ربع رشيدي تبريز عنوان كرد و اظهارداشت: در اين جهت كميسيون فرهنگي مجلس تمامي توان خود را براي اختصاص بودجه كافي در لايحه بودجه سال آينده به كار خواهد بست.

به گفته‌ي ميرتاج‌الديني، سال آينده براي تملك اراضي محدوده فوق اعتباري بالغ بر ‪ ۵۰‬ميليارد ريال جهت خريد منازل اطراف ربع رشيدي نياز است كه كميسيون فرهنگي در اين راستا پيگيري و رايزني‌هاي خود را آغاز كرده است.

وي، وجود منازل مسكوني بسيار زياد در طرح احياي ربع رشيدي را عامل مهم كند شدن عمليات اجرايي آن بيان كرد و خاطرنشان ساخت: در صورت تملك اين زمين ها، كمك شايان توجهي به امر بازسازي و احياي مجتمع خواهد شد.

نماينده مردم تبريز از دولت و مجلس خواست اقدامات و توجه ويژه‌اي به اين طرح عظيم فرهنگي كه نشان‌دهنده هويت و تاريخ علمي يك ملت است از خود نشان دهند.

ميرتاج‌الديني، با اشاره به اقدامات مناسب مديريت‌هاي استاني در زمينه حل و فصل كردن تملك اراضي محدوده ربع رشيدي، گفت: بهترين راه براي تملك منازل اهالي ساكن در محل اختصاص زمين معوض و پرداخت وام‌هاي ساخت مسكن است.

وي اضافه كرد: در چنين صورتي، علاوه بر اينكه مشكل تملك اراضي قابل حل خواهد بود، اهالي محل نيز از بلاتكليفي سال‌هاي اخير بيرون آمده و رضايت آنان جلب خواهد شد.

خرابه‌هاي ربع رشيدي باقيمانده شهر علمي و دانشگاهي زمان غازان خان است كه توسط وزير نامي ايران "خواجه رشيدالدين فضل‌الله همداني" در سال ‪۷۰۰‬ هجري - قمري در شمال شرق شهر تبريز در محله رشيديه (عباسي) ساخته شد.

اين دانشگاه شامل چهار دانشكده در چهار طرف بود.

براساس مستندات تاريخي، اين شهر داراي ‪ ۳۰‬هزار خانه، حجره و ديگر بناهاي شهري بوده است.

اين شهر در دوران اوج حيات خود، مورد مراجعه مستقيم دانشمندان معروف جهان و از جمله پزشكان و محققين يونان، روم، مصر، چين وديگر ممالك آن روز آسيا و اروپايي، قرار مي‌گرفت.

حفاري‌هاي صورت گرفته در منطقه، باستان شناسان را به نشانه‌هاي اصلي مركز ربع رشيدي كشانده است به طوري كه گمانه‌زني‌ها و سه فصل كاوش در اين منطقه نشان مي‌دهد كه ربع رشيدي و نشانه‌هايش سه متر پايين تر از سطح كنوني، قرار دارد.

محله رشيديه داراي سه بخش ربع‌رشيدي، ربظ و شهرستان بوده است، شهرستان شامل باغات و نهرهاي شهر، ربظ محله مسكوني و بناهاي عام‌المنفعه مثل مسجد، حمام، بازار و ربع‌رشيدي محل بناهاي دانشگاهي، مسجد زمستانه و تابستانه و حوزه‌هاي علوم اسلامي بوده است.

خواجه رشيدالدين در سال ‪ ۷۱۸‬هجري و در زمان سلطان ابوسعيد ايلخاني كشته و جنازه وي در مقبره‌اش دفن مي‌شود، پس از وي ربع‌رشيدي رو به ويراني مي‌نهد.

در دوران صفويه و در سال ‪ ۱۰۱۹‬هجري قمري در دوره شاه عباس بزرگ براي جلوگيري از حمله عثماني يك قلعه از مصالح شنب غازان خان (مقبره غازان خان) و گورستان‌هاي تاريخي تبريز و مصالح ربع‌رشيدي يك قلعه براي حاكم تبريز ساخته مي‌شود.

بنايي كه امروزه از آن به قلعه رشيدي ياد مي‌شود همين قلعه دوران صفوي است و تا پيش از كاوش‌هاي امسال باستان‌شناسان هيچ نشاني از معماري دوره ايلخاني در اين محوطه كشف نشده بود.

وقف نامه ربع رشيدي در خرداد ماه امسال در نشستي كه از ‪ ۲۱‬تا ‪ ۲۵‬خرداد در يونسكو برگزار شد به همراه شاهنامه بايسنقري در فهرست ميراث مستند اين سازمان ثبت شد.

تاكنون ‪ ۳۲‬هزار مترمربع از اراضي اطراف ربع‌رشيدي با ‪ ۲۰‬ميليارد ريال اعتبار تملك شده است

اعلمی: در سال 60 به دستور امام جمعه و استاندار وقت ارک تبریز را با تی ان تی منفجر کردند



اعلمی: در سال 60 به دستور امام جمعه و استاندار وقت ارک تبریز را با تی ان تی منفجر کردند

میللی شورا- جمعه 9 آذر ماه: ایسنا: ... به گفته اعلمي در ابتداي انقلاب به دستور امام جمعه و استاندار وقت در سال 1360 اين بنا(ارک تبریز) در برابر ستيزه‌گران تاريخ تاب مقاومت پيدا نكرد و علي‌رغم اينكه در برابر حوادث تاريخي مقاوم ايستاده بود اما با برخوردهايي كه با آن شده، بخش عمده‌اي از آن فرو ريخت. نماينده تبريز در يادآوري آن دوران گفت: چنان برخوردي با ارک شد تا آن‌جا كه چندين سوارخ در بدنه آن ايجاد كردند و در مركز دو سوراخ حدود 25 كيلوگرم تي‌ان‌تي جاسازي شد تا 80 درصد بناي تاريخي را از بين ببرند. با وجود اينكه 20 درصد از بنا باقي مانده است. اما اگر مسوولان توجه لازم را مي‌كردند. اين بنا هم چنان مي‌توانست به عنوان نماد مقاومت مردم آذربايجان در پيشاني شهرستان تبريز بدرخشد و توريست‌ها را جذب كند.

اعملي به مجلس ششم و سوال آن دوران از وزير ارشاد اشاره كرد: در آن زمان از وزير ارشاد وقت سوال شد كه چرا يك اسكلت فلزي در اطراف ارگ ساخته شده كه در آن زمان در حد دو طبقه بود. اما مسوولين با حضور در كميسيون فرهنگي قول دادند كه اين سازه بيش از اين ساخته نشود تا چشم‌انداز ارگ كور نشود اما افراد خودسر با حمايت برخي از مسوولان هم‌چنان به احداث مصلاي تبريز در حريم قانوني ارگ مبادرت كردند تا جايي كه چشم‌اندازي از ارگ باقي نمانده است .

دخمه هفت هزار ساله در کندوان آذربایجان تخریب شد



دخمه هفت هزار ساله در کندوان آذربایجان تخریب شد

میللی شورا- شنبه 10 آذر ماه: میراث فرهنگی: صنايع‌دستي و گردشگري آذربايجان شرقي تخريب يك دخمه 7 هزار ساله در روستاي تاريخي كندوان توسط مجريان هتل لاله اين روستاي تاريخي براي ايجاد يك سونا عمومي تكذيب مي‌كند. "مهدي ناصردوست"، مدير روابط‌عمومي سازمان ميراث‌فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري آذربايجان شرقي در گفتگو با ميراث‌خبر تخريب كران يا دخمه پيش از تاريخ يا تاريخي را براي ساخت سوناي هتل لاله كندوان تكذيب كرد.

خانه هاي صخره‌اي روستاي تاريخي كندوان در آذربايجان شرقي متعلق به دوره ايلخاني است.

ویرانیگری به بهانه عمران



ویرانیگری به بهانه عمران
شامان تورک ائللی (رسول سواران)



هر بار که از مقابل ارک تبریز میگذرم سمبل تاریخی تبریز را میبینم که روز به روز تعمدا تخریب میگردد و کسی را یارای اعتراض نیست.

ستونهای آهنی هر روز و هر روز بالاتر میروند و ارک تبریز این سمبل مقاوت تبریزیان در مقابل استبدادیان در میان آهن و بتون زندانی میگردد .

در مقابل مشاهده میکنیم که ارک شهر کویری و کم اهمیت بم را که در اثر زلزله تخریب شده ، دوباره از نو میسازند .

برای خیلی ها این جریان کومیک است و برای ما تراژیک .

ملت آذربایجان و سمبل مقاومت آن ارک تبریز تاوان کدامین گناه را پس میدهند ؟

معلم تاریخ میگوید :

ارک سنگرگاه آزادی خواهان مشروطه تبریز بود و شاهد و یاد آور رشادتهای قهرمانان استبداد ستیز آذربایجانی است و تا ارک برجاست قیام مشروطه خواهان آذربایجان از ذهن ها پاک نخواهد شد.

معلم تاریخ آرام و محزون ادامه میدهد :

ارک تبریز از بناهایی است که به دست سلسله ای تورک تبار بنا گردیده همچون مسجد کبود (گوی مچید ) ، گنبد سلطانیه ، رصد خانه مراغه ، ربع رشیدی و . . .

با یادآوری گوی مچید ، زخم پنهانی که در ذهن و روحم ریشه دوانده همچون خوره ای جانم را ذره ذره می خورد ، دوباره سر باز میکند . دلم مینالد وقتی به یاد می آورم که این بنای زیبا و این شاهکار هنری نیز از یک سو به بهانه عمران و پاساژسازی محاصره شد و از سوی دیگر تمدن 3800 ساله ای که در دل آن و در کنارش نهفته بود ، زیر بتون و آهن و فولاد محو نابود گردید .

وقتی که اطراف گوی مچید را کندند و تمدن عظیم خوابیده در دل آن را مشاهده نمودند و در یافتند این تمدن بیش از سه هزار سال قدمت دارد شقاوتشان نسبت به آن صد چندان گردید . چرا؟

دقت کنیم پارسیان یا به قول پان ایرانیستها آریاییان سه هزار سال است که به ایران آمده اند و تمدن کشف شده در اطراف گوی مچید به صدها سال قبل از ورود پارسیان به ایران باز میگردد .

وجود این تمدن عظیم نشانگراین است که در آذربایجان سرزمین من ، قبل از چوپانان پارس تمدنی عظیم وجود داشته و پارسیان که به زعم پان ایرانیستها تنها تمدن سازان جهان هستند ( هر چند که تاریخ عکس ادعایشان را اثبات کرده ) ، هیچ نقشی در خلق این تمدن عظیم ندارند .

عجیب است در خلق تمام بناها و نمادهای تمدنی آذربایجان قبل و بعد از اسلام پارسیان هیچ نقشی ندارند وهمه ساخته دست سلسله های تورک زبان و تورک ریشه می باشد و همه نیز بلا استثنا به شدت مورد بی مهری و تخریب قرار گرفته اند .

تخریب و ویرانگری به بهانه عمران .

نمیدانم شاید من دچار توهم توطعه شده ام اما احساس میکنم در ایران و به خصوص آذربایجان که تمام جمعیتش تورک زبان میباشد ، چه در زمینه زبان و فرهنگ ، چه در زمینه تاریخ و اسطوره شناسی و چه در زمینه آثار معماری و بناهای باستانی هرچیزی که مربوط به تورک و تورک زبانان باشد نابود میشود و صد البته آذربایجان سرزمین تاریخی تورکان که تنها به جرم تورک بودنش مورد هجوم و تخریب صد ساله واقع شده کلیتش مورد حمله تهدید است.

پس اینکه میگویند متفکرین و تاریخدانان و نویسندگان فارس دچار تورکو فوبیا ( تورک ترسی ) هستند، دروغ نیست و شاید همین تورکو فوبیا است که باعث ایجاد نفرت و دشمنی خود آگاه و ناخودآگاه نسبت به تورکان شده و در نتیجه دموکرات ترین و آزادی خواه ترین روشنفکران فارس هم ناخود آگاه تفکرات شدیدا آنتی تورکیستی از خود نشان میدهند .

جالب است که حتی کمونیستهای به اصطلاح انترناسیونالیست فارس هم وقتی با تورکان روبرو می شوند احساسات ناسیونالیستی و فارس دوستانه شان شدیدا گل میکند تا جایی که برخی تغییر ماهیت صد و هشتاد درجه ای داده تبدیل به فاشیستهای فارس گرای دو آتشه میگردند .

پس اینکه چرا و چگونه آنتی تورکیسم در میان پارسیان تبدیل به فرهنگ عمومی شده کمی برایمان روشن میشود :

آنان با یادآوری خاطرات ملی(تاریخ ) شان و وقوف بر شکستهای خفت بار پدرانشان از تورکان ، ترسی عظیم در وجودشان ریشه میگیرد و در پی این ترس ، نفرت از تورکان به عنوان پاسخ روانی به این ترس عظیم مطرخ میگردد و با به قدرت رسانده شدن نظام فارس گرای پهلوی ، همگی برای نابودی دشمن منفورشان ، تورکان ، بسیج میشوند .

اما مساله این است که چرا استانداران و شهرداران و دولتمردان تورک زبان ما با این سیاستهای آذربایجان ستیزانه و آنتی تورکیستی همراهی میکنند ، دردی است مضاعف .

آیا نمیدانند و از سر جهل چنین میکنند ؟

یا میدانند و . . .

آنان بر آنچه میکنند واقفند و به همین دلیل است که همواره سعی دارند اعمال فرهنگ ستیزانه و تمدن سوزانه شان در نظر مردم عمران و آبادانی جلوه گر شود .

آنان از افکار عمومی ملت آذربایجان به شدت میترسند و با تمام توان سعی دارند خود را خادمین تمام عیار و مخلص آذربایجان نشان دهند و خوشحالند که سیاستهایشان در اغفال اکثریت به خواب رفته آذربایجانی تا حد زیادی کارگر بوده و نمی دانند که این خوشحالی دوام چندانی ندارد چرا آذربایجان در حال بیداری است و از خواب صد ساله می خواهد که برخیزد .

و آن روز آنان که با سرزمین خود و زبان و فرهنگ و تمدن اجداد خود به ستیز بر خواستند و سنگ بیگانه بر سینه زدند ، باید که پاسخگو باشند .
E- mail:shamanturkelli@yahoo.com

Wednesday, November 28, 2007

اکبر اعلمي از توضيحات صفارهرندي در خصوص تخريب عامدانه ارک عليشاه تبريز قانع نشد



اکبر اعلمي از توضيحات صفارهرندي در خصوص تخريب عامدانه ارک عليشاه تبريز قانع نشد

سالهاست تلاش يگانه نماينده آذربايجان براي توقف تخريب ارگ عليشاه تبريز موفق نشده است. هنوز نماينده اي که بخواهد در اين جنگ فرهنگي با اعلمي همصدا شود يافت نشده است. هنوز رژيم فارس به اقدامات عمدي خود در جهت تخريب آثار باستاني آذربايجان ادامه ميدهد و … زمان ميگذرد.

در جلسه علني امروز مجلس شوراي اسلامي اكبر اعلمي نماينده تبريز در خصوص اقدامات شوراي عالي ميراث فرهنگي در برابر اقدامات غيرمسوولانه دست اندركاران مصلي مبني بر ساخت و ساز در حريم قانوني ارگ عليشاه در تبريز از وزير ارشاد سوال پرسيد ولي پس از توضيحات صفارهرندي نماينده تبريز آن را قانع كننده ندانست و سوال براي بررسي بيشتر به كميسيون ارجاع شد.

نماينده تبريز از صفارهرندي پرسيد؛ آثار تاريخي و ميراث فرهنگي هر يك از جوامع حافظه قسمتي از تاريخ و وديعه ارزشمند براي همه نسل‌هاست. ميراث فرهنگي و آثار تاريخي تاريخ گويا و سيماي بخشي از هويت فرهنگي و ملي تاريخي يك جامعه محسوب مي شود و به فراخور جايگاهي كه دارا بوده معرف و نمادي از خاستگاه، واقعيات، تاريخ، رنج ها و شادي‌ها، رشادت ها، افتخارات و مقاومتها و هنرنمايي‌هاي نسل‌هاي پيشين و جزيي از هويت ملي آن جامعه به شمار مي آيد.

وي ادامه داد: به اين دليل همه جوامع در حفظ و نگهداري آن مي كوشند و تخريب آن را ظلم آشكار به تاريخ و هويت ملي خود مي پندارند بنابراين با همه توان سعي مي كنند در مقام صيانت از آن برآيند.

نماينده تبريز خاطرنشان كرد: اهميت آثار فرهنگي و ميراث تاريخي تا آن جاست كه قوانين و كنوانسيون هاي بين المللي هم تمهيدات لازم را براي صيانت از اين آثار پيش بيني كرده و قانونگذار و قوانين داخلي ما اهميت لازم رابه آن دارند تا جايي كه در قانون مجازات اسلامي يك فصل براي حفاظت از آثار تاريخي و ميراث فرهنگي اختصاص پيدا كرده است.

عضو كميسيون امنيت ملي تصريح كرد: متاسفانه به نظر مي رسد در مواردي بعضي از مسوولين و متوليان امر آنگونه كه بايد و در چارچوب قانون و قوانين موضوعه حساسيت لازم را براي ايفاي وظايف قانوني خود و صيانت از آثار ملي و تاريخي نشان نمي دهند.

وي به بناي تاريخي ارگ اشاره و عنوان كرد: وزيران ارشاد با توجه به مسووليت قبلي خود نسبت به جايگاه ارگ آشنايي لازم را دارند و واقف هستند ارگ عليشاه يكي از بناهاي كم نظير و مرتفع ترين و زيباترين آثار خشتي كشور است كه در مركز شهر تبريز واقع شده است.

به گفته وي اين بنا توسط خواجه تاج الدين عليشاه جيلاني وزير سلطان ابوسعيد ايلخاني طي سالهاي ‌٧١٤ تا ‌٧١٦ هجري بنا شد و در ‌١٥ دي ماه سال ‌١٣١٠ در فهرست آثار ملي ايران ثبت شد و نقشه حريم استحفاظي قانوني و ضوابط حفاظتي آن در جلسه ‌٢٩/٣/١٣٥٨ شوراي حفاظت آثار تاريخي مشخص و تاييد شد.

به گزارش ايسنا، اعلمي با بيان اين كه ارگ عليشاه حداقل براي مردم آذربايجان و كليت ملت ايران يكي از مهمترين آثار تاريخي است و از جايگاه ويژه برخوردار است گفت: علت آن اين است كه اين اثر شاهد به شهادت رسيدن تعدادي از رهبران مشروطيت ازجمله ثقه‌الاسلام به دستور روس ها و با مباشرت شجاع الدوله بوده است.

نماينده تبريز ادامه داد: اين اثر پايگاه مقاومت نيروهاي ستارخان و باقرخان در برابر مستبدين بوده است. نشانه و نماد عيني تمدن هاي پيشين است و در دي ماه ‌١٢٩٠ هجري شمسي اين بنا شاهد بدار آويختن سيروس خان ملك اندرسيان از مبارزين و مشروطه خواه شاخص تبريز در دوره مشروطيت بوده است.

وي افزود: با وجود اين كه حدود ‌٤٠٠ سال قبل زلزله مهيبي تبريز را با خاك يكسان مي كند اما اين بنا سرافراز و مقاوم ايستادگي مي كند و از اين حيث نيز اين بنا نماد مقاومت براي مردم آذربايجان و مردم تبريز است.

اعلمي تصريح كرد: متاسفانه در ابتداي انقلاب به دستور مسوولان وقت در سال ‌١٣٦٠ اين بنا در برابر ستيزه گران تاريخ تاب مقاومت پيدا نكرد و علي رغم اين كه در برابر حوادث تاريخي مقاوم ايستاده بود با برخوردهايي كه با آن شد بخش عمده اي از آن فرو ريخت.

وي افزود: چنان برخوردي با اين بنا شد كه گفته شد كه چندين نقطه آن را سوراخ كردند و در هر كدام از سوراخ ها حدود ‌٢٥ كيلوگرم تي ان تي جاسازي شد تا ‌٨٠ درصد بناي تاريخي را از بين ببرند با وجود اين كه ‌٢٠ درصد آن باقي مانده است چنانچه مسوولين امر توجه لازم را مي كردند. اين بنا هم چنان مي توانست به عنوان نماد مقاومت مردم آذربايجان در پيشاني شهرستان تبريز بدرخشد و توريست ها را جذب كند.

اعلمي گفت: با وجود اين كه در مجلس ششم يك بار وزير اسبق ارشاد را به مجلس دعوت كردم و سوال كردم، در آن زمان بنايي كه در كنار ارگ ساخته شده اسكلت فلزي آن در حد دو طبقه بود و مسوولين امر در كميسيون فرهنگي قول دادند تا بيشتر از دو طبقه احداث نكنند تا چشم انداز ارگ كور نشود. اما متاسفانه افراد خودسر در شهرستان تبريز با حمايت برخي از مسوولين هم چنان به ادامه احداث مصلاي تبريز درحريم قانوني ارگ مبادرت كردند تا جايي كه چشم اندازي از ارگ باقي نمانده و اقدام احداث بنا و تخريبي بناهاي تاريخي مغاير با قوانين موجود است. مواد متعددي تخريب كنندگان آثار تاريخي را قابل تعقيب مي داند.

اعلمي خطاب به وزير ارشاد گفت: علت دعوت شما اين است كه به موجب قانون تشكيل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مصوب‌٢٣/١٠/٨٢ شوراي عالي ميراث فرهنگي و گردشگري تشكيل شد كه رياست آن به عهده رياست جمهوري يا معاون رياست جمهوري است و وزراي مختلفي در آن عضو هستند؛ از جمله وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ، وزير امور خارجه، مسكن و شهرسازي، راه و ترابري، كشور، علوم و تحقيقات، امور اقتصادي و دارايي، آموزش و پرورش و روساي سازمان هاي مديريت و برنامه ريزي، صدا و سيما، رييس سازمان حفاظت محيط زيست و ‌٤ كارشناس خبره با حكم رييس جمهور كه اين نشان مي دهد كه بناهاي تاريخي براي قانونگذاران، حايز اهميت است و همين طور وزير در جريان هستند كه به موجب اصل ‌١٣٧ قانون اساسي هر يك از وزيران، مسوول وظايف خاص خويش در برابر رييس جمهور و مجلس هستند و در اموري كه به تصويب هيات وزيران برسد مسوول اعمال ديگران نيز هستند.

اعلمي ادامه داد: استان‌هاي آذربايجان شرقي، غربي و اردبيل از ميراث فرهنگي، تاريخي و جاذبه‌هاي گردشگري فراواني برخوردار است كه در صورت اتخاذ تدابير لازم جهت جذب گردشگران، شاهد رشد و شكوفايي فرهنگي و اقتصادي استان‌هاي مذكور خواهيم بود.

وي ادامه داد: يكي از اين آثار ارگ عليشاه واقع در تبريز است كه جزء منحصر به فردترين بناهاي خشتي است.

اعلمي گفت: اين اثر در مقابل زلزله مهيب پابرجا باقي ماند، اما به واسطه اقدامات غيرمسوولانه و خودسرانه برخي دست‌اندركاران مصلاي تبريز و بي‌توجهي و ضعف مديريت استانداران و مسوولان ذيربط دچار صدمات غير قابل جبران شده و اكنون در پشت انبوهي از آهن و سيمان و سازه‌هاي مصلاي تبريز از ديده‌ها پنهان مانده و هرگونه بازديد عمومي از بناي موصوف ناميسر شده است.

نماينده تبريز خطاب به وزير ارشاد عنوان كرد: بنا به مراتب فوق و با توجه به عضويت جنابعالي در شوراي عالي ميراث فرهنگي و گردشگري پاسخ دهيد دليل قصور سازمان ميراث فرهنگي در حفظ و نگهداري آثار تاريخي آذربايجان به ويژه ارگ عليشاه چيست؟ براي نگهداري ارگ چه تمهيداتي اتخاذ شده؟ در برابر اقدامات غير مسوولانه و خودسرانه دست اندركاران مصلحي مبني بر ساخت و ساز در حريم قانوني ارگ و كشيدن حصار به صورت غير قانوني پيرامون ارگ و جلوگيري از بازديد عمومي چه اقداماتي شده است؟

وي ادامه داد: براي هماهنگي در چگونگي امكان بهره گيري از ميراث هاي طبيعي كشور از جمله آثار فرهنگي و تاريخي آذربايجان شرقي، غربي و اردبيل به ويژه ارگ عليشاه و ايجاد تعهدات مطروحه در كنوانسيون ميراث فرهنگي و گردشگري و سازمان محيط زيست چه تدابيري اتخاذ شده است.

اعلمي افزود: در جهت فراهم كردن زمينه سرمايه گذاري بخش هاي دولتي، خصوصي و تعاوني در امور مربوط به ميراث فرهنگي در استان هاي مذكور چه اقداماتي به عمل آمده است؟ براي تحقق اهداف بخش ميراث فرهنگي استان هاي مذكور چه تدابيري انديشيده است؟ براي اجراي طرح هاي جامع توسط ميراث فرهنگي و گردشگري و ايجاد تاسيسات مورد نياز در استان‌هاي مورد بحث از جمله احداث مراكز اقامتي و پذيرايي و خدمات حمل و نقل چه تسهيلاتي براي متقاضيان در نظر گرفته شده است.

نماينده تبريز متذكر شد: به منظور فراهم كردن زمينه توسعه پايدار ميراث فرهنگي و گردشگري در استان هاي ياد شده چه تدابيري اتخاذ و چه تسهيلاتي منظور شده است؟

و كدام برنامه هاي تبليغي ملي و بين المللي براي معرفي ميراث فرهنگي آذربايجان و اردبيل و جاذبه هاي جهانگردي استان‌هاي مذكور از طريق رسانه هاي ارتباطات جمعي به مرحله اجرا در آمده است.

به گزارش ايسنا، محمدحسين صفار هرندي در پاسخ به سوال اعلمي گفت: زماني اين سوال از وزير ارشاد وقت پرسيده شد به اعتبار اين كه در آن زمان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي متولي امر ميراث فرهنگي و گردشگري بوده است وزير موظف به پاسخ گويي مي‌بايست باشد كه در آن زمان پرسشگر قانع نشد و اين موضوع هم چنان باقي ماند.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تصريح كرد: مطابق قانون مصوب مجلس در سال ‌١٣٨٢ قانون تشكيل سازمان ميراث فرهنگي تصويب شد كه طبق آن كليه وظايف و اختيارات وزارتخانه به سازمان ميراث فرهنگي منتقل شده است.

وي با قرائت ماده يك اين قانون گفت: اين ماده مي گويد سازمان هاي ميراث فرهنگي كشور و ايرانگردي و جهانگردي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتزع و از ادغام آنها سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با كليه اختيارات و وظايفي كه سازمان هاي مذكور به موجب قوانين و مقررات مختلف دارا بوده اند و كليه امكانات، اموال و نيروي انساني زير نظر رييس جمهور تشكيل مي شود.

صفار هرندي گفت: با تصريح قانون كليه اختيارات و وظايف به سازمان جديد و مسوول آن منتقل مي شود.

وي تصريح كرد: طبق ماده ‌١٩٣ قانون اساسي وزرا در قبال وظايف خود پاسخگو هستند يعني در قبال عملكرد و تصميمات و وظايف و اختيارات ساير مديران عالي رتبه اعم از وزرا و معاونان رييس جمهور نمي توانند پاسخگو باشند.

وي گفت: چون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي همانند تعداد ديگري از وزرا همراه با رييس جمهور تركيب ‌١٧ نفره شوراي عالي ميراث فرهنگي را شكل مي دهند به اعتبار عضويتشان در آن شورا بايد پاسخگو باشند.

وزير ارشاد ادامه داد: تا جايي كه اطلاع دارم شوراي نگهبان قائل به چنين پاسخ گويي از سوي اعضاي شوراها در قبال يك وظيفه اي كه متوجه مجموعه است، نيست يعني اين طور نيست كه هر عضوي توانايي پاسخ گويي به چيزي را داشته باشد كه ماموريت تركيب ‌١٧ نفره با مسووليت رييس جمهور است.

به گزارش ايسنا، صفارهرندي گفت: سوال من اين است كه فردي مثل من به عنوان وزير كه مسووليت هاي زياد و مستقيمي را شما و قانون متوجه او كرده ايد چطور مي تواند در قبال اختيارات و وظايف يك مدير و مسوول ديگري كه هيچ يك از آن وظايف براي او ديده نشده است جوابگوي چيزي باشد كه ممكن است در جاي خود محل تامل و بحث باشد.

وي گفت: همه ما نسبت به آنچه به عنوان مواريث فرهنگ و ادب ما و شخصيتها و چهره هاي برجسته تاريخي ما بدست ما رسيده احساس دين مي كنيم اما وقتي وظيفه مشخصي به شخص به خصوصي متوجه شده است، اين ارتباط را به سختي مي توان در چنين مواردي برقرار كرد.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي خاطرنشان كرد: با تدبير اخير رييس جمهور بسياري از شوراها منحل شده اند از جمله آنها شوراي عالي ميراث فرهنگي است كه بالطبع بنده از چنين مسووليتي به طور كلي خلع شده‌ام و در آن جايگاه نيستم كه بتوانم پاسخ گوي سوال شما باشم.

وي ابراز اميدواري كرد كه در موارد ديگر براي اعلان گزارش كار خود در قبال مسووليت هاي مستقيم به تريبون مجلس فرا خوانده شود.

اكبر اعلمي در بخش دوم سوال خود از وزير ارشاد گفت: اين كه شما مي فرماييد شوراي نگهبان چنين نظري دارد اولا ما اين نظر را نديده‌ايم و شما در برابر شوراي نگهبان مسوول نيستيد.

نماينده تبريز گفت: شما عضو شوراي عالي ميراث فرهنگي هستيد و ما براي سوال آيا بايد از رييس جمهور بپرسيم يا مي‌توانيم از همه اعضا بپرسيم. اگر به آثار تاريخي خدشه وارد شود و قوانين زيرپا گذاشته شود از كدام مسوول سوال كنيم آيا به جز از شوراي عالي ميراث فرهنگي بايد سوال بپرسيم.

در ادامه اعلمي گفت: وزير پاسخ مرا ندادند كه محمدرضا باهنر كه اداره جلسه را بر عهده داشت گفت: ايشان مي گويند پاسخگويي جزو وظايف خاص من نيست.

اعلمي توضيحات را قانع كننده ندانست و سوال براي بررسي بيشتر كميسيون ارجاع كند.isna

تخريب هاي وارد آمده به قلعه بابك



تخريب هاي وارد آمده به قلعه بابك

ميراث استان ها _ تازه ترين گزارش هاي دريافتي حکايت از آن دارد که حضور نيروهاي نظامي و انجام عمليات مانور تبليغاتي در قلعه بابك، به ايجاد تخريب هايي در اين بناي تاريخي منجر شده است.

به گزارش ميراث خبر، نيروهاي نظامي كه از دوم تير ماه به منظور انجام عمليات مانور تبليغاتي در قلعه بابك مستقر شده بودند بدون در نظر گرفتن شرايط تاريخي قلعه آسيب هايي به قلعه وارد آوردند.اين تخريب ها شامل شعار نويسي روي ديوارهاي قلعه با اسپري سياه است. همچنين نيروهاي مستقر براي برپاکردن پرچم و چادر، روي ديوارهاي قلعه ميخ كوبيده اند. از سوي ديگر تجمع اين نيروها روي ديوارها و پلكان هاي قلعه باعث ريزش سنگ در برخي نقاط اين محوطه شده است.

پيش از اين ، چند تن از مسولان و کارشناسان ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي در گفت و گو با ميراث خبر گفته بودند که حضور نيروهاي نظامي در محوطه هاي تاريخي ممنوعيتي ندارد و ميراث فرهنگي بابت حضور آنان شکايت نخواهد کرد مگر آنکه اين حضور به بروز آسيب ها و تخريب هايي منجر شود.

در همين حال اكبر تقي زاده، رييس اداره ميراث آذربايجان شرقي درباره تخريب هاي وارد آمده به قلعه بابك به ميراث خبر گفت: براساس گزارش هاي موجود و عكس هاي گرفته شده، روي بخش هايي از ديوارهاي قلعه شعارنويسي شده است كه اين مساله نشانه بي توجهي نيروهاي نظامي حاضر در قلعه است. نوشتن روي ديوارهاي قلعه ناشي از يك بي سليقه گي است. قلعه بابك جزو آثار تاريخي است كه از طوفان حوادث بسيار زيادي به دست ما رسيده است. جنگ هاي زيادي در اطراف اين قلعه اتفاق افتاده است. هر كدام از اين جنگ ها مي توانست قلعه را ويران كند حالا كه اين قلعه از گذر ايام با چنين مشكلي به دست ما رسيده ما موظفيم كه از آن نگهداري كنيم.
تقي زاده در خصوص اقدام اداره ميراث فرهنگي استان آذربايجان شرقي نسبت به بي توجهي نيروهاي نظامي حاضر در قلعه بابك گفت: در قانون نوشتن با اسپري روي ديوار جرم محسوب نمي شود، به همين دليل هر شكايتي نتيجه اي در بر نخواهد داشت. وي در عين حال تصريح کرد: در حال حاضر معضلات اين چنيني تنها از راه فرهنگ سازي و اطلاع رساني قابل حل خواهد بود و شكايت كردن راه به جايي نخواهد برد.

قلعه بابك يكي از مهم ترين بناهاي تاريخي ايران محسوب مي شود كه در شهر كليبر واقع شده است. اين قلعه آوردگاه نبرد بابك خرمدين و اعراب بود كه 23 سال به طول انجاميد و در نهايت با خيانت افشين، بابك خرمدين به دست معتثم عرب افتاد و قطعه قطعه شد. هر ساله بين روزهاي 14 و 15 تير ماه به مناسبت تولد بابك خرمدين، مردم آن منطقه و همسايه هاي اطراف ايران مانند تركيه و آذربايجان شوروي براي انجام مراسم جشن به قلعه بابك مي آيند. امسال به علت مصادف شدن سالروز تولد بابك خرمدين با ايام فاطميه، اين جشن به روزهاي 18 و 19 تير ماه موكول شد كه در اين روزها نيز حضور نيروهاي نظامي باعث شد تا گردشگراني كه به قلعه آمده بودند نتوانند از آنجا بازديد به عمل آورند.

http://www.gamoh.org/farsi/index.php?

Sunday, November 25, 2007

بعد از ارك آزادي خانه ستارخان ويران شد .




بعد از ارك آزادي خانه ستارخان ويران شد .

سالهاى آينده اقدام به خريد و بازسازى آن شود

روز جمعه خبر تخريب خانه ستارخان سردار ملي همانند بمب در محافل حركت ملي افتاد و نويسندگان ، خبرنگاران وتحليل گران به سرعت به تحقيق گسترده در اين مورد همت گماشتند . وب سايت هاي حركت ملي وگوناز تيوي بر روي اين فاجعه مانور گسترده خبري دادند همان مانوري كه در خرداد 85 داده شد و15 روز تمام خواب از چشمان سران فاشيست ايران چه در دادخل وچه در خارج روبود . وبا توجه به نزديكي 1 مهر اهميت اين خبر افزايش صد چندان يافت ( در ادامه متن خبر سايت آزاد تريبون تقديم خواهد شد ) در همين حال ارسال smsوخبر تخريب در سطح فوق العاده گسترده اي آغاز گرديد . واما بعداز گذشت 4 روز سه شنبه 26 شهريور 86 روزنامه مهد آزادي وهفته نامه حيدربابا به انتشار نامه تاج الديني به اين حمله وتخريب دست زدند ومهد آزادي با علامت ويژه برروي خبر منتشر شد . در اين حال جوابيه روساي سازمان ميراث فرهنگي و نتيجه سردار ملي مسايل را مشخص تر كرد . تاج الديني اين نماينده برحق سيد حسن تقيزاده در نامه خود نوشته است : هرازگاهي در غيبت وغفلت مسولان حوادثي در گوشه وكنار كشور اتفاق مي افتد كه آثار تاريخي اين مرزوبوم مورد بيمهري وتاخت وتاز قرار ميدهند . خانه ستارخان متاسفانه در اثر غفلت مسولين مورد بيمهري قرار گرفته است . سونمز : من نميدانم مگر ستارخان هركسي است كه مورد بيمهري قرار گيرد . ستارخان كسي است كه مجلس را تقديم ملت كرده است چرا تخت جمشيد مورد بي مهري وغفلت قرار نميگيرد ولي خانه سردار ملي مورد بيمهري كه نه بلكه اهانت آشكار قرار ميگيرد اين رذل پست در ادامه آورده خانه ستارخان را به ثبت برسانيد . حدود آن را مشخص واحيا كنيد . بهروز عمراني ( اين شخص در سال 84 در مراسم ربع رشيدي در دانشگاه تبريز هنگامي كه دانشجويان پلاكارد شوونيست مرگت باد قاشيست ننگت باد را در مقابل ورجاوند باز كردند با مشت ولگد به جان دانشجويان افتاده ومدام فرياد ميزد که اینجا ایرانزمین است ، زبان رسمی آن فارسی است و فرهنگ واقعی ما آریایی است) : سازمان ميراث فرهنگي به اين موضوع بي تفاوت نيست وباهمكاري شهرداري شكايتي را تنظيم كرده ايم . آخر مردك بعداز تخريب هنگامي كه سالم وپابرجا بود به فكر ايران زمين بودي يا عظمت كوروش كبير . خداوري كريمي نژاد ريس سازمان ميراث فرهنگي فرموده اند : براي ثبت اين خانه هيچ تقاضايي داده نشده بود ، من ميپرسم كدامين نوه كوروش ويا داريوش تقاضا داده و شما تخت جميشد را ثبت كرده ايد . آري حتما براي ثبت قبر فردوسي هم باجناق شاعر ملي تقاضا داده بود . مردم ببينيد هنگامي كه تاج الديني ضد ترك كاسه داغ تر از آش ميشود حتما موضوعي هست . وقصد رژيم اين است كه بگوييد ما هم با ملتيم تا قيامي همچون خرداد رخ ندهد ومهد آزادي وحيدربابا در تلاش هستند تا با خبررساني غلط وبدون تحليل جو خبري موجود و روحيه اعتراضي را ملت را آرام كنند . در پايان گزارش مهد آزدي آمده است : با اعلام تخريب خانه ستارخان موجي از نارضايتي در بين شهروندان آذربايجاني بخصوص تبريز ي شده است وموجب اعتراض افكار عمومي وانعكاس وسيع خبر تخريب خانه سردار ملي شده است . ملت 1 مهر روز آغاز به كار كوره هاي فرهنگ سوزي د رراه است بياييد به انتقام اين فاجعه ملي اعتراض خود را هم به ممنوعيت زبان مادريمان وهم تخريب آثار باستاني يمان اعلام كنيم .















آزاد تريبون :

مسئولین محترم کلاه هایتان را بالاتر بیاندازید.....!!!!



نتيجه سردار ملي (ستارخان) امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تبريز گفت: از زمان كوچ ستارخان به تهران، اين خانه توسط عمه سردار به فردي به نام حميد مسگري فروخته شده كه بعدها با فوت مسگري در چند سال گذشته قبل 700 متر اين خانه در معرض فروش قرار گرفت و اكنون حدود 300 متر باقيمانده اين خانه يك هزار متري نيز در حال تخريب توسط خريدار است.
به گفته سامي، خانه ستارخان به نصف قيمت فروخته شده و در اين ميان سازمان‌ها و مسئولان مربوطه هيچ واكنشي نشان نداده‌اند.
گزارش خبرنگار فارس از تبريز همچنين حاكي است، اهالي كوچه ستارخان در كوي اميزخيزي تبريز نيز كه خانه ستارخان در آن واقع است با تهيه و تنظيم نامه شديداللحني از تباني مقاطعه كار سودجو با ميراث فرهنگي و سهل‌انگاري شهرداري منطقه 4 شهر در ويران كردن خانه ستارخان خبر داده‌اند.
براساس اين گزارش، اهالي و ساكنان كوچه ستارخان تاكيد كرده‌اند، با تلاش اين اهالي و پيگيري‌هاي مكرر، ميراث فرهنگي اين خانه را به عنوان ميراث فرهنگي تعيين كرده بود و بر اساس درخواست مالك براي تفكيك آن مجور صادر كرده بود و مالك مي‌توانست به جز در نقطه‌اي كه خانه ستارخان محسوب مي‌شد، در قطعات ديگر ساخت و ساز داشته باشد و اينك با تباني برخي كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و مقاطعه كار سودجويي كه اين قطعه را از مالك اصلي به قيمت اندك خريداري كرده ، اعياني قطعه ميراث فرهنگي را نيز تخريب كرده و با استفاده از سهل انگاري شهرداري منطقه در حال از بين بردن خانه ستارخان هستند.
اين گزارش مي‌افزايد، مردم اين بخش از منطقه تبريز در نامه خود تاكيد كرده‌اند كه شهرداري منطقه 4 و ميراث فرهنگي در جريان امور هستند، ولي اقدامي براي جلوگيري از آن انجام نمي‌دهند.
برپايه اين گزارش، تخريب خانه ستارخان در حالي صورت مي‌گيرد كه سازمان ميراث فرهنگي مسئوليت مستقيم و قانوني در قبال شناسايي آثار بجاي مانده از چهره‌ها و شخصيت‌هاي تاريخي، فرهنگي و معروف داشته و بايستي از آنها حفاظت كند و با توجه به جايگاه تاريخي و ارزشمند ستارخان در تاريخ مبارزات ملي ـ مذهبي آذربايجان و ايران، ميراث فرهنگي و شهرداري منطقه مي‌بايست از تخريب آن جلوگيري مي‌كردند و اميدواريم مسئولان در قبال مردم و ايندگان پاسخگو باشند.
گزارش خبرنگار فارس همچنين حاكي است، ستار خان از سرداران جنبش مشروطه‌خواهي ايران و ملقب به سردار ملي است كه در مقاومت تبريز، وي جانفشاني‌هاي بسياري كرد.
*گذشته عمارت ستارخان
خانه ستارخان در گذشته هاى دور محل ستاد فرماندهى مبارزات مشروطه خواهى و نيز جنگ هاى ضداستعمارى ستارخان و نيروهاى وى عليه استعمار روس بود.
پس از پيروزى انقلاب مشروطه در سال 1285 هـ.ق و عزيمت ستارخان، باقرخان و نيروهاى آنان به تهران، حوادثى در تبريز رخ داد كه موجب شد اين خانه رفته رفته از كانون توجه خارج شده و تا به امروز نيز غربت خود را بازنيابد.
پس از كشته شدن ستارخان، اوضاع كشور آبستن حوادثى شد كه در نهايت نيروهاى روسيه دوباره در كشور و بخصوص آذربايجان مجال خودنمايى يافته و در نهايت خانه سرداران مشروطه را در تبريز به توپ ببندند.
صمد سردارى‌نيا، مورخ و پژوهشگر تاريخ معاصر آذربايجان در اين باره مى گويد، از آن جا كه دولت استعمارى روسيه از مبارزات ستارخان و باقرخان بر ضد نيروهاى آنان خاطره خوبى نداشت، 3 روز پس از عاشوراى سال1330 هـ.ق با گلوله‌هاى توپ، خانه اين 2سردار بزرگ مشروطه را با خاك يكسان كرد.
اين گفته شايد نشانگر آن باشد كه هم اكنون ديگر اثرى از خانه ستارخان نمانده باشد، اما «نگار عذارى» عروس ستارخان و همسر «يدالله خان» فرزند ارشد ستارخان در اين باره نظر ديگرى دارد.
وي اعتقاد دارد، خانه ستارخان به دست روسها تخريب شد و از آن عمارت بزرگ، بيش تر بخشهاى نظامى مانند مركز ستاد فرماندهى، محل استقرار نيروها، اسلحه خانه و... مورد حمله قرار گرفت و قسمت اندرونى عمارت از تخريب مصون ماند.
اين بانوى كهنسال با تأييد اين كه خانه مورد بحث، بقاياى همان عمارت ستارخان است، تأكيد مى كند، اين خانه در طول يكصد سال گذشته دچار تغييرات بسيارى شده است.
در اين ميان حاج على دروچى كه خانواده وى از حدود 120 سال گذشته در همسايگى عمارت ستارخان اقامت داشته و پدرش «آقاباباخان» از همراهان قشون ستارخان بوده است، مى گويد: در سال1352خانه ستارخان به دليل رسيدگى نكردن و شكستن ديوارها تخريب و عقب كشى شد.
وى مى افزايد: در همان سالها همه اسناد و مداركى را كه از گذشته مانده بود جمع آورى و مراجعات مكررى به اداره ميراث و شهردارى داشته ام تا نسبت به خريد و احياى اين بنا اقدام شود، اما پس از30 سال، اين تلاشها به نتيجه نرسيده است.
نتيجه تلاشهاى حاج على دروچى تا حدودى مثبت بوده چرا كه در نهايت، ميراث فرهنگى استان در سالهاى گذشته با ارسال كارشناسان خود ضمن تأييد صحت تاريخى بودن اين خانه، نقشه جامع عمارت اصلى ستارخان را تهيه كرده تا شايد در سالهاى آينده اقدام به خريد و بازسازى آن شود.




Saturday, November 24, 2007

محله تاريخي دوران قاجاريه عودلاجلار (عودلاجان) از سوي شهرداري تهران تخريب ميشود



در ادامه تخريبات عمدي آثار تورک٫ محله تاريخي دوران قاجاريه عودلاجلار (عودلاجان) از سوي شهرداري تهران تخريب ميشود

مهدي معمارزاده، کارشناس سازمان ميراث فرهنگي، شهرداري را مسوول اين تخريب ها دانست و گفت؛ شهرداري براي تامين هزينه هاي خود اقدام به فروش تراکم ساختمان در مناطق به ثبت رسيده مي کند و سازمان ميراث فرهنگي به علت نداشتن قدرت اجرايي، کاري نمي تواند انجام دهد. وي علت تخريب بافت هاي تاريخي به ثبت رسيده ملي را، نبود مديريت درست شهري دانست و افزود؛ تا يک مديريت درست و کارشناسانه بر شهر حاکم نباشد با چنين تخريب هايي روبه رو هستيم.

معمارزاده با اشاره به تخريب در سه راه امين حضور گفت؛ شهرداري بدون گرفتن هيچ مجوزي از سازمان ميراث فرهنگي اين محوطه را تخريب کرد.

به گفته کارشناسان ميراث فرهنگي از بين رفتن بافت هاي ديرينه تهران که تنها گنجينه هاي به ياد مانده از دوران تاريخي اين شهر هستند، مي تواند صدمات جبران ناپذيري به حيات فضاي شهري تهران وارد کند.

يکي از کارشناسان ميراث فرهنگي از تخريب شبانه سه بناي تاريخي در بافت عودلاجلار (عودلاجان) خبر داد و گفت؛ در فاصله تنها يک شب تمام اين ساختمان ها با لودر تخريب شده و هيچ چيز ديگري از آنها باقي نمانده بود.

برخي از اهالي عودلاجلار (عودلاجان) معتقدند پايين بودن قيمت زمين هاي مسکوني عودلاجلار (عودلاجان) باعث شده است که عده يي سرمايه دار بتوانند اين زمين ها را خريداري و با پرداخت هزينه گزافي تبديل به ملک تجاري کنند.

بر اساس اسناد تاريخي بافت و محله عودلاجلار (عودلاجان) به عنوان يکي از بخش هاي مهم تهران عهد ناصري از لحاظ سياسي محل سکونت تعداد زيادي از رجال و اعيان قاجاري بوده است. عودلاجلار (عودلاجان) از دو واژه «عود» و «لاجي» تشکيل شده که به دليل قرار داشتن بازار عطاران در اين منطقه به اين نام معروف شد.

براي نخستين بار ۱۵۰ سال پيش، مسيو کرشيش معلم اتريشي مدرسه دارالفنون نقشه اين بافت تاريخي را با تمام گذرها، کوچه ها و حتي بناهاي تاريخي و ارزشمند اين بافت به تصوير کشيد. وي که در دارالفنون تاريخ و جغرافي، حساب، هندسه و فنون توپخانه تدريس مي کرد از سوي شاه قاجاري مامور شد نقشه تهران را براي اولين بار طراحي کند. فهرست خانه هاي تاريخي عودلاجلار (عودلاجان) گواه آن است که قالب ساختاري اين بخش از تهران دوران قاجار را اعيان قاجاري و منسوبان دربار قاجار، کارکنان درباري، سفيرها و اقليت هاي مسيحي و يهودي تشکيل مي دادند. در هر يک از بخش هاي بافت تاريخي عودلاجلار (عودلاجان) فهرستي از نام چندين خانه تاريخي ارزشمند وجود دارد. در ميان اين بناها تعدادي از آنها به دليل بي توجهي و رها شدن و همچنين تعدادي هم به خاطر تخريب هاي ناشي از فعاليت هاي عمراني شهرداري تهران نابود شده اند.

آثار ثبت شده بافت تاريخي عودلاجلار (عودلاجان) شامل مسجد خان مروي، خانه فرمانفرما، آب انبار مسجد حکيم، امامزاده يحيي، باغ سفارت روسيه، بازارچه نايب السلطنه، ساختمان چاپخانه، حمام حکيم باشي، حمام خانم، خانه قوام الدوله، خانه امام جمعه، سقاخانه سرچشمه، خانه موتمن الاطبا، گذر و محله مسجد شاهي، مدرسه خان مروي، مسجد و منار پامنار، مدرسه رضاييه، خانه وثوق مسجد ميرزا محمود است و اکنون محله تاريخي عودلاجلار (عودلاجان)٫ که در فهرست آثار ملي جاودانه شده است، بدون هيچ گونه هراسي و در سکوت مسوولان سازمان ميراث فرهنگي توسط شهرداري تخريب مي شود.

Sunday, November 18, 2007

سد گلابر زنجان، قاتل جان قلعه اسلامی شد



سلمان فارسی سددی، زنجان تورک قالاسینین قاتیلیمی


اؤنجه دئدیلر بیلیردیک اورادا بیر شئیلر وار، آمما شاختا قار اورداکی اثرلری تانیمامیزا انگل اولدو!

“دست سد گلابر زنجان با نزولات آسمانی یک کاسه شده است(22/11/1385)
…بارش وسیع برف در منطقه سد گلابره زنجان مانع حضور باستان‌شناسان در محدوده آبگیری این سد برای شناسایی محوطه‌های باستانی شده است. این درحالی است که سد گلابر مراحل پایانی ساخت را سپری می‌کند…”

سونرا دئدیلر بیزیم خبریمیز اولمادان سددی سو ایله دولدوروبلار. اورداکی اثرلر ایسه دوغرو-دوزگون تانینمادان سو آلتینا گئتمکده اولدوغونا گؤره تئزلیکله ایشه باشلایاجاغیق:

سد گلابر زنجان، قاتل جان قلعه اسلامی شد (22/2/1386)

…سرپرست هیات باستان‌شناسی کاوش در پشت سد گلابر زنجان…: وقتی برای… انجام دومین مرحله عملیات بررسی و شناسایی به محل سد رفتیم، با کمال تعجب با صحنه آبگیری سد مواجه شدیم. این درحالی است که در نخستین فصل بررسی و شناسایی، وجود قلعه‌ای تاریخی متعلق به دوره اسلامی شناسایی شده بود که به مسئولان سد نیز اطلاع داده شد… در حال حاضر تپه‌ای که قلعه اسلامی روی آن واقع شده است، به صورت جزیره درآمده و در صورت آبگیری سد سلمان فارسی، بخشی از قلعه غرق می‌شود… قرار است طی یک برنامه کوتاه مدت از فردا 19 اردیبهشت ماه کاوش قلعه آغاز شود…”

پاسارگادا شئهی بئله چیخمایان “سیوند” سددی اوستونده قحبه شوونی سالانلار(بورالارا باخین: سد سيوند، سد سیوند)، زنجان قالاسینین سو آلتینا گئتمه‌سینه سئوینمه‌سه‌لر ده، آغلامیرلار:

“محوطه‌ای پیش‌از تاریخی در پشت سد گلابر زنجان کشف شد (26/2/1386)
…محوطه‌ای پیش‌از تاریخی متعلق به دوره مس و سنگ در محدوده دریاچه سد گلابر زنجان در حالی کشف شد که این سد آبگیری کرده است و اکنون باستان‌شناسان قلعه‌ای اسلامی را در محدوده دریاچه کاوش می‌کنند… همزمان با کاوش قلعه‌ای اسلامی که در بالای تپه‌ای تاریخی متعلق به دوره اسلامی واقع شده است، بررسی و شناسایی منطقه آبگیری سد گلابر را به سرعت!!! آغاز و در نخستین روزها محوطه‌ای پیش از تاریخی متعلق به دوره مس و سنگ را شناسایی کردیم… این محوطه تاریخی در محدوده دریاچه واقع شده است و با بالا آمدن آب دریاچه غرق می‌شود… سد گلابر بدون هماهنگی و کسب اجازه از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان زنجان، در حالی که درباره وجود آثار دوره تاریخی به مسئولان سد تذکر داده شده بود آبگیری می شود… تنها دامنه تپه غرق می‌شود و قلعه اسلامی آن به صورت جزیره‌ای باقی‌ می‌ماند،‌ کاوش در دامنه را آغاز کردیم…”

تالار ارک یا تئاتر شیر و خورشید تبریز



تالار ارک یا تئاتر شیر و خورشید تبریز



یادگار دوران پرفروغ نمایش تبریز، اواخر حکومت قاجاریه، در بخشی از زمین­های محوطه ارک علی­شاهی، که در پی اقدامات شهرسازی سال­های پس از دهه 1300 جهت احداث خیابان­های عریض اتومبیل­رو و تغییر ساختار شهری، به باغ و گردشگاه عمومی تبدیل شده بود، همزمان با احداث مراکز خدماتی و تفریحی­ای مانند بیمارستان، دبیرستان، کتابخانه احداث گردید.
با وجود آنکه تالار ارک تبریز با اقدامات سپهبد امیر احمدی به­وسیله معماران روس به سبک تماشاخانه­های پطرزبورگ طراحی و ساخته شده بود اما به یقین می­توان این ساختمان آجری را از نقاط عطف و قابل تحسین معماری دوره قاجار در تبریز قلمداد نمود.

در جلد دوم کتاب گزیده اسناد نمایش در ایران در خصوص احداث این بنا آمده است:

در "طرف شرق این محوطه ]باغ ملی ارک[ سن تئاتر جدیدی بنا نموده­اند كه در ایران به این خوبی هنوز یك سن تاسیس نشده است. تنها می­توان سن مسجد سلیمان را كه انگلیسی­ها جدیدا بنا كرده­اند را استثنا كنیم زیرا آن یكی با سن­های اروپا ابدا تفاوتی ندارد. بنای سن تئاتر به همت هیئت شیر و خورشید سرخ و امیر لشكر به پایان رسیده و مشتمل بر دو طبقه است كه هر كدام از آن­ها دارای 16 لژ شش نفری است.

این تئاتر با گنجایش سالن 800 نفر (طول سالن 30 متر و عرض آن 10 متر بود) یادآور نمایش­هایی چون آی با کلاه و آی بی­کلاه (مرحوم غلام­حسین ساعدی) می­باشد.

ارک استوار تبریز در گذر زمان



ارک استوار تبریز در گذر زمان

بنای ارک تبریز باقیمانده مسجدی است که در قرن هشتم هجری توسط تاج الدین علیشاه وزیر الجایتو ساخته شده است.ارک علیشاه تبریز، در زمان تاج الدین علی شاه جیلانی، وزیر سلطان ابوسعید ایلخانی، به سال ۷۱۶ آغاز شده است. اما به دلیل مرگ ناگهانی بانی آن، ساخت بنا برای مدتی ناتمام مانده و سرانجام بازماندگان وی در سال ۷۲۴ ساختمان ارک را به پایان برده اند. مسجد علیشاه در زمان آبادانی خود، مزین به کاشی، ستون های مرمر و کتیبه گچ بری بوده است. ایوان این مسجد را طاق بلندی می پوشانده که به علت تعجیل در ساخت بنا، طاق شکسته و فرو ریخته است. بنا مورد بحث در زمان قاجاریه و در کشاکش درگیری های انقلاب مشروطه در تبریز، یکی از انبارهای مهمات و مخزن غلات قشون بوده است. به این ترتیب حصاری به دور آن کشیده شده و ارک نام گرفته است.

اما روند زوال و نابودی ارک در سال ۱۳۷۶، شتاب فراوان گرفت و با توافق سه مقام عالی استان یعنی استانداری و شهرداری و امامت جمعه، محوطه ارک تخریب شده و در اختیار بنیاد مصلای تبریز قرار گرفت. البته شکایتی از سوی میراث فرهنگی تنظیم شد که دادگاه در نهایت رای را به نفع بنیاد مصلای تبریز صادر کرد.

مشخصات بنای ارک علیشاه بدین شرح است : ۳۰ متر عرض، ۲۶ متر ارتفاع و ۱۰ متر عرض دیوارها.


نمای قدیمی ارک در یک نقاشی قدیمی


ارک تبریز در ایام خیلی دور


سینه ارک سرسخت تبریز را خوب بنگرید:
این شکافها یادگار گلوله های توپ مستبدین است
اما ارک هنوز قامتی افراشته دارد،و خواهد داشت
همانگونه که آذربایجان ایستاده است!


این عکس نمای قدیمی و زیبای ارک را نشان می دهد. در این عکس با فلش قسمت های تخریب شده مشخص میباشد




نمای شمالی، تنها ورودی ارک تبریز. قبل از انقلاب این محیط گردشگاه عمومی محسوب می شده و در ضلع شرقی آن، تالار آذربایجان (شیر و خورشید) قرار داشته است. اما بعد از پیروزی انقلاب این تالار به طور کلی تخریب شده و هم اکنون به جای آن، تالار مصلی در دست ساخت است.


در این عکس ساختمان مصلی جدیدکه در کنار ارک قدیم ساخته شده در دیوار شرقی دیده میشود


نمای غربی ارک


محراب ارک


در این عکس قسمتهای تخریبی دیده میشود

Thursday, November 15, 2007

تخريب مسجد ترکمن های بجنورد



تخريب مسجد ترکمن های بجنورد

مردم محلۀ جوادیه بجنورد که از برادران ترکمن هستند و نیاز به مسجدی برای برگزاری نماز داشتند، زمینی را خریداری و هیأتی را برای پیگیری مجوز ساخت تعیین کردند. هیأت مذکور از سال ۸۲ تمام تلاش خود را بکار برده تا اینکه مجوز ساخت مسجد صادر و برای امضای شخصی که مسئول ساخت مساجد خراسان شمالی است باقی می‌ماند. وقتی هیات پیگیری ناامید شدند به تهران مراجعه کرده و از تهران هم نتیجه‌ای نگرفتند. سپس به مشهد مراجعه کرده و بالاخره در سال ۸۴ اقدام به ساختن مسجد کردند و مقداری از مسجد ساخته شد. پس از اینکه در طول ۱۳ ماه در این مسجد نماز جماعت برگزار شده، کلاسهای آموزش قرآن برای کودکان و نوجوانان دایر گشته، زیرزمین مسجد تکمیل و همکف نزدیک به تکمیل بوده است، در روز یکشنبه ۵/۸/۸۶ از امام جماعت و مقتدیان مسجد خواسته می‌شود تا مسجد را تخریب کنند و حق برگزاری نماز جماعت را ندارند! در غیر اینصورت خودشان دست به کار خواهند شد!
شب سه‌شنبه ۷/۸/۸۶ تهدید خود را عملی کرده و با گماردن ماموران مسلح در اطراف و دستگیری امام جماعت و هیات امنای مسجد ساعت ۲۳ شب تخریب مسجد را آغاز می‌کنند و تا بامداد مسجد کاملا تخریب شده و تا صبح برای فضای سبز آماده می‌شود!

به نقل از :www.sunnionline.net

تخريب مدرسه دوره تيمروي-صفوي-قاجاري در نيشابور




تخريب مدرسه دوره تيمروي-صفوي-قاجاري در نيشابور

ديروز تبريز، امروز نيشابور

وقتی میراث فرهنگی زورش به امام جمعه نمی‌رسد
اردوان روزبه
a.roozbeh@radiozamaneh.com


به نظر شما چرا یک بنا ثبت ملی می‌شود و در لیست آثار ملی یک کشور قرار می‌گیرد؟ ساده‌ترین پاسخ این است که کسی نتواند آن را تخریب یا امحاء کند و یا حتا در شکل فیزیکی آن تغییر ایجاد کند. حال اگر آن کس زورش بیشتر از سازمان میراث فرهنگی باشد چه؟ آیا بازهم این تاثیرات بر او نیز تسری خواهد داشت؟
به نظر می‌رسد که نه، نخواهد داشت. چون ما پیش از این نیز دیده‌ایم که در مورد سد سیوند و یا نقش رستم و بناهای دیگر تاریخی کشور زور قوانین به آنهایی که از قانون پر زورترند نچربیده و آنها توانسته‌اند آن کنند، که تشخیص دادند.
مختصر می‌کنم. یکی از آثار ملی کشور که ساخت آن به دوره‌ی تیموریان برمی‌گردد، مدرسه‌ای موسوم به «گلشن» در شهر تاریخی نیشابور است. این مدرسه که بعد از تیموریان تخریب شده بود، در دوران صفویه بازسازی شد و در دوران قاجار و پهلوی مرمت شد و از همان دوران قاجار نیز به عنوان حوزه‌ی علمیه به‌کار گرفته شد.
اما اتفاق ساده در ایام نوروز امسال افتاد که با توجه به تعطیلات نوروزی و بنابر تشخیص هیات امنای این مدرسه که در آن می‌توان نماینده‌ی نیشابور در مجلس هفتم، امام جمعه‌ی این شهر و تعدادی از روحانیون بانفوذ را دید، این بنای ملی باید تخریب، و تبدیل به یک حوزه‌ی علمیه‌ی مدرن شود. با همین تشخیص مدرسه‌ی گلشن در دو نوبت بدون توجه به کاشی‌کاری‌های عهد تیموری و صفویه با تمام توان تخریب می‌شود. البته امام جمعه‌ی نیشابور در چند هفته‌ پیش از محاسن این تخریب برای مردم سخن گفت و بنا را خطرناک و ناامن یاد کرد.
شاید این خیلی دیگر مهم نباشد اما این بنا قرار بوده با بودجه‌ی مصوب توسط میراث فرهنگی مرمت شود، اما به نظر می‌رسد دست اجل مهلت نداده است. جزییات این ماجرا را خواستم یکی از فعالان مدنی در نیشابور که خود روزنامه‌نگار در حوزه‌ی میراث فرهنگی‌ست، برایم بیشتر توضیح بدهد. از او پرسیدم، اساسا ماجرا‌ی تخریب بنای مدرسه‌ی گلشن از کجا آغاز شد؟



مدرسه‌ی گلشن یک بنای اصیل دوره‌‌ی تیموری است، اما چون نیشابور در طول حمله‌ها و زلزله‌های مختلف سابقه‌ی تخریبی متعددی داشته، این بنا بعد از مدتی از بین می‌رود و بر رد همان بنای تیموری در دوره‌ی صفوی یک بنایی تازه ساخته می شود. سال گذشته کاشی‌کاری‌هایی آبی‌رنگی در زیر گچ‌بری‌های مدرسه پیدا شد که اصالت صفوی آن را تایید می‌کند.
بهرحال در عصر قاجار و عصر پهلوی مدرسه‌ی گلشن به یکی از حوزه‌های علمیه‌ی شاخص خراسان تبدیل شد و تا زمان حاضر مدرسه‌ی گلشن فعالیت خودش را ادامه داده است.
موضوعی که اینک در نیشابور دهان به دهان می‌گردد این است که ظاهرا بنابه دلایلی کسی نمی‌تواند واسطه‌ی این تخریب را که یک مقاطعه‌کار تخریب ساختمانی‌ست، به محکمه کشد. او هشدار داده است که اگر حمایت نشود، پای خیلی‌ها را به این ماجرا باز خواهد کرد. از سوی دیگر برخی اشاره می‌کنند که یکی از نمایندگان این شهر که شریکی اقتصادی در یک کارخانه‌ی تولید روغن دارد، به دنبال تغییر محل حوزه و استفاده از این مکان است. برخی نیز این حرکت را تسویه حسابی با مدیرکل میراث استان خراسان رضوی می‌دانند که چندی‌ست به دنبال تعویض او هستند.

مدرسه گلشن در روزگار آبادانی خود
این روزنامه‌نگار ادامه می‌دهد:
از سال ۱۳۸۵ خورشیدی اداره‌ی میراث فرهنگی درصدد تعمیراتی در بنا برآمد. طبقه‌‌ی دوم حجره‌های داخل دو ضلع شرقی­ غربی مدرسه‌ی گلشن مربوط به دوره‌ی پهلوی اول و دوم بود. به همین علت میراث فرهنگی از طبقه‌ی دوم که شکاف‌های سنگینی هم داشت، کار تعمیر طبقه‌ی فوقانی را شروع کرد.
دو ایوان اصلی حوزه بخاطر قدمت‌اش که دوره‌ی صفوی و تیموری برمی‌گردد، آسیب عمده‌ای نداشت. متاسفانه جریان بازسازی حوزه در آذرماه سال گذشته به یک اتفاق نامناسب تبدیل شد. افرادی که مشغول تعمیرات بودند، چون بخشی از آن‌ها افرادی بودند که متاسفانه معمار یا متخصصین میراث فرهنگی نبودند و برای بازسازی بنا از طرف هیات امنا ماموریت داشتند، برای خارج‌کردن خاک‌های جمع‌ شده در داخل مدرسه‌ی گلشن، حجره‌‌ی ضلع شرقی را تخریب کردند تا خاک‌ها را خارج کنند.
این کار در واقع بدعتی بود برای تخریب اساسی‌تر بنا. در روزهای تعطیل نوروز امسال یک فرصت مناسب برای هیات امنا پیش آمد تا بتواند کار تخریب خودش را به سرانجام برساند. این‌ها دنبال این بودند که کلن مدرسه‌ی گلشن را تخریب کنند و به‌جای آن یک بنای معماری جدید را احیا کنند. به عبارتی به‌قول خودشان هم حجره‌ها یا سوییت‌هایی برای طلاب درست شود و هم فضایی برای پارکینگ خیابان اصلی شهر را درنظر بگیرند.
میراث فرهنگی با این کار مخالف بود. اما هیات امناء امسال تعطیلات نوروز آمدند از شورای ترافیک، فرمانده‌ی پلیس راهنمایی و رانندگی شهرستان مجوز حمل ده کامیون خاک را از ساعت ۱۲ تا ۶ بامداد روز هفتم و هشتم فروردین ماه گرفت.
البته در مجوزشان اشاره‌ی به حمل لودر برای تخریب بنا نشده بود، فقط مجوز حمل خاک بود. ولی قطعا وقتی از منطقه‌ای خاک حمل می‌شود که چیزی تخریب شده باشد و خاکی هم وجود داشته باشد که بخواهند حمل کنند. آنها شبانه کار تخریب را آغاز کردند.
وقتی که رییس اداره‌ی میراث نیشابور باخبر می‌شود به همراه چند نفر از مسئولان محلی به محل می‌رود، ابتدا با فرستادن (اس‌ام‌اس) سعی می‌کنند خبرنگاران را مطلع کنند. بعد که می‌بینند اتفاقی نمی‌افتد، خود رییس اداره، آقای رکنی خواهان متوقف شدن تخریب می‌شود. در مرحله‌ی اولیه‌ی تخریب تقریبن بخش زیادی از حجره‌ها را در طبقه‌ی همکف که مانده بود، نابود کردند.
آقای رکنی تنها کاری که توانست بکند این بود که لودر را به خارج از حوزه هدایت کند. این مرحله‌ی اول تخریب بود. ضمن این که در تعطیلات نوروز هیچ اقدام محکمی در برابر این اقدامات صورت نگرفت.

مدرسه گلشن، امروز و پس از تخریب
قانون مجازات اسلامی مشخص کرده که تخریب هر بنایی که ثبت آثار ملی شده باشد، مجازات حبس از یک تا دهسال را برای مرتکب و دستوردهنده‌گانش دارد و همچنین صریحا قید شده که هر فردی که دستوردهنده در تخریب باشد، هر مقامی داشته باشد، مشمول این قانون می‌شود.
متاسفانه مسئولین امر موضوع را جدی نگرفتند و سعی کردند با لابی‌کردن قضیه حل شود. مرحله‌ی دوم در تاریخ جمعه ۲۳ فروردین بود که کار تخریب تمام شد و حتا بخش‌های اصلی از دو ایوان شمالی و جنوبی که اصالت تیموری و صفوی‌شان محرز و تایید شده است هم با لودر با خاک یکسان شد.
بعد هم آقایان برای این که کارشان را تکمیل کنند، در روز آمدند و خاک‌هایی که جمع شده بود، یا پاره‌سنگ‌ها و پاره‌آجرهایی که در محل بود، بدون توجه به کاشی‌کاری‌ها یا گچ‌بری‌های تاریخی که در بنا بوده، جمع کردند و توی کامیون ریختند و از آنجا خارج کردند.


آیا این بنا در لیست میراث فرهنگی قرار داشته؟

این بنا در دیماه ۱۳۸۱ خورشیدی ثبت آثار ملی کشور شد.
چرا برخورد جدی‌تری با این مسئله از طرف میراث فرهنگی نشده؟
راستش این که چرا برخورد جدی نشده، باید از مسئولان امر پرسید. اما حدس همشهری‌های ما این است، بخاطر ملاحظه‌ی مقام و موقعیت برخی افراد که از امنای مدرسه‌ی گلشن بودند، ممانعت جدی از تخریب به عمل نیامد و سعی کردند با تذکر دادن موضوع را پیگیری کنند.
می‌توانید بگویید این افراد چه کسانی بودند؟
جناب آقای عبدالجواد قرویان امام جمعه‌ی شهرستان، جناب آقای الهی یکی از روحانیون در آستان قدس رضوی، جناب آقای سیدآبادی رییس سازمان تبلیغات خراسان رضوی، جناب آقای غلامرضا شهری امام جمعه‌ی شهر فیروزه و نماینده‌ی ولی فقیه در نیروی بسیج سپاه نیشابور و از همه مهم‌تر جناب آقای سبحانی‌نیا نماینده‌ی مجلس و عضو هیات رییسه‌ی مجلس.
یعنی این دوستان همه با تخریب این اثر ملی موافق بودند؟
آن‌چه مسلم است چهارشنبه‌ی هفته‌ی گذشته جلسه‌ای با حضور فرماندار، دادستان و بعضی مقامات محلی و هیات امنا و نماینده‌ی میراث برگزار می‌شود. اما آنچه شنیده شده این است که چندان از این قضیه ناراحت نبودند، ولی هرچند تا بحال به‌طور صریح و رسمی هیچ کدام از این آقایان علنی نگفته‌اند که دستوری در تخریب اینجا داده‌اند.
اما نه تنها از تخریب بنا رضایت‌شان را پنهان نکردند، بل‌که روز جمعه‌ی امام جمعه‌ی شهرمان آقای قرویان در خطبه‌های نماز جمعه مسایلی را مبنی بر این که چرا این تخریب صورت گرفته و این که بنا (خطرناک بوده) و ممکن بوده آسیب‌هایی را برای افرادی که آنجا بودند بوجود بیاورد، مطرح می‌کند که به نظر می‌رسد این اظهارات یا از سر صداقت بوده، یا این که تصمیمات از قبل گرفته شده بود که این بنا تخریب شود.
شواهد و قرائن، مانند وجود لودر، آنهم بعد از اخطارهای مکرر میراث فرهنگی، که حتا مامورین یگان‌ حفاظت میراث که ضابط دادگستری هستند اقدام به بازداشت چند نفر از عوامل که در محل حضور داشتند کردند و در نهایت این که افراد برای تخریب بنا مقاومت نشان دادند، حکایت از عمدی بودن این تخریب دارد.
در هرحال اگر کسی به دنبال تسویه حساب با دیگری باشد، اگر مدیر در میراث فرهنگی نتوانسته است از مجموعه‌ی تحت پوشش‌اش حمایت کند و یا هر دلیل دیگری که وجود داشته باشد، یک‌بار دیگر یک بنای ثبت‌شده‌ی تاریخی کشور تخریب شد و کسی هم نتوانست جلوی آن را بگیرد.
تاریخ یک ملت آینده‌ی آن ملت است. شما نظرتان چیست؟


Tabriz Opera House Memorial



Tabriz Opera House Memorial

Welcome to the site honoring the Opera House of Tabriz, Iran, which was demolished in 1980. All that remains of this building are memories and the images that appear here. It was an important symbol of Azerbaijani art, music and culture.

The building was a unique architectural landmark built in the early 20th century. Although the architect is unknown, he is believed to have come from the Caucasus since he incorporated the same style that is found in so many buildings in Baku and Tbilisi - a combination of italian Reaissance style with a highly ornamental interior of German Rococo.

Unfortunately, it no longer exists. To everyone's dismay, in 1980 a decision was made to bulldoze the building and open the space for Friday prayers in the center of Tabriz. Click HERE to learn why this insidious decision was made.




Why the Islamic Republic Demolished This Unique Building



Why the Islamic Republic Demolished This Unique Building



For over 80 years the role of Iran's central government has been one of denying and dismissing ethnic and linguistic diversity in the country. Just as the Pahlavi regime focused on annihilation of cultural, linguistic, and ethnic differences in the country, so too the current Islamic Republic has continued the politics of assimilation, exclusion, and racism.

Thousands of people were sobbing in streets of Tabriz while bulldozers demolished the building. It was a symbol of Azerbaijani art, music and culture. According to reliable witnesses, a 55-year-old man suffered a heart attack and died on the scene.

History Won't Forget - Tabriz Opera House



Winter 1998 (AI 6.4)

History Won't Forget - Tabriz Opera House

by Pirouz Khanlou







Wednesday, November 14, 2007

یک منزل مسکونی به جرم تهدید کوه عینالی ویران شد



به جای تخریب برج تهدید کننده ی بازار سماورسازان ، یک منزل مسکونی به جرم تهدید کوه عینالی ویران شد !!

یک واحد مسکونی به دلیل تصرف اراضی ملی و ساخت و ساز در محدوده ی آن واقع در کنارگذر شمالی و دامنه ی کوه عینالی تخریب شد . حکم تخریب این ساختمان چهار ماه پیش صادر و به ساکنین ابلاغ شده بود ، اما ساکنین آن که از اقشار محروم جامعه هستند توانایی تعویض منزل خود را نداشتند . و سرانجام با حکم قضایی و حضور نمایندگان ذیربط و کلانتری 12 تبریز این ساختمان تخریب شد . گفته می شود در روز اجرای حکم تنها دو تن از اعضای خانواده ی 5 نفری این ساختمان در خانه بوده اند و ماموران با زور و تهدید تمامی وسایل را به بیرون انتقال داده اند .

آذربایجان اویره نجی حرکاتی - تبریز

با همت شوونیسم فارس ، رصدخانه ی مراغه هم ویران می شود



با همت شوونیسم فارس ، رصدخانه ی مراغه هم ویران می شود .

رصدخانه ی مراغه دیگر چیزی جز علف های هرز و تپه ای بدون امکانات نیست . نماینده ی مراغه با استناد به نامگذاری سال 2008 از طرف یونسکو به اسم سال رصدخانه ی مراغه ، از بی توجهی صورت گرفته از سوی مسئولان میراث فرهنگی به این اثر تاریخی گلایه کرد . مصطفی سید هاشمی گفت : در حالی که خارجی ها اهمیت ویژه ای به رصدخانه قائل شده اند متاسفانه به دلیل نبود اعتبارات کافی در اداره ی میراث فرهنگی مراغه این رصدخانه به جز علفهای هرز و تپه ای بدون امکانات گردشگری چیز دیگری نیست . وی با بیان این که تاکنون هیچ قدمی برای بهبود شرایط این اثر تاریخی صورت نگرفته گفت : یکی از مهمترین آثار تاریخی به جا مانده از دوره ی زرتشتیان در حال حاضر به مخروبه تبدیل شده است . به گفته ی نماینده ی مراغه علاوه بر آنها غار کبوتر هم به عنوان یکی از جاذبه های گردشگری مطرح هیچگونه زیرساخت گردشگری را دارا نمی باشد حال آن که تنها یک نمونه ی دیگر از آن در کالیفرنیا وجود دارد . هاشمی همچنین از مسئولان اداره ی میراث فرهنگی مراغه به خاطر بلاتکلیف بودن مسجد تاریخی خیابان جام جم انتقاد نمود .

آذربایجان اویره نجی حرکاتی - ماراغا

پل تاریخی خانقاه مراغه در حال نابودی است



پل تاریخی خانقاه مراغه در حال نابودی است .

این پل تاریخی که قدمت آن به دوران صفوی برمی گردد در حال نابودی کامل قرار دارد . این پل که در مسیرشهرک صنعتی سهند مراغه قرار گرفته متحمل عبور و مرور روزانه ی تعداد زیادی ماشین های سنگین که گاها وزن آن ها به چهل تن نیز می رسد شده و در حال شکست کامل و نابودی قرار گرفته است . این پل تاریخی که جزو آثار میراث فرهنگی مراغه می باشد متاسفانه از طرف مسئولان میراث فرهنگی حمایت نشده و عبور و مرور وسایل نقلیه ی سنگین از روی آن ادامه دارد . در همین حال شنیده شده است که یکی از رانندگان ترکیه ای به هیچ وجه حاضر به عبور از روی این پل نشده و ماشین خود را از داخل رودخانه عبور داده است .

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - ماراغا

به بهانه ی بازسازی جداول خیابان ، درختان کهنسال ایلخچی قطع شدند



به بهانه ی بازسازی جداول خیابان ، درختان کهنسال ایلخچی قطع شدند .

اخیرا شهرداری ایلخچی بازسازی جدولهای ضلع جنوبی خیابان اصلی شهر را عهده دار گشته ، اما به علت بی توجهی و عدم نظارت کافی تعداد زیادی از درختان این شهر با قدمت بیش از 20 سال توسط بیل مکانیکی قطع و خسارت هنگفتی به زیبایی شهر وارد شده است . حق شناس ، عضو شورای شهر ضمن اعلام این مطلب گفت : تخریب آسفالت شهر به بهانه ی جدول گذاری فقط یک هفته بعد از آسفالت شدن آن از یک سو و تخریب تعداد زیادی از درختان شهر از سوی دیگر گناهی نابخشودنی است که باید با عوامل آن برخورد کرد . وی ساکن نبودن شهردار در محل خدمت را دلیل اصلی این کوتاهی دانست و افزود : طبق ماده 3 آیین نامه ی اجرایی شهردار هر شهر باید در آن شهر سکونت داشته باشد که با گذشت نزدیک به 6 ماه این امر صورت نگرفته است .

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - ایلخيچی

حکایت ربع رشیدی و مسئولان آذربایجان دوست



حکایت ربع رشیدی و مسئولان آذربایجان دوست !!!

چندی است خبر ثبت وقفنامه ربع رشيدي به عنوان نخستين اثر از ايران در سازمان جهاني يونسكو منتشر شده است . ثبت اين اثر ، افتخاري بزرگ و ارزشمند براي آذربایجان و علي‌الخصوص شهر تبريز محسوب مي‌شود چرا كه به تعبير برخي كارشناسان ، ربع‌رشيدي چيزي از تخت جمشيد كم ندارد ولي نبود امكانات فني مناسب و انجام نشدن كاوشهاي علمي باعث شده اين مجموعه ی بزرگ و ارزشمند تاكنون ناشناخته بماند . ربع‌رشيدي مهمترين مركز علمي - آموزشي در قرن هفتم هجري به دست وزير دانشمند ايلخانان ، خواجه رشيدالدين فضل‌الله همداني بنا نهاده شد كه يكي از باشكوه‌ترين و عظيم‌ترين حوزه هاي علمي عصر ايلخانان بوده و هزاران دانشجو و صدها استاد و دانشمند از اقصي نقاط جهان با كتابخانه‌اي شامل هزاران جلد كتاب در آن به تحصيل و تدريس پرداخته‌اند . مجموعه ی بزرگ ربع‌رشيدي در سال 1354 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده و به جرات مي‌توان گفت در ميان جهانيان شناخته شده مي‌باشد ولي متاسفانه آنطور كه بايد در جهت احيا و بازسازي آن فعاليتي در خور اين مجموعه صورت نگرفته است . عليرغم موافقت شخص احمدی نژاد با اختصاص بودجه‌اي براي احياي ربع‌رشيدي ، فقط 100 ميليون تومان اعتبار براي سال 1386 به آن اختصاص يافت كه رقم بسيار ناچيزي مي‌باشد .

طبق گفته ی مسئولان جهت كاوش بيشتر و كشف زواياي پنهان اين مجموعه بايد تقريبا 800 منزل مسكوني واقع در حريم ربع‌رشيدي تملك شود كه با توجه به اختصاص بودجه ناچيز ، اين تملك ها امكانپذير نبوده و همچنان ربع‌رشيدي زير خروارها خاك باقي خواهد ماند .

روز گذشته لاله روح‌انگيز ، مسئول كاوش ربع‌رشيدي اعلام كرد : چهار هزار قطعه كاشي مربوط به دوران ايلخاني طي كاوشهاي صورت گرفته در كنار يكي از برجهاي مربوط به دوران صفوي در محدوده مجتمع ربع‌رشيدي كشف شده ولي عمليات كاوش در اين منطقه كه خارج از قلعه صفويه است، به علت خشتي بودن بنا متوقف گرديده است . به واقع ربع‌رشيدي افتخار تمدن مشرق زمين است و حال اين بي‌توجهي شايسته ی چنين مجموعه عظيم و تاريخي نيست زيرا علاوه بر اينكه براثر بي‌توجهي ها اين مجموعه همچنان در زير خاكها باقي مانده ، عدم اطلاع‌رساني به مردم علي‌الخصوص نسل جديد نيز در اين باره باعث شده كه همچنان مجموعه بزرگ ربع‌رشيدي ناشناخته باقي بماند و جز در محافل علمي حرفي از آن به ميان نيايد .

آذربایجان اویره نجی حرکاتی - تبریز

Tuesday, November 13, 2007

تخریب شهر سوخته کاغذکنان و سکوت مسئولان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی



تخریب شهر سوخته کاغذکنان و سکوت مسئولان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی


سالها گذشت تا نوشدارویی که مردم سالها انتظارش را می کشیدند بیاید و مرحمی باشد برای درد دل مردم زحمت کش کاغذکنان و ایجاد اشتغال برای جوانان و جلوگیری از مهاجرت و شاید برگشت عده ای مهاجر که در شهرهای دیگر که از این خانه به آن خانه مستأجر و دربه در هستند و کلام بهتر برگرداندن آب از جوی رفته، بله نوشداروی ما شهرک صنعتی است اقدامی که 20 سال پیش باید می شد ولی نشد تا این که چند سال پیش زمزمه احداث شهرک صنعتی توسط سرمایه داران کاغذکنانی مقیم تهران مطرح شد و استقبال خوبی نیز از طرف مردم شد بعد از تشکیل جلساتی در تهران و کاغذکنان و اعلام آمادگی سرمایه داران و گرفتن مجوز بحث شناسایی مکان ایجاد شهرک صنعتی مطرح شد. در این میان چیزی که بیشتر از همه حرف اول برای قرار گرفتن شهرک را می زند نزدیکی به راههای مواصلاتی، وجود زمین مناسب، آب مورد نیاز، برق، گاز، تلفن می باشد پس طبیعی بود که این شهرک در نزدیکی جاده اردبیل و میانه و نزدیکی به مرکز بخش که امکاناتی از قبیل گاز را دارد قرار خواهد گرفت.





گزینه اول 2 کیلومتری شهر آقکند به سمت روستای قره بلاغ بود که بنا به دلایل نامعلوم منتفی شد. گزینه دوم زميني مابین روستای قره بلاغ و روستای احمدآباد بود که موقعیتی استراتژیک داشت عبور جاده اردبیل و جاده اصلی میانه به بخش کاغذکنان و وجود زمینی بکر و بایر که مکان مناسبی برای شهرک صنعتی بود. مردم روستای قره بلاغ نیز با استقبال از این طرح با دادن زمین آنجا به صورت رایگان و همچنین آب یکی از چشمه های روستا جهت ساخت شهرک صنعتی اقدام کردند که اسناد این واگذاری هم اکنون نیز موجود می باشد.

سرمایه گذاران از این اقدام اهالی روستا خوشحال بودند ولی همه چیز به یکباره تغییر کرد و با منتفی شدن این مکان بحث ایجاد شهرک صنعتی در شهر سوخته کاغذکنان مطرح شد که گویا با مخالفت اوليه میراث فرهنگی مواجه شد ولی بعد از پیگیریهای دیگر با موافقت شهرک صنعتی در نزدیکی شهرسوخته که قسمتی از شهرسوخته را نیزشامل می شد کلنگ افتتاح شهرک صنعتی بر زمین زده شد. از همان ابتدا معلوم بود که وجود شهرک صنعتی در نزدیکی یک محوطه باستانی که حتی قسمتی از آن را نیز شامل می شود چه عواقبی می تواند داشته باشد (خودتان فکر کنید) بعد از گذشت مدتی به عینه دیدیم که بولدزر چگونه خانه هایی را که زیر خاک مدفون بودند خراب کرد وچه استخوانها و سنگ قبرههای حکاکی شده از زیر خاک بیرون آمد جه سفالهای که شکسته شد به طوری که حتی در قسمتهایی یک سوم خاک بیرون آمده از زمین که در جریان حفاری جهت لوله کشی آب بیرون آمده بود از سفالهای رنگارنک چند هزار ساله تشکیل یافته بود، تخریب سیستم لوله کشی سفالی که از سمت چشمه قاینار به شهر سوخته کاغذکنان یا همان شهر خونج می آمد و همین طور چیزهای زیاد دیگر که باید بود و دید.

لازم است خواننده گان عزیز کمی با شهر سوخته کاغذکنان یا همان شهر خونج که هر برگ از برگهای کتاب تاریخ را به عقب ورق می زنیم باز نام آن را می بینیم آشنا شوند در ادامه مطالبی را که در مورد شهر خونج در کتابها آورده شده را نگاه می کنیم .

جمال ترابی طباطبایی در کتاب آثار باستانی آذربایجان در مورد شهر سوخته چنین می نویسد:

در نزديكي آغكند ـ مركز بخش كاغذكنان ـ تپه خاكي به بلندي تقريباً 15 متر وجود دارد كه سفالينه هاي مكشوفه از آن به هزاره قبل از ميلاد برمي گردد. لذا اين سفالها گواه بر وجود تمدن سه هزار ساله در منطقه را دارد. نمونه اي از اين سفالها در اشكال آتي مشاهده مي شود كه سفال بزرگ ، لعابدار و فيروزه اي ترصيع است. پنج سفال کوچک پائين سفالهاي بزرگ نيز به رنگ نخودي و آجري روشن و از گل رس بسيار نرم ساخته شده است. اين سفالها داراي قدمت مختلفي هستند و بازه زماني هزاره قبل از ميلاد تا قرن هفتم هجري را شامل مي شود.

کاش آقای طباطبایی الان بیاید و سفالهایی را که گروه باستان شناسی از خاک بیرون می آورد را ببیند سفالهایی که با قلم مو از ز مین بیرون نمی آیند و به موزه نمی روند بلکه با بولدزر تخریب و با کامیون به چاله های کنار جاده آقکند- شیرین بلاغ انتقال می یابند. و این قسمت نیز برگرفته از کتاب کاغذکنان در گذر تاریخ ایران نوشته آقاي اكبرپرندي می باشد.

کاغذکنان(خونج) یکی از شهرهای قدیمی آذربایجان است. بر اساس منابع تاریخی، از دوران سلجوقیان تا حمله مغول شهری آباد و از نظر تجاری معروف بوده است.«خونا» و «خونج» و «خونه» نامهایی هستند که تا قرن ششم و اوایل قرن هفتم به این شهر اطلاق می شده است قدیمی ترین منبعی که تاکنون نشانی از کاغذکنان(خونج) در خود داشته است کتاب البلدان ابن فقیه است این کتاب که در حدود سال 290 هـ . ق تألیف شده از خونج به عنوان شهری از شهرهای آذربایجان یاد کرده است. بنا به نوشته استخری بزرگ ترین شهر آذربایجان در قرون سوم وچهارم هجری اردبیل بوده است. جاده اردبیل از خونج عبور می کرده به این ترتیب خونج از اهمیت تجاری و اقتصادی قابل توجهی برخوردار بوده است همچنین راه زنجان و اردبیل به مراغه نیز از کاغذکنان عبور می کرد و از طریق پل دختر از رودخانه قزل اوزن به مراغه و دیگر شهرهای آذربایجان می رسید. کتاب حدود العالم من المشرق الی المغرب نیز از سراب و میانه و خونج با عنوان شهرکهای خرد و با نعمت و آبادان و مردمان بسیار یاد کرده است.

همان طور که می دانیم، جاده ابریشم نقش مهمی در حیات اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی شهرهای ایران داشته است. در نتیجه عبور این جاده از خونج بود که این شهر در دوران قبل از یورش مغول از رونق تجاری و آبادانی برخوردار بوده است.

شهر خونج(کاغذکنان) که در مسیر بعضی جاده های تجاری قرار داشت ضاهراً در عصر سلجوقیان بسیار پیشرفت کرد. برای نظارت بر کالاهایی که از مغرب زمین به سمت مشرق برده می شد و بر عکس، مرصد یا گمرکی در کنار این جاده ها در شهر خونج وجود داشته است. ابن حوقل در نیمه دوم قرن چهارم هجری درباره گمرک کاغذکنان چنین می نویسد:

از اردبیل تا میانج 20 فرسخ است و از میانه تا خونج هفت فرسخ است و خونج شهری است دارای مرصد (گمرک امروز) برای نظارت مال التجاره هایی که از آذربایجان به نواحی ری می رود از قبیل برد، وستور و همه کالا های تجارتی از گوسفند و گاو و جز آن . مقاطعه این مرصد سالیانه صد هزار دینار به طور دائم است. و گاه یک میلیون درهم یا مقداری کمتر از آن بدان افزوده می شود و در سراسر دنیا چنین درآمدی نظیر ندارد

به خاطر عوامل یاد شده یعنی قرار گرفتن شره خونج در مسیرهای ارتباطی این شهر از قرن سوم هجری تا حمله مغول یکی از پر رونق ترین شهرهای آذربایجان بوده است.

پس با توجه به این اوصاف و شواهد موجود می بینیم که شهر سوخته کاغذکنان یا شهر خونج خوابیده در خاک از نظر باستانی چه منطقه ای می تواند باشد. ولی متأسفانه شهر سوخته کاغذکنان با 50 هکتار وسعت و یک تپه باستانی که آثاری از قلعه بوده است هنوز در فهرست آثار ملی ایران به ثبت نرسیده است. مکانی که شاید نمونه آن به اندازه تعداد انگشتان یک دست در آذربایجان شرقی و حتی ایران وجود نداشته باشد.

نمی دانیم آیا سازمان میراث فرهنگی از وجود چنین مكاني در قرن بیست و یکم خبر ندارد و یا می داند و اقدامی نمی کند. خوب است به برخی از آمار آثار تاریخی ثبت شده در کشور داشته باشیم که در روزنامه های و خبرگذاریها انعکاس یافته اند.

1- معاون سازمان میراث فرهنگی: در دو سال اخیر معادل 70 سال گذشته آثار تاریخی در کشور به ثبت رسیده است و همچنین از اختصاص سالانه یک سهمیه برای ثبت آثار ملی در فهرست آثار جهانی برای کشور انتقاد کرد و از شناسایی تعداد زیادی از آثار تاریخی کشور برای ثبت در فهرست آثار جهانی خبر داد(منبع: ایرنا 2/2/87)

دوشنبه 1 آبان 1385 سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان تهران از ثبت حمام مهدی خانی تهران در فهرست آثار ملی کشور خبر داد. از تاریخ ساخت این بنا اطلاع دقیقی در دست نیست اما با توجه به نمای ساختمان می توان زمان ساخت آن را به دوره قاجار نسبت داد که گویا حدود 100 سال پیش شخصی به نام مشهدی عباس آن را از مالک اولیه آن خریداری کرده است( منبع: پایگاه خبری تحلیلی بنا)

49 تپه تاریخی شهرستان میانه آذربایجان شرقی در فهرست آثار ملی ثبت شد

به پیشنهاد سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان شرقی 51 اثر فرهنگی، تاریخی شهرستان میانه در فهرست آثار ملی ثبت شد که 49 اثر مربوط به تپه های تاریخی است.

به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی، خداوردی کریمی نژاد سرپرست سازمان با اعلام این خبر افزود: این آثار در اجرای ماده یک از قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و سایر مواد و نظام نامه اجرائی آن در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده که قدمت این آثار به دوره های هزاره قبل از میلاد، اشکانی، ساسانی و قرون اولیه اسلامی برمی گردد(منبع سایت میراث فرهنگی)

و حتی در سال 1382 تپه باستانی کل تپه در بخش کاغذکنان نیز در فهرست آثار ملی ایران ثبت می شود به طوری که این تپه یک صدم شهر سوخته هم نمی شود. در شهرستان میانه 49 تپه در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده ولی انگار شهرسوخته با آن همه قدمت، وسعت به اندازه 49 تپه موجود در شهرستان میانه ارزش ندارد در زمانی که ما سالانه باید شاهد ثبت یکی از آثار تاریخی کشورمان در فهرست آثار جهانی باشیم اما شهر سوخته در فهرست آثار کشورمان جایی ندارد و یا آن حمامی که در تهران قدمتش به بیش از صد سال نمی رسد ثبت می شود و مشابه آن هم زیاد است ولی شهر سوخته کجاست؟ و آیا این جای یک سوال بزرگی ندارد؟ و خنده دار تر از همه قرار است از باقيمانده شهر سوخته به عنوان تصفيه خانه استفاده شود(منبع: نقشه شهرك صنعتي كاغذكنان در سايت شركت شهركهاي صنعتي آذربايجان شرقي)

مسئولان شهرک صنعتی کاغذکنان شاید هم زیاد مقصر نباشند به هر حال باید لوله کشي کرد و یا جدول گذاری و کارهای مرتبط با آن. با ثبت شهر سوخته در فهرست آثار ملی ایران ما شاهد تخریب این محوطه باستانی نمی بودیم آقایان مهندس هاشمی و مهندس حسینی و مهندس حاجی اصغری نماینده محترم ما در مجلس شورای اسلامی چرا از حق ما در حفظ آثار باستانيمان دفاع نمي كنيد چرا ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي كه مقصر اصلي درباره شهر سوخته است را زير سوال نمي بريد.

و ما الان نمی دانیم باید خوشحال باشیم که شهرک صنعتی داریم و یا ناراحت باشیم که شهر سوخته کاغذکنان یا همان شهر خونج را داریم از دست می دهیم. شهری که اگر باستان شناسی می شد می توانست حقایقی از تاریخ و فرهنگ ایران را برای جهانیان نشان دهد. ولی ...



جمعي از جوانان كاغذكنان

محوطه 6 هزار ساله بافت تاريخي قم بخاطر نبود 5 ميليون تومان تخريب شد



محوطه 6 هزار ساله بافت تاريخي قم بخاطر نبود 5 ميليون تومان تخريب شد

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_ حسن ظهوري_مجتمع تجاري بافت تاريخي قم در حالي روي آثار 6 هزار ساله ساخته مي شود که پيش از اين پژوهشکده باستان شناسي مجوز کاوش در اين محوطه را صادر کرده بود اما سازمان ميراث فرهنگي استان و پژوهشکده اعتبارات ميليوني اين کاوش را تامين نکردند.



"سيامک سرلک"، سرپرست کاوش باستان شناسي در محوطه شادقلي قم دراين باره به ميراث خبر گفت: «محوطه شاد قلي در راستاي احداث مسير پروژه عمارياسر به شدت تخريب شد و بر همين اساس يک فصل کوتاه کاوش در آن به انجام رسيد که منجر به کشف آثار 6 هزار سال پيش شد. اين درحالي است که قرار بود اين کاوش ها ادامه داشته باشد که به علت عدم تامين اعتبار اندک آن بلاتکليف ماند.»



وي افزود: «مجوز کاوش در محوطه شاد قلي حدود 4 ماه پيش صادر شد اما نه پژوهشکده باستان شناسي و نه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري قم حاضر به تامين اعتبار آن که بالغ بر 5 ميليون تومان بود نشدند.»



به گفته سرپرست کاوش باستان شناسي در محوطه شادقلي قم اين درحالي است که بودجه کاوش در يک محوطه باستاني بيش از اين است و قصد هيات باستان شناسي مستند نگاري محوطه بوده است.



درحالي كه باستان‌شناسان پس از كاوش‌هاي خود در بافت تاريخي شهر قم مسئولان اين شهر را نسبت به وجود آثاري متعلق به 6 هزار سال پيش آگاه كردند، هم‌اكنون مجتعمي تجاري در بافت تاريخي روي آثار 6 هزار ساله و در عرصه و حريم دو خانه تاريخي ساخته مي‌شود.



به گفته انجمن‌هاي فعال ميراث فرهنگي در استان قم،‌ اسكلت اين مجتمع تجاري بالا رفته است و از سوي ديگر نه تنها آثار باستاني موجود در بافت تاريخي تخريب شده كه اين مجمتع تجاري در حريم دو خانه تاريخي بافت قم قرار گرفته است.



ساخت اين مجتمع در حالي در بافت تاريخي قم ادامه دارد كه بنا به دلايل نامعلومي هيچ‌يك از كارشناسان ميراث فرهنگي حاضر به صحبت كردن درباره آن نيستند.


محوطه 6 هزار ساله بافت تاريخي قم بخاطر نبود 5 ميليون تومان تخريب شد

http://www.chn.ir/

حمام قاجاري كدخدا به جمع تخريب هاي سريالي آثار باستاني تورک مي‌پيوندد



حمام قاجاري كدخدا به جمع تخريب هاي سريالي آثار باستاني تورک مي‌پيوندد

به رغم پيگيري هاي متعدد دوستداران ميراث فرهنگي از مسوولان و كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران ،هنوز حمام كدخدا منطقه 12 در معرض خطر تخريب از سوي مالك خود است.

بي توجهي مسوولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران به اين حمام قاجاري كه در زمره آثار ملي جاي دارد در حالي است كه بادگير تاريخي حوزه هنري روز گذشته به دنبال ساخت و سازهاي مديران اين حوزه به كلي نابود شد .

“مهدي باداميان”، يكي از دوستداران ميراث فرهنگي و حمام داران منطقه 12 با اعتراض به وضعيت به وجود آمده براي حمام هاي تاريخي اين منطقه گفت :« متاسفانه وضعيت حمام هاي تاريخي منطقه 12 رو به نابودي مي برد به خصوص حمام كدخدا كه مالك آن دارد به تدريج اقدام به تخريب كرده است .»

وي افزود:« بارها با كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران تماس گرفته ام اما متاسفانه تا كنون براي رسيدگي به اين بناي تاريخي نيامده اند و رييس صنف حمام داران تهران مانع از ادامه روند فعاليت هاي اين فرد سودجو شده است .»

“كردي”،يكي از اعضاي صنف حمام داران درباره وضعيت حمام تاريخي كدخدا گفت :« اگر چه تا كنون از كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي براي رسيدگي و نظارت به اين اثر تاريخي نيامده اند اما به راي اعضاي صنف عمليات ساخت و ساز حمام كدخدا متوقف شده است .»

“حميد آقايي “،يكي ديگر از علاقمندان به سرنوشت بناهاي تاريخي تهران با اظهار تاسف از تخريب تدريجي حمام كدخدا گفت :« براي چندمين بار است كه با مسوول حقوقي و كارشناس ثبت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران تماس مي گيرم كه مانع از تخريب اين حمام شوند .آنها قول مساعد دادند اما هيچ اقدامي نكردند .»

پيگيري هاي خبرنگار ميراث از مسوولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران به هيچ نتيجه اي نرسيد .

چنانچه مسوول ثبت آثار تاريخي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران در گفت و گو با خبرنگار ميراث تنها به ارايه اطلاعاتي در زمينه ثبت بودن اين بنا در فهرست آثار ملي اكتفا كرده و قول نظارت به آن را دادند .

از سوي ديگر “كيانوش تكلو “،مسوول حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران با تاكيد بر پيگيري اين پرونده ، بر اهميت اين اثر تاريخي صحه گذاشتند .

كارشناس ديگر اين سازمان “سيروس نيا “، از روند برنامه هاي رسيدگي به حمام هاي تاريخي اظهار بي اطلاعي كردند .

تغيير مديريت اين سازمان نيز باعث شد كه پرس و جو از رييس جديد آن به نتيجه قابل توجهي نرسد .

به نظر مي رسد مسوولان و كارشناسان تنها بعد از تخريب آثار تاريخي است كه قرار است اظهار بي اطلاعي كرده و نبود همكاري سازمان هاي ديگر را دليل اصلي نابودي بناهاي تاريخي عنوان كنند.chn

اعلمی مانع تخريب بخشي از ميراث فرهنگي تبريز شد



اعلمی مانع تخريب بخشي از ميراث فرهنگي تبريز شد

میللی شورا- دوشنبه 21 آبان ماه: فارس: عضو فراكسيون اقليت مجلس گفت: با پيگيري‌هاي صورت گرفته از سوي وزارت كشور ازتخريب بازارچه سنتي سماورسازان و مغازه‌هاي درب باغميشه تبريز جلوگيري شد.
اكبر اعلمي نماينده تبريز در مجلس در حاشيه جلسه علني امروز يكشنبه مجلس در جمع خبرنگاران گفت: به دنبال طرح سوال از وزير كشور درباره ساخت و سازهاي غيرمجاز در اين منطقه مصطفي پورمحمدي وزير كشور در نامه‌اي به اينجانب اعلام كرد كه با پيگيري‌هاي انجام شده از ساخت و سازها در اين منطقه تاريخي جلوگيري شده است.

وي افزود: وزير كشور در اين نامه تصريح كرد كه بعد از شروع ساخت و سازهاي جديد در بازارچه مذكور و درب باغميشه، سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان شكوائيه‌اي را تسليم مراجع قضايي و دادستان عمومي و انقلاب تبريز نموده كه در حال پيگيري است.

نماينده تبريز خاطرنشان كرد: وزير كشور در اين نامه تاكيد كرد كه استانداري آذربايجان شرقي نيز علت صدور مجوز ساخت و ساز در محوطه مذكور را از شهرداري تبريز استعلام و از ادامه ساخت و سازها جلوگيري نموده است.

غارتگران رژیم اپارتاید در حال غارت آثار تاریخی و طبیعی مراغه هستند



غارتگران رژیم اپارتاید در حال غارت آثار تاریخی و طبیعی مراغه هستند

میللی شورا- دوشنبه 21 آبان ماه: اعتماد ملی: شنيده شده كه نماينده مراغه در مجلس، چندي پيش در مراسمي كه به مناسبت بازگشايي هتل درياي مراغه برگزار شده بود، از فروش دندان انسان ماقبل تاريخ كه به تازگي در مناطق غني فسيلي اين شهر يافت شده، خبر داده است.به گزارش <تابناك> از مراغه، اين خبر در حالي اعلا‌م شده كه موج بي‌توجهي‌ها نسبت به ميراث غني فرهنگي كشور در اين شهر رو به افزايش است؛ ساخت خياباني در منطقه باستاني مراغه كه منجر به تخريب چندين بناي ثبت‌شده تاريخي شده و ساخت‌وسازهاي بدون مجوز در كنار مقبره هلا‌كوخان بخشي از روند نگران‌كننده رو به رشد تخريب آثار باستاني در اين شهر به شمار مي‌رود.

میللی شورا- دو سال پیش به دنبال توزیع یک نشریه دانشگاهی در مراغه و افشای غارتگران و ویرانگران شهر، جمعی از دانشجویان مراغه از جمله آقای یاشار حکاک پور روانه زندان و شکنجه شدند. دو سال پیش این دانشجویان همانهایی را می گفتند که اکنون برخی از مخالفان دولت از روی بغض احمدی نژاد می گویند. ملت آذربایجان بخوبی می داند که تا بعنوان صاحب خانه کلید خانه اش را به دست نیاورد در خانه خودش نیز غارت خواهد شد!

Saturday, November 10, 2007

با پیگیریهای اعلمی ادامه تخریب اثر تاریخی درب باغمیشه و بازارچه سماورسازان متوقف شد



با پیگیریهای اعلمی ادامه تخریب اثر تاریخی درب باغمیشه و بازارچه سماورسازان متوقف شد



درپی تخریب اثر تاریخی درب و مغازه های باغمیشه (منطقه سماورسازان) و ساخت و ساز غیرقانونی در حریم این آثار که با اعتراض گسترده اهالی این منطقه همراه بود اعلمی در جمع اهالی حضور یافته و پس از استماع اظهارات آنها مراتب را مجدانه پیگیری و پور محمدی وزیر کشور را جهت ادای توضیح به مجلس فرا خواند .

وزیر کشور پس از حضور در کمیسیون امنیت ملی در پاسخ به نماینده تبریز طی نامه ای به شرح ذیل اعلام کرد که از ادامه ساخت و ساز جلوگیری بعمل آمده و پرونده عاملان ساخت و ساز غیر قانونی در مراجع قضائی در حال پیگیری است.

Monday, November 05, 2007

گنبد مسجد سلجوقی شش ناو تفرش در آزربايجان با كابوس فرو ريزي اندودها خو كرده است



گنبد مسجد سلجوقی شش ناو تفرش در آزربايجان با كابوس فرو ريزي اندودها خو كرده است

میللی شورا- 27 مرداد ماه 86- خبرگزاری میراث فرهنگی: يك سال است مسجد سلجوقی شش ناو تفرش مرمت نشده، بي اعتبار مانده و اكنون هم گنبد سلجوقي آن به دليل سنگيني فشار اندودها در حال ريزش است .گنبدخانه اين مسجد تاريخي به شيوه و طرح هشت ضلعي ساخته شده و به همين سبب قابل قياس با آثار عظيمي چون مسجد جامع نطنز است.

گنبد تاريخي و پيكر سلجوقي مسجد شش ناو ؛قديمي ترين بناي شهر تاريخي تفرش براي ماندگاري در برابر حوادث طبيعي و انساني نيازمند مرمت و ساماندهي است. مسجد شش ناو در دوران سلجوقيان (قرن ششم هجري) احداث شده و جزء آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.

مدیران کرد تصمیم گیرنده امور میراث فرهنگی آذربایجان شده اند




مدیران کرد تصمیم گیرنده امور میراث فرهنگی آذربایجان شده اند

چنبره کردها بر سازمان میراث فرهنگی آذربایجان

میللی شورا-سه شنبه 27 شهريور1386 :آیاز: وهابزاده يكي از كردهاي افراطي،از معاونان سازمان ميراث فرهنگي در تبريز مي باشد اين فرد بسياري از پروژه هاي عمراني سازمان را به صورت پيماني در اختيار مي گيرد و ضمن تغيير بافت اين بناها، تمامي نماهايي را كه تاثيري از معماري عثماني و تركي دارند را به معماري كردي تغيير مي دهد.

به عنوان مثال مناره هاي مسجد و زيارتگاه عينالي تبريز به شكل مخروطي بود . شكل مخروطي در مناره ها و گنبد ها يكي از علامات معماري عثماني است. وي بعد از اينكه معاون سازمان در آذرباجان شرقي شد بلافاصله دستور داد مناره هاي مسجد از حالت مخروطي به حالت نيم كره اي تغيير يابد.

اين فرد در يك جلسه رسمي دستور داده بود اسم تمامي روستاهايي كه در اول آنها كلمه كورد وجود دارد جمع آوري گردد و از اين طريق سعي دارد آذربايجان را مهد كوردها معرفي كند.وهابزاده كار مرمت پل قيز كورپوسو در ميانه را انجام داد و عامدانه با استفاده از مصالح كم دوام باعث شد اين پل دو سه هفته بعد از مرمت ويران گردد. جالب است بدانيد 400 ميليون تومان صرف تعمير اين پل گرديد.

وهابزاده وقتي به تبريز آمد كرايه نشين بود ولي الان در طول سه چهار سال صاحب ساختمان هفت طبقه اي در وليعصر تبريز شده است كه چند ميليارد تومان ارزش دارد. اين ساختمان از همان پولهايي درست شده است كه وي براي مرمت و بازسازي پروژه ها در اختيار دارد.

عمراني يكي ديگر از كردان مسئول در سازمان ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي، فرمانده جريان هويت سازي در سازمان است. وي رئيس سابق ميراث فرهنگي آذربايجان غربي و مدتي سرپرست اداره ميراث آذربايجان شرقي بود

امينيان كرد ديگري است كه مسئول مرمت آثار استان آدربايجان شرقي و اردبيل است . وي نيز در پي تبديل آثار عثماني به كردي مي باشد.

نظر وهابزاده در مورد آذربايجان و غير ترك بودن مردم آن: تاتها كرد بودند. چون تاتها كرد بودند پس زبان آذربايجان هم كردي بود. تعمير قيز كورپوسو در ميانه توسط وهابزاده صورت پذيرفته . الان محوطه باستاني خدافرين هم توسط اين فرد كاوش مي شود.

امينيان كورد بدون مجوز كار مرمت و كاوش مسجد حسن پادشاه را انجام ميدهد. كار كاوش در مسجد حسن پادشاه به خاطر تغيير هويت از عثماني به كردي به صورت سري انجام ميگيرد و از ورود دانشجويان و مردم و حتي خبرنگاران به سايت جلوگيري مي كنند. قدمت مسجد و عظمت آن بيش از گؤي مچيد برآورد مي شود. همچنين در لايه هاي زيرين باستانشناسي در محوطه اين مسجد آثاري بدست آمده است كه قدمت آن به هزاره هاي قبل از ميلاد و حتي قبل از عصر آهن بر مي گردد. ضمنا اين فرد در قلعه بابك نيز كار مرمت و تغيير بافت را انجام مي دهد.

عمراني در نامه اي به وزير اطلاعات كليه كاركنان و فرزندان ترك آذربايجاني شاغل در ميراث فرهنگي شمالغرب را پان تركيست معرفي كرده و خواستار تصفیه و اخراج آنان از سازمان شده است.

تا چند سال پيش در مناره بقعه سيد حمزه در كنار مقبره الشعرا ماه و ستاره اي وجود داشت همانند حلال و ستاره هاي ساير مساجد در تركيه. ولي اكنون از اين حلال و ستاره خبري نيست گويا اينان علامت ماه و ستاره موجود در مناره را به اين دليل كه در پرچم توركيه نيز ماه و ستاره وجود دارد نتوانستند تحمل كنند.

آسيب جدي به سد خدافرين (شيخ صالاح)



آسيب جدي به سد خدافرين (شيخ صالاح)

سد خدافرین (شيخ صالاح) به میزان اندکی آبگیری شده است

میللی شورا-دو شنبه14 آبان ماه: خدافرین: شاهدان عینی از محل استراتژیک سد خدافرین خبر می دهند که اگرچه در حال حاضر کار ساخت و ساز سد رها شده است اما جهت برخی آزمایشها سد به میزان اندکی آبگیری شده است.





یک گروه کارشناسی جهت بررسی آثار تاریخی پشت سد خدافرین به منطقه ارسال شده است

میللی شورا-دو شنبه14 آبان ماه: تبریز: یک گروه کارشناسی از باستاشناسان بومی و غیر بومی سازمان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی جهت بررسی آثار تاریخی پشت سر به این منطقه ارسال شده است.

اینکه این گروه از چه قابلیتها و انگیزه هایی برخوردار است به شدت در محل تردید قرار دارد. لازم به ذکر است که در صورت آبگیری کامل سد 43 سایت باستانی یا کاملا منهدم خواهند شد و یا در معرض اسیبهای جدی قرار خواهد گرفت.

سر سرباز هخامنشی و مجوعه تاریخی شهه ر یئری خیاو ( مشکین شهر)



سر سرباز هخامنشی و مجوعه تاریخی شهه ر یئری خیاو ( مشکین شهر)

طی هفته های اخیر و پس از آنکه سر سرباز هخامنشی در یکی ار حراجیهای لندن ( حراج کریستی لندن و با قيمت 580 هزار پوند(يك ميليون و284 هزارو 188 دلار) به فروش رفت و صاحب انگلیسی آن با قیمت ارایه شده ‪ شده از سوی دولت ایران جهت فروش آن با سازمان میراث فرهنگی ایران مخالفت کرد بحثهای زیادی در باره فروش این اثر به اصطلاح تاریخی در مجلس و هئیت دولت شد و حتی این بحث ها به صدا وسیما نیز سرایت کرد و برنامه های متعددی با حضور اساتید باستان گرا تشکیل شد و چنین نتیجه گیری شد که فروش این اثر خیانت به تاریخ ایران و میراث فرهگی ایرانیان است و سازمان میراث فرهنگی در این باره کم کاری کرده است

این در حالیست که سال پیش در چنین روزهایی مدیر کل میراث فرهنگی استان اردبیل ( علویان صدر ) از تخریب 80 در صدی سنگ افراشته های مجوعه تاریخی شهر یئری خیاو ( مشکین شهر) خبر داد و مصاحبه وی در خبرگزاری ایرنا انعکاس یافت وی علت ای تخریب را عدم توجه باستان شاسان ( عليرضا هژبري‌ نوبري"، باستان‌شناس و سرپرست كاوش در شهريري)

ین طرح به ضرورت محافظت از این اثر تاریخی اعلام کرد.

شهريري محوطه‌اي به وسعت 400 هكتار است كه در نزديكي پيرازمان از روستاهاي مشكين‌شهر قرار دارد. اين محوطه از سه قسمت معبد، قلعه و دشت قوشاتپه تشكيل شده است. قدمت معبد و قلعه به عصر آهن (3200 تا 2550 سال پيش) و قدمت دشت قوشاتپه به دوره نوسنگي (9000 سال پيش) مي‌‌رسد.

باستان‌شناسان در آخرين فصل كاوش در شهريري تعداد زيادي ظروف سفالين، اشيا زرين پلاك طلا، آويز طلا، دكمه‌هاي تزئيني طلا و تعدادي پلاك مفرغي، ابزار جنگي، صدف، مهره‌هايي از جنس خمير شيشه، لاجورد، عقيق، فيروزه و اشيا ديگري كشف كردند.
تاكنون در محوطه باستاني شهريري سه فصل مختلف كاوش انجام شده است. اين محوطه باستاني 37 سال پيش براي اولين بار توسط يك باستان‌شناس انگليسي به نام چارلز برني كاوش شده يود. شهريري در 2 كيلومتري روستاي پيرازمان قرار دارد.

ولی با کذشت بیش از یک سال ازاین خیانت تاریخی این خبر نه در سازما ن میراث فرهنگی اردبیل و نه در سازمان میراث فرهنگی کشور و حتی صدا وسیما کمترین انعکاسی نیافت این گونه عکس العمل در باره دو اثر تاریخی در دو نقطه از این کشور نمی تواند دلیل منطقی داشته باشد و جز این نیست که شونیسم فارس عزم خویش را برای نابودی میراث تاریخی آذربایجان جزم کرده است و این بار نیز نمایندگان خاین آذربایجام کمتری اقدامی در این مورد انجام ندادند.

این گونه اعمال ضد بشری باید به اطلاع یونسکو و دیگر سازمانهای بین المللی رسانیده شود تا این گونه میراث فرهگی آذربایجان که یکی از تمدنهای تاریخی دنیاست توسط شونیسم فارس یکی پس از دیگری نابود نگردد.

ین امر باید توسط فعالین خارج از کشور صورت پذیرد یکی از سازمانهای تحت نظر یونسکو که به این گونه اعمال رسیدگی میکند شورای بین المللی حفالظت از بناهای تاریخی است .

INTERNATIONAL CONCUIL ON MOUNATAIN AND SITES

احمد نورانی

www.icomos.org

لیکهای مرتبط:

http://www.chtn.ir/sundryShow.aspx?ID=982
http://www.chn.ir/interactivity/show/?section=2&id=43120
http://www.chn.ir/news/?Section=2&id=22951
http://www.chn.ir/News/?section=2&id=27176
http://www.chn.ir/News/?section=2&id=26366

Sunday, November 04, 2007

اثر تاریخی (( زورخانه ی گیو )) تبریز ، تخریب شد



شوونیسم فارس بار دیگر قربانی گرفت ؛

اثر تاریخی (( زورخانه ی گیو )) تبریز ، تخریب شد

سرپرست سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی در خصوص تخریب یکی از آثار ثبت ملی تبریز و چگونگی پیگیری این موضوع گفت : سازمان از شهرداری تبریز شکایت کرده است که این پرونده هم اکنون در شعبه ی چهار دادگاه های عمومی در دست بررسی است . کریم نژاد با بیان اینکه شهرداری ، آبادانی شهر را در تخریب آثار باستانی و برج سازی به جای آن می داند گفت : ساخت و ساز برج تجاری در محوطه ی درب باغمیشه ی تبریز برخلاف ضوابط و قوانین است . وی با بیان اینکه شهرداری جهت ساخت این برج تجاری ، زورخانه ی باستانی گیو را شبانه تخریب کرده است تصریح کرد : شهرداری اعلام کند که آیا بنایی به نام زورخانه ی گیو در درب باغمیشه ی تبریز بوده است یا نه ؟ اگر بوده است پس الان کجاست ؟!

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - تبریز

Friday, November 02, 2007

پل تاريخي كرج بنايي در معرض ريزش



پل تاريخي كرج بنايي در معرض ريزش

خبرگزاري ميراث فرهنگي _ گروه ميراث فرهنگي _ پل صفوي كرج به شدت در معرض تخريب بوده و اين حادثه با فرا رسيدن سرما تشديد مي‌شود .

"رحمان مخاطب"،رييس اداره ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران در اين باره به ميراث خبر مي گويد :« پل تاريخي كرج به خاطر شرايط نامناسبي كه در گذشته داشته و اقدامات برخي مسوولان سازمان ها و نهادهاي ديگر به شدن در معرض خطر تخريب قرار گرفته است .»

به گفته وي اين بناي تاريخي نخستين اثري است كه در صورت بازديد "اسفنديار رحيم مشايي"،رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور از مجموعه آثار تاريخي و فرهنگي كرج خواهد داشت زيرا هرلحظه بيم فرو ريختن اين اثر منحصر به فرد مي رود .

مخاطب در حالي كه به شدن از اين وضعيت اظهار نگراني مي كرد ،مي‌افزايد :« پل تاريخي و منحصر به فرد كرج مي تواند يكي از عوامل مهم جلب توريست در كرج باشد .»

پل تاريخي كرج از سال گذشته به دنبال فرو ريختن طاق آن در معرض خطر نابودي قرار داشت كه اقدامات شهرداري كرج نيز بر آن دامن زد .

تا كنون اين اداره اعتباري براي ساماندهي اين بناي تاريخي نداشته است.
فاطمه علي اصغر

سنگ قبرهاي قاجاري كوهدشت تخريب شد




میراث تاریخی تورکان آذربایجان یکی پس از دیگری نابود می شوند

سنگ قبرهاي قاجاري كوهدشت تخريب شد

لرستان _ خبرگزاري ميراث فرهنگي _ گروه ميراث فرهنگي _ قبرهاي قاجاري مجاور آرامگاه "ابوالوفا" در روستايي به همين نام با نقش شكار و شير ، بدون هماهنگي با سازمان ميراث فرهنگي اين استان تخريب شد.

سازمان اوقاف شهرستان كوهدشت در استان لرستان،‌ بدون هماهنگي با سازمان ميراث فرهنگي اين استان بخش زيادي از قبرهاي قاجاري مجاور اين آرامگاه را تخريب كرد. اين اقدام به دنبال بازسازي آرامگاه "ابوالوفا" واقع در روستايي به همين نام،صورت گرفت كه در نتيجه آن كه سنگ‌ قبرهايي با حجاري هاي يكصد ساله ، تخريب شدند."جلال عادلي"، مسئول دفتر باستان‌شناسي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان لرستان دراين‌باره به ميراث خبر گفت: «در ارتباط با عملكرد سازمان اوقاف، هيچ هماهنگي با اين سازمان انجام نگرفته است.»وي گفت: «نه تنها در خصوص تخريب قبور كه در مورد مرمت آرامگاه نيز بايد با اين سازمان هماهنگي مي‌شد.»
به گفته يكي از اهالي روستا ،سنگ‌ قبرهاي اين گورستان تاريخي بودند و به صورت ميل يا خوابيده در كنار قبور و روي قبرها قرار مي‌گرفتند.روي اين سنگ قبرها نقشي از صحنه‌هاي شكار، جمعي از زنان، رقص مردان و بسياري نقوش حيواني و انساني ديده مي‌شود كه بخش زيادي از آن‌ها به دوره قاجار مربوط مي‌شود.به گفته اهالي اين روستا، اكثر قبرها هنگام بازسازي مقبره ابوالوفا تخريب شده‌اند و سنگ‌ قبرها در اطراف گورستان پراكنده شده‌اند.به گفته عادلي آرامگاه ابوالوفا و گورستان مجاور آن ارزش تاريخي نداشتند و اما ارزش مردم شناسي دارند و نبايد بدون هماهنگي با سازمان ميراث فرهنگي مورد تخريب قرار گيرند.

گورستان تخريب شده طي ساليان دراز و از طريق يك فرهنگ مردمي به وجود آمده بودند كه نگهداري از آن‌ها بسيار مهم بوده است.عادلي گفت: «نمونه اين گورستان‌ها طي يك شرايط فرهنگي، در كوهدشت پديد آمده‌اند و سرتاسر اين منطقه از اين نوع گورستان‌ها كه سنگ‌هاي حجاري دارند ديده مي‌شود.»

"در" باغميشه تبريز توسط شهرداري تخريب شده است



"در" باغميشه تبريز توسط شهرداري تخريب شده است

سرپرست سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان آذربايجان شرقي گفت : "در" باغميشه تبريز كه جزو آثار تاريخي ثبت شده و در فهرست آثار ملي استان است از سوي شهرداري اين شهر تخريب شد. به گزارش ايرنا از سازمان ميراث فرهنگي،صنايع‌دستي و گردشگري ، "خداوردي كريمي نژاد" با بيان اينكه سازمان با شكايت از مسئولان شهرداري اين استان، منتظر راي دادگاه است، افزود: شهرداري پيش از تملك و تخريب بناهاي تاريخي بايد از سازمان ميراث فرهنگي استعلام كند. وي با اشاره به اينكه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري به دنبال جلوگيري از ادامه تخريب اين بناست، اظهار داشت: درحال حاضر سازمان مشغول پيگيري اين پرونده و منتظر راي دادگاه است. گفتني است شهرداري تبريز به تازگي با ارسال خبري براي رسانه‌ها اعلام كرد كه طرح احداث مجتمع تجاري و خدماتي در باغميشه داراي مجوز و مصوبه قانوني است و ادعاي سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري استان آذربايجان شرقي مبني بر غير قانوني بودن اين طرح كذب است. سرپرست سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آستان آذربايجان شرقي با اشاره به اين ادعاي شهرداري تبريز گفت: مسئولان شهرداري مجوز احداث مجتمع را بدون تحريف به اين سازمان ارسال كنند. وي تصريح كرد: شهرداري براي اثبات كار خود بايد مجوز كميسيون ماده‪۵ را به سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري ارايه كند. "در " باغميشه به دليل واقع شدن در پشت عمارت عالي قاپو(شمس‌العماره) به دروازه عالي قاپو معروف است.

Saturday, October 27, 2007

تالار ارك تبريز: سالن ارك تبريز تبديل به انبار نگهداري ملزومات شد



تالار ارك تبريز: سالن ارك تبريز تبديل به انبار نگهداري ملزومات شد

:: دنيا ربوشه




سالن تئاتر تبريز نمونه اي از شاهكارهاي معماري اوايل قرن معاصر بود كه توسط معماران روسي در باغهاي مسجد جامع عليشاه بنا گرديد. اين بنا اقتباسي از چند تيپ ساختماني مشابه روسي، در سه شهر سن پترزبورگ، تفليس و كي يف بود كه سالنهاي مذكور هنوز هم به حيات خود ادامه ميدهند.

احداث اين سالن از طرف فرمانده وقت در آذربايجان پايه گذاري شد و باوجود طولاني شدن زمان ساخت، سرانجام در 1306ش. آماده بهره برداري و در شهريور ماه همان سال افتتاح گرديد. در همين زمان، گروههاي جديد هنري در تبريز تاسيس شد و نويسندگان وهنرمندان زيادي در آن شروع به كار كردند. يكي از اين گروهها هيتا نمايش بود كه پس از مدتي دست از فعاليت كشيد.
سالن تئاتر تبريز بعلت داشتن گچبريهاي كم نظير و لژهاي مخصوص با گنجايش 700 نفر تماشاگر در در ايران آن زمان، بي همتا بود. معماري تالار به گونه اي بود كه نياز به سيستم صوتي نداشت و نفرات نشسته در رديف اول و آخر، صدا را بوضوح و يكنواخت مي شنيدند.

پيدايش سينماها، فقدان هنر پيشه زن و اجباري بودن زبان فارسي در تئاتر باعث ركود تئاتر و نمايش گرديد. اين وقفه با اشغال كشور توسط قواي متفقين در شهريور 1320 و سقوط نظام استبدادي برطرف شد و تئاتر تبريز پس از رفع موانع و محدوديت هاي زباني، مجددا تجديد حيات نمود و انجمن روابط فرهنگي ايران و شوروي سابق با دعوت از هنرمندان آذربايجان به تبريز سعي در پررونق سازي اين هنر نمود؛ اجراي نمايشنامه هاي بزرگ و كنسرت از طرف آنان باعث شد هنر تئاتر و موسيقي در تبريز بين سالهاي 1320 تا 1325 به اوج شكوفايي برسد و براي اول بار در تبريز اركستر 60 نفري بوجود آيد.

پس از سقوط دموكراتها و با ايجاد محدوديتها و ممانعتهاي رژيم سابق در 1326، هنر تئاتر به انحطاط رفت و كنسرت آذربايجان به گروه كوچك راديو محدود گرديد و سالن ارك تبريز تبديل به انبار نگهداري ملزومات شد.

Wednesday, October 24, 2007

شهردار تبريز اجازه مرمت سردر بازار سماورسازان را به ميراث فرهنگي نداد



شهردار تبريز اجازه مرمت سردر بازار سماورسازان را به ميراث فرهنگي نداد

شهرداري تبريز بازار سماورسازان تبريز را فاقد ارزش تاريخي دانست و از مرمت آن توسط كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري استان جلوگيري كرد.

خبرگزاري ميراث فرهنگي_گروه ميراث فرهنگي_شهرداري تبريز از مرمت سردر بازار سماورسازان توسط كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري جلوگيري كرد.

بازارچه تاريخي سماورسازان در مجاورت در باغميشه تبريز به همراه ساير بازارچه‌هاي سنتي تبريز، از جمله قرينه آن در خيابان خاقاني يعني بازارچه‌ي سنتي (رهلي بازار يا كهنه بازار) و دروازه خيابان (دميرقاپو) به مثابه دو جزء از پيكر و اجزاي بازار سنتي بزرگ تبريز است كه با فاصله اندكي از آن در مجاورت دروازه‌هاي قديمي شهر تبريز بنا شده‌اند.

"چتروز"، معاون حفظ و احيا سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري آذربايجان شرقي در گفتگو با ميراث‌خبر از توقف عمليات مرمت سردر اين بازار توسط شهرداري خبر داد.

به گفته وي شهرداري به دليل آنكه اعتقاد دارد بازار سماورسازان فاقد ارزش تاريخي است ،از مرمت آن توسط كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي جلوگيري به عمل آورده‌است.

اين بازار همانند بازار سنتي "كهنه بازار" مسقف با تزئينات آجري بوده‌است.

نماهاي آْجري آن بعد بر اثر از بي توجهي مسئولان و كسبه زير سنگ‌هاي سفيد پنهان شده است.

آرزوی همیشگی رژیم شوونیستی فارس ، نابودی آثار باستانی آذربایجان



آرزوی همیشگی رژیم شوونیستی فارس ، نابودی آثار باستانی آذربایجان

پس از تخریب ارگ تبریز بر اثر ساخت مصلا ، تهدید برجهای دوقلوی مراغه ، تخریب آثار تمدن کهن منطقه ی پیر عبدالملک اردبیل ، تخریب ربع رشیدی ، خانه ی ستارخان ودرب باغمیشه و بازارچه ی سماورسازان اینک نوبت به بزرگترین بازار مسقف جهان رسیده است تا از حمایتهای رژیم بهره مند گردند . شرکت ساکو با حمایت شهرداری تبریز و به رغم اعتراضات مکرر مردم ، به ساخت مجتمع تجاری 12 طبقه ی خود ادامه می دهد . چتروز ، کارشناس سازمان میراث فرهنگی استان این سازه را بزرگترین تهدید بافت تاریخی تبریز خوانده و توضیح می دهد : این پاساژ با حمایت مداوم شهرداری و با شکستن قوانین میراث فرهنگی در حال ساخت است . این قوانین ارتفاع مجاز این ساختمان را حداکثر تا 2 طبقه مجاز می داند در حالیکه تعداد طبقات در حال ساخت 12 است . گفتنی است کسبه ی بازار بارها و در چند طومار جداگانه اعتراض خود را به این امر اعلام داشته اند ولی ترتیب اثری داده نشده است . جنبش دانشجویی آذربایجان - تبریز

خانه ستارخان كه در حال تخريب بود در اختيار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري قرار گرفت



خانه ستارخان كه در حال تخريب بود در اختيار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري قرار گرفت و تا دو سال ديگر ترميم و به موزه تبديل خواهد شد.

نماينده مردم تبريز در مجلس: خانه ستارخان تبديل به موزه مي‌شود



خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: مجلس


محمدرضا ميرتاج‌الديني ـ نايب رييس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي ـ در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني ايسنا، با اعلام اين خبر افزود: با پيگيري‌هاي صورت گرفته امروز صبح (شنبه) جلسه‌اي با سرپرست سازمان ميراث فرهنگي استان آذربايجان شرقي و رييس شوراي شهر تبريز داشتيم و تصميمات خوبي نسبت به احيا و بازسازي مجموعه ستارخان گرفته شد.

وي افزود: هم‌چنين در جلسه‌اي كه امروز عصر با رحيم مشايي ـ رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور ـ داشتيم، وي دستور داد كه 3 ميليارد ريال براي اين موضوع با اولويت و فوريت اختصاص داده شود كه اين اعتبار براي بازسازي خانه ستارخان هزينه خواهد شد.

براساس اين گزارش همين رقم نيز بايد از سوي مراكز استاني مساعدت شود تا اين مجموعه پس از دو سال به يك مجموعه تاريخي قابل توجه تبديل شود.

به گفته‌ي نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي پيشنهاد شده كه اين مجموعه پس از احيا تبديل به موزه مبارزات مردم تبريز و سرداران دوران مشروطه شود.

به گزارش ايسنا، ‌اين خانه كه از سوي مالكان آن به بخش خصوصي فروخته شده و بخش‌هايي از آن تخريب شده بود، خانه‌ي ستارخان، اسحله‌خانه، محل استقرار نيروهاي مبارز و ستاد فرماندهي مبارزان مشروطه در تبريز بود.

بر اين اساس در دوران استبداد صغير مردم تبريز به فرماندهي ستارخان قيام كردند و نتيجه مبارزات يك سال آن‌ها و ديگر آزادي‌خواهان منجر به پيروزي انقلاب مشروطه و بازگشايي مجدد مجلس اول شد.

به گفته نايب رييس كميسيون فرهنگي مجلس اين خانه،‌ كانون الهام بخش مبارزات مشروطه بود.

ميرتاج‌الديني با تقدير از اقدام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اظهار كرد: ما در كميسيون فرهنگي مجلس براي احياي آثار ملي موضوعات را پيگيري مي‌كنيم.

وي با اشاره به تخريب بخشي از اين خانه افزود: با توجه به اين كه نقشه‌ي اين خانه در اسناد موجود است، با بودجه‌ي در نظر گرفته شده، خانه‌ي ستارخان تا دو سال ديگر ترميم و تبديل به موزه‌ي مبارزات مردم تبريز خواهد شد.

نماينده مردم تبريز خواستار ثبت خانه ستارخان در فهرست آثار ملي كشور شد



نماينده مردم تبريز خواستار ثبت خانه ستارخان در فهرست آثار ملي كشور شد

تبريز، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۶/۲۶‬
داخلي.سياسي.اجتماعي.ميراث.مجلس.نماينده.ستارخان.

نماينده مردم تبريز، آذرشهر و اسكو در مجلس شوراي اسلامي در نامه‌اي به رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور با اعتراض به تلاش‌هاي اخير براي تخريب بقاياي خانه ستارخان در تبريز، خواستار ثبت اين خانه در فهرست آثار تاريخي كشور شد.

حجت‌الاسلام سيدمحمدرضا ميرتاج‌الديني روز دوشنبه به خبرنگار ايرنا گفت: در نامه خود به رحيم مشاعي، همچنين خواستار تحديد حدود خانه سردار ملي و احيا بخش‌هاي تخريب شده در گذشته در جريان حمله روس‌ها در دوره مشروطيت به تبريز شده است.

وي همچنين خواستار خريد خانه ستارخان از مالكان خصوصي و بازسازي آن و آماده‌سازي عمارت ستارخان تحت عنوان موزه مبارزات مردم تبريز در انقلاب مشروطه جهت بازديد مردم و گردشگران از آذربايجان شده است.

ميرتاج‌الديني در نامه خود با اظهار تاسف از تلاش‌هاي اخير در تخريب كامل اين خانه آورده است: هر از گاهي در غيبت و غفلت مسوولان، حوادثي در گوشه و كنار كشور اتفاق مي‌افتد كه آثار تاريخي اين مرز و بوم را مورد بي‌مهري و تاخت و تاز قرار مي‌دهد و بقاياي خانه ستارخان در تبريز به عنوان يادگار مشروطيت يكي از آنهاست.

وي، در اين نامه خطاب به رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري آورده است اكنون اين خانه كه كانون الهام بخش مبارزات مردم تبريز در دوران استبداد صغير و به عنوان يادگار مشروطيت است، در معرض تخريب قرار گرفته‌است و نياز به حمايت جدي سازمان تحت مديريت جنابعالي دارد.

مرحوم ستارخان سردار ملي ايران در دوران سخت استبداد صغير پرچم آزادي خواهي و مشروطيت طلبي را بردوش حمل كرد و مبارزات يك ساله مردم تبريز را بهمراه آزاديخواهان رهبري كرد.

وي بطور يكسان به مقابله با استبداد داخلي و استيلاي خارجي برخاست و فرياد زد كه "ماندن در زير سايه بيرق حضرت بوالفضل (س) را به رفتن به تحت‌الحمايه ‪ ۷‬دولت ترجيح مي‌دهد.ك/‪۳‬
‪۵۸۷/۵۸۶/۶۱۲‬

آتش‌سوزی در بازار بزرگ چرم تبريز



آتش‌سوزی در بازار بزرگ چرم تبريز

ساعتي پيش بخشي از بازار بزرگ چرم تبريز واقع در خيابان دارايي دچار آتش‌سوزي شد.

به گزارش ايسنا در اين آتش‌سوزي تعدادي انبار كفش و چرم شعله‌ور شده و بدليل شدت حادثه، شعله‌هاي آتش به بازار «حرمخانه» كه توليدي كفش است، سرايت كرد.

بررسي‌هاي اوليه از محل وقوع آتش حكايت از وارد آمدن خسارات به اين بازار دارد اما خوشبختانه اين آتش‌سوزي به رغم وقوع در ساعت كار، تلفات جاني به همراه نداشت.

علت دقيق اين حريق كه آتش‌نشانان در حال اطفاي آن هستند، در دست بررسي است.

شكايت ميراث فرهنگي از تخريب كننده خانه ستارخان



شكايت ميراث فرهنگي از تخريب كننده خانه ستارخان

معاون ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي اعلام كرد

شكايت ميراث فرهنگي از تخريب كننده خانه ستارخان

خبرگزاري فارس: معاون حفظ و احياي ميراث فرهنگي استان آذربايجان شرقي با اشاره به تخريب خانه ستارخان گفت: از همان روز اول تخريب طرح شكايتي توسط ميراث فرهنگي تنظيم شده است.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سازمان ميراث فرهنگي، بهروز عمراني امروز افزود: سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري نسبت به موضوع بي تفاوت نبوده و با همكاري شهرداري تبريز از همان روز نخست تخريب طرح شكايتي را تنظيم كرده تا با مالك ساختمان برخورد جدي داشته باشد.
وي همچنين از ارزش ثبت ساختمان خبر داد و اظهار داشت:به دليل تخريب بخش اعظمي از ساختمان در حمله روس ها، بناي مذكور بيشتر به لحاظ معنوي ارزش ثبت دارد.
براساس اين گزارش، اعلام تخريب خانه ستارخان موجي از نارضايتي در بين شهروندان آذربايجاني و بخصوص تبريزي را بدنبال داشته و موجب اعتراض افكار عمومي و انعكاس وسيع تخريب خانه سردار ملي نسبت به ميراث فرهنگي و سهل انگاري صورت گرفته در حفاظت شايسته از خانه ستارخان شده است.
در عين حال رئيس سازمان ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي در پي انشتار خبر تخريب خانه ستارخان در تبريز گفت: هم اكنون در حال بررسي و گفت و گو با شهرداري براي جلوگيري از تخريب آن هستيم.
خداوري كريمي نژاد افزود: خانه تاريخي ستارخان چندين سال پيش از سوي وراث فروخته شده و هيچ درخواستي براي ثبت اين اثر سازمان وجود ندارد.
وي اضافه كرد: بيشتر بناي خانه ستارخان در زمان حمله روسها ويران شده و چيزي براي ثبت ميراث فرهنگي باقي نمانده است.
كريمي نژاد اضافه كرد: وارثان اين خانه ملك را فروخته‌اند و در حال حاضر ملك مذكور توسط خريدار در حال تخريب و بازسازي است و سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري هيچ دخالتي در اين ماجرا ندارد.
اين مقام مسئول با بيان اينكه تنها فضاي باقي مانده از اين ملك باغچه‌اي بوده كه چند سال پيش بين وراث تقسيم شده است، تاكيد كرد: در زمان تفكيك وراث به سازمان مراجعه كردند و براي ملك خود سند تفكيكي گرفتند.

*پيشينه خبر
اين گزارش مي افزايد، خبرگزاري فارس روز جمعه 22 شهريور ما با انتشار خبري، خبر از تخريب خانه سردار ملي ايران به دنبال بي توجهي مسئولان امر كه وظيفه حفاظت از ميراث ملي و فرهنگي را دارند، داد.
نتيجه سردار ملي (ستارخان) در همان روز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تبريز گفته بود: از زمان كوچ ستارخان به تهران، اين خانه توسط عمه سردار به فردي به نام حميد مسگري فروخته شده كه بعدها با فوت مسگري در چند سال گذشته قبل 700 متر اين خانه در معرض فروش قرار گرفت و اكنون حدود 300 متر باقيمانده اين خانه يك هزار متري نيز در حال تخريب توسط خريدار است.
به گفته سامي، خانه ستارخان به نصف قيمت فروخته شده و در اين ميان سازمان‌ها و مسئولان مربوطه هيچ واكنشي نشان نداده‌اند.
گزارش خبرنگار فارس از تبريز همچنين حاكي است، اهالي كوچه ستارخان در كوي اميزخيزي تبريز نيز كه خانه ستارخان در آن واقع است با تهيه و تنظيم نامه اعتراضي از تباني مقاطعه‌كار سودجو با ميراث فرهنگي و سهل‌انگاري شهرداري منطقه 4 شهر در ويران كردن خانه ستارخان خبر داده بودند.
براساس اين گزارش، اهالي و ساكنان كوچه ستارخان تاكيد كرده‌اند، با تلاش اين اهالي و پيگيري‌هاي مكرر، ميراث فرهنگي اين خانه را به عنوان ميراث فرهنگي تعيين كرده بود و بر اساس درخواست مالك براي تفكيك آن مجور صادر و مالك مي‌توانست به جز در نقطه‌اي كه خانه ستارخان محسوب مي‌شد، در قطعات ديگر ساخت و ساز داشته باشد و اينك با تباني برخي كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و مقاطعه كار سودجويي كه اين قطعه را از مالك اصلي به قيمت اندك خريداري كرده ، اعياني قطعه ميراث فرهنگي را نيز تخريب كرده و با استفاده از سهل انگاري شهرداري منطقه در حال از بين بردن خانه ستارخان هستند.
اين گزارش مي‌افزايد، مردم اين بخش از منطقه تبريز در نامه خود تاكيد كرده‌اند كه شهرداري منطقه 4 و ميراث فرهنگي در جريان امور هستند، ولي اقدامي براي جلوگيري از آن انجام نمي‌دهند.
برپايه اين گزارش، تخريب خانه ستارخان در حالي صورت مي‌گيرد كه سازمان ميراث فرهنگي مسئوليت مستقيم و قانوني در قبال شناسايي آثار بجاي مانده از چهره‌ها و شخصيت‌هاي تاريخي، فرهنگي و معروف داشته و بايستي از آنها حفاظت كند و با توجه به جايگاه تاريخي و ارزشمند ستارخان در تاريخ مبارزات ملي ـ مذهبي آذربايجان و ايران، ميراث فرهنگي و شهرداري منطقه مي‌بايست از تخريب آن جلوگيري مي‌كردند و اميدواريم مسئولان در قبال مردم و آيندگان پاسخگو باشند.
گزارش خبرنگار فارس همچنين حاكي است، ستارخان از سرداران جنبش مشروطه‌خواهي ايران و ملقب به سردار ملي است كه در مقاومت تبريز، جانفشاني‌هاي بسياري كرد.

*گذشته عمارت ستارخان
خانه ستارخان در گذشته هاى دور محل ستاد فرماندهى مبارزات مشروطه خواهى و نيز جنگ‌هاى ضداستعمارى ستارخان و نيروهاى وى عليه استعمار روس بود.
پس از پيروزى انقلاب مشروطه در سال 1285 هـ.ق و عزيمت ستارخان، باقرخان و نيروهاى آنان به تهران، حوادثى در تبريز رخ داد كه موجب شد اين خانه رفته رفته از كانون توجه خارج شده و تا به امروز نيز غربت خود را بازنيابد.
پس از كشته شدن ستارخان، اوضاع كشور آبستن حوادثى شد كه در نهايت نيروهاى روسيه دوباره در كشور و بخصوص آذربايجان مجال خودنمايى يافته و در نهايت خانه سرداران مشروطه را در تبريز به توپ ببندند.
صمد سردارى‌نيا، مورخ و پژوهشگر تاريخ معاصر آذربايجان در اين باره مى گويد، از آن جا كه دولت استعمارى روسيه از مبارزات ستارخان و باقرخان بر ضد نيروهاى آنان خاطره خوبى نداشت، 3 روز پس از عاشوراى سال1330 هـ.ق با گلوله‌هاى توپ، خانه اين 2سردار بزرگ مشروطه را با خاك يكسان كرد.
اين گفته شايد نشانگر آن باشد كه هم اكنون ديگر اثرى از خانه ستارخان نمانده باشد، اما «نگار عذارى» عروس ستارخان و همسر «يدالله خان» فرزند ارشد ستارخان در اين باره نظر ديگرى دارد.
وي اعتقاد دارد، خانه ستارخان به دست روسها تخريب شد و از آن عمارت بزرگ، بيش تر بخشهاى نظامى مانند مركز ستاد فرماندهى، محل استقرار نيروها، اسلحه خانه و... مورد حمله قرار گرفت و قسمت اندرونى عمارت از تخريب مصون ماند.
اين بانوى كهنسال با تأييد اين كه خانه مورد بحث، بقاياى همان عمارت ستارخان است، تأكيد مى كند، اين خانه در طول يكصد سال گذشته دچار تغييرات بسيارى شده است.
در اين ميان حاج على دروچى كه خانواده وى از حدود 120 سال گذشته در همسايگى عمارت ستارخان اقامت داشته و پدرش «آقاباباخان» از همراهان قشون ستارخان بوده است، مى گويد، در سال1352خانه ستارخان به دليل رسيدگى نكردن و شكستن ديوارها تخريب و عقب كشى شد.
وى مى افزايد: در همان سالها همه اسناد و مداركى را كه از گذشته مانده بود جمع آورى و مراجعات مكررى به اداره ميراث و شهردارى داشته ام تا نسبت به خريد و احياى اين بنا اقدام شود، اما پس از30 سال، اين تلاشها به نتيجه نرسيده است.
نتيجه تلاشهاى حاج على دروچى تا حدودى مثبت بوده چرا كه در نهايت، ميراث فرهنگى استان در سالهاى گذشته با ارسال كارشناسان خود ضمن تأييد صحت تاريخى بودن اين خانه، نقشه جامع عمارت اصلى ستارخان را تهيه كرده تا شايد در سالهاى آينده اقدام به خريد و بازسازى آن شود.
انتهاي پيام/ص

تخريب خانه ستارخان متوقف شد



تخريب خانه ستارخان متوقف شد


سرمايه- سحر افاضلي:«با صدور دستور توقف تخريب، خانه ستارخان بعد از خريداري و تامين اعتبار بازسازي مي‌شود.»
اين را خداوردي كريمي‌نژاد، رييس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان آذربايجان‌شرقي مي‌گويد.
ساختمان موسوم به خانه ستارخان بنا به نظر كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي در زمان حيات ستارخان و حمله روس‌ها به تبريز از بين رفت و اين بنا بيش‌تر از نظر معنوي و تاثيري كه بر خاطره شهري تبريز دارد، ارزشمند تلقي مي‌شود.
كريمي‌نژاد تاكيد مي‌كند: «خانه ستارخان در فهرست آثار ملي ثبت نشده است چرا كه بناي آن كه حدود 50 سال قدمت دارد ارزش معماري خاصي ندارد.»
خانه تاريخي ستارخان بعد از تخريب در زمان روس‌ها فروخته شده و سال‌ها بعد از تفكيك در سال‌هاي مختلف ساخته شد. بخش تخريب شده، قديمي‌ترين بخش از زمين خانه ستارخان بوده است.
در اين بناي خشتي كه در حال تخريب است، يك عدد از آجرهاي قديمي خانه ستارخان وجود ندارد، در بخشي از اين بنا از آجرهاي جديد و سوراخ‌دار استفاده شده است.
كريمي‌نژاد مي‌گويد: «تصاويري از خانه ستارخان موجود است كه بعد از تملك اين بنا و تامين اعتبارات آن مطابق با اين تصاوير، خانه ستارخان بازسازي مي‌شود.»
او معتقد است: «اگر مشكل خاصي نباشد تا پنج، شش سال آينده اين بنا بازسازي مي‌شود.»
سامي سردارخان، يكي از نوادگان ستارخان نيز درباره اين بنا توضيح مي‌دهد: «اين ملك به يك شخص عادي فروخته شده است و معلوم نيست قرار بوده به چه ساختماني مبدل شود.»
سامي اميدوار است سازمان ميراث فرهنگي هر چه سريع‌تر نسبت به خريداري و بازسازي اين خانه قديمي كه خاطره ملي يك كشور است، اقدام كند.
او تاكيد مي‌كند:‌ «سندي درباره ثبت نشدن اين بنا از سوي سازمان ميراث فرهنگي ارايه نشده اما همه مردم تبريز به ويژه دستگاه‌هاي دولتي مي‌دانند كه اين مكان خانه ستارخان است، اما نمي‌توان با قطعيت گفت كه اين اجازه تخريب از روي سهل‌انگاري بوده يا تباني؛ چرا كه اين ملك به قيمت اندكي توسط مالك فعلي خريداري شده است.
تبريز يكي از مهم‌ترين شهرها در پيروزي نهضت مشروطه بوده، كوچه‌هاي مشروطه تبريز و خانه مشروطه كه در حال حاضر به موزه تبديل شده از مهم‌ترين جاذبه‌هاي فرهنگي اين شهر است. خانه ستارخان حدود صد سال قبل محل ستاد فرماندهي مبارزات مشروطه‌خواهي و جنگ‌هاي ضداستعماري با لشكر روس‌ بوده است.
مردم محله اميرخيزي تبريز، نامه‌اي خطاب به شهرداري و سازمان ميراث فرهنگي نوشته و خواستار توجه و نجات اين بناي تاريخي شده‌‌اند.

خانه تاريخي ستارخان در فهرست آثار ملي ثبت نشده است



خانه تاريخي ستارخان در فهرست آثار ملي ثبت نشده است

رئيس سازمان ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي با اشاره به تخريب خانه ستارخان:


خانه تاريخي ستارخان در فهرست آثار ملي ثبت نشده است



24 شهريور 1386

استان: آذر بايجان شرقي

شهرستان: تبريز



خانه تاريخي ستارخان چندين سال پيش از سوي وراث فروخته شده و هيچ درخواستي براي ثبت اين اثر در سازمان وجود ندارد.

به گزارش ميراث آريا (chtn)و به نقل از واحد خبر سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري، "خداوردي كريمي‌نژاد" رئيس سازمان ميراث‌فرهنگي،‌صنايع‌دستي و گردشگري استان آذربايجان شرقي با بيان اين مطلب گفت: بيشتر بناي خانه ستارخان در زمان حمله روس‌ها ويران شده و چيزي براي ثبت ميراث فرهنگي باقي نمانده است.

وي ادامه داد: وارثان اين خانه اين ملك را فروخته‌اند و در حال حاضر ملك مذكور توسط خريدار در حال تخريب و بازسازي است و سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري هيچ دخالتي در اين ماجرا ندارد.

اين مقام مسئول، با بيان اينكه تنها فضاي باقي مانده از اين ملك باغچه‌اي بوده كه چند سال پيش بين وراث تقسيم شده است، تاكيد كرد: در زمان تفكيك وراث به سازمان مراجعه كردند و براي ملك خود سند تفكيكي گرفتند.

كريمي نژاد، با اشاره به بازديد از خانه ستارخان خاطر نشان كرد:هم‌اكنون در حال بررسي و گفتگو با شهرداري براي جلوگيري از تخريب آن هستيم.

رئيس سازمان ميراث‌فرهنگي،‌صنايع‌دستي و گردشگري استان آذربايجان شرقي تاكيد كرد: چون اين خانه جزئي از ميراث معنوي محسوب مي‌شود به دنبال آن هستيم تا براي حفظ اين ميراث كاري انجام دهيم.

همچنين "بهروز عمراني" معاون حفظ و احيا آذربايجان شرقي با اشاره به تخريب خانه ستارخان تاكيد كرد: به دليل تخريب بخش اعظمي از ساختمان در حمله روس‌ها، بناي مذكور بيشتر به لحاظ معنوي ارزش ثبت دارد. با اين حال اين سازمان نيز نسبت به موضوع بي‌تفاوت نبوده و با همكاري شهرداري تبريز از همان روز نخست تخريب طرح شكايتي را تنظيم كرده تا با مالك ساختمان برخورد جدي داشته باشد.

بقعه تاريخي شيخ صفي يا انباري سازمان ميراث فرهنگي



بقعه تاريخي شيخ صفي يا انباري سازمان ميراث فرهنگي!!

ادامه مرمت بخشي از حياط بقعه شيخ صفي، در گرو جابجايي مكان انباري است كه در اين بخش قرار گرفته است.

سال گذشته هنگام مرمت بخشي از ديوار سمت راست حياط باغ شيخ صفي (حياط شيخ) و حين برداشتن فونداسيون براي تجديد ديوار اين ناحيه، آثار معماري كه قدمت آنها به قرن هشتم تا دوره صفوي مي رسد يافت شد.

اكنون اين بخش به انبار وسايل سازمان ميراث فرهنگي اردبيل تبديل شده است.

“حسن يوسفي” کارشناس سازمان در گفت و گو با ميراث خبر گفت:«از اين بخش از حياط بقعه شيخ صفي اكنون به عنوان انبار سازمان استفاده مي شود كه با توجه به انبوه وسائل انبارشده امكان كاوش يا مرمت در اين بخش وجود ندارد و هنوز هم تمهيدي براي انتقال اين وسائل در نظر گرفته نشده است.»

وي همچنين به ميراث خبر گفت :« سايت تاريخي P2 در جبهه غربي بقعه به عنوان موزه باستان شناسي ساماندهي و روان بخشي مي شود و تا چند روز آينده تکميل ديوار آن به اتمام مي رسد .»

ثبت جهاني بقعه شيخ صفي الدين

به اعتقاد يوسفي ، بقعه شيخ صفي از جمله بناهاي اولويت داري است که شانس بالايي براي نامزد شدن در مسابقه جهاني يونسكو را دارند.

وي در اين مورد به ميراث خبر گفت:« براي تكميل پرونده بقعه شيخ صفي به منظور ثبت جهاني، جلسه هاي پيوسته اي در سازمان ميراث فرهنگي اردبيل و جلسه هاي متعددي در شوراي ثبت جهاني ميراث فرهنگي تهران انجام شده است.»

رازهاي نهان اردبيل

قرار است امسال چهار طرح كاوش در استان اردبيل انجام شود.

به گفته کارشناس ميراث فرهنگي اردبيل ،اين چهارطرح کاوش به پژوهشکده باستان شناسي ارسال شده تا ماه آينده در صورت تاييد پژوهشکده باستانشناسي ، عمليات کاوش براساس برنامه هاي مرتبط انجام شود.

اين پروژه ها در مناطق مير، خلخال ، (موغان) پارس آباد و اردبيل به اجرا در مي آيند.chn

۸۰‬ درصد از سنگ افراشته‌هاي محوطه باستاني شهريري مشگين شهر تخريب شد



۸۰‬ درصد از سنگ افراشته‌هاي محوطه باستاني شهريري مشگين شهر تخريب شد ۸۶/۰۳/۱۲

‪ ۸۰‬درصد از سنگ افراشته‌هاي محوطه باستاني شهريري مشگين شهر در اثر اختلاف دماي داخل و خارج زمين تخريب شده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي اين محوطه كه با شماره شش هزار و ‪ ۱۶۲‬در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده با وسعتي در حدود ‪ ۴۰۰‬هكتار وسيع‌ترين منطقه باستاني استان و يكي از مهم‌ترين محوطه‌هاي پيش از تاريخ منطقه شمال غرب ايران است.

در سال‌هاي اخير پس از انجام سه فصل عمليات و كاوش‌هاي باستان شناسي و بدست آمدن آثار و اشيايي از اواخر دوره نوسنگي و عصر آهن در اين محوطه بيش از ‪ ۳۰۰‬قطعه سنگ افراشته از دل خاك بيرون آمد كه با نقوش انساني در اندازه‌هاي متفاوت حكايت از هنر ساكنان اين منطقه در عصر آهن دارد.

امروزه اين آثار بدست آمده و سنگ افراشته‌ها بر اثر عوامل طبيعي از جمله باد و باران حالت اوليه و هويت تاريخي خود را از دست داده و از ‪ ۳۰۰‬اثر بر جاي مانده از اين محوطه درصد كمي باقي مانده است.

كارشناسان ميراث فرهنگي مشگين شهر معتقدند: در صورت محصور نشدن فضاي محوطه و اجرا نشدن عمليات آسيب شناسي و مرمت ‪ ۲۰‬درصد باقي مانده نيز به علت هوازدگي و ساير عوامل جوي دچار فرسايش شده و نقش برجسته‌هاي آنها به صورت كامل از بين خواهند رفت.

محوطه شهريري مشگين شهر در ‪ ۲۵‬كيلومتري شمال شرقي مشگين شهر واقع است.

نتايج سه فصل كاوش‌هاي باستان شناسي اين محوطه را به سه بخش معبد، قلعه و قوشاتپه تقسيم كرده و قدمت اين مناطق به دوران اواخرمفرغ و دوره نوسنگي و مس سنگي و اوايل آهن مربوط است.

[2] شهر يري،سايت موزه مي شود ۱۳۸۴/۱۲/۲۶

مدير كل ميراث فرهنگي و گردشگري اردبيل اعلام كرد: « عمليات اجرايي سايت موزه استان اردبيل در محوطه باستاني شهر يري واقع در مشكين شهر آغاز مي شود.»
“علويان صدر” با بيان اينكه اين مجموعه باستاني متعلق به دوره هاي عصر نوسنگي و عصر مس و سنگ يا “كالكولتيك” و”نئوتيليك” است، افزود: « قدمت قلعه و معبد كشف شده در اين محوطه به يک هزار و 450 سال پيش از ميلاد بازمي گردد كه در فضايي به وسعت يک هزار و 200 متر مربع قرار گرفته است.»
“مسعود علويان صدر” در بازديد از طرح هاي گردشگري مشكين شهر گفت:« محوطه تاريخي شهر يري به لحاظ قدمت از اهميت به سزايي برخوردار است كه اميدواريم سال آينده بتوانيم آن را به سايت موزه تبديل كنيم.»
وي افزود:« ايجاد سايت موزه در شهريري مي تواند مهمترين گام براي آشنايي گردشگران و علاقمندان ميراث فرهنگي با اين محوطه باستاني باشد.»
“علويان صدر” با بيان اينكه اين مجموعه باستاني متعلق به دوره هاي عصر نوسنگي و عصر مس و سنگ يا “كالكولتيك” و”نئوتيليك” است، افزود: « قدمت قلعه و معبد كشف شده در اين محوطه به يک هزار و 450 سال پيش از ميلاد بازمي گردد كه در فضايي به وسعت يک هزار و 200 متر مربع قرار گرفته است.»
وي از سال 85 به عنوان سال تعيين حريم،شناسايي و ثبت آثار ملي و جهاني نام برد و افزود:« پايگاه حفاظتي آثار تاريخي در 4 منطقه مشكين شهر مستقر شده و فعاليت خود را آغاز كرده است.»

[3] ساكنان شهر يري از خدايان خود بريدند ۱۳۸۴/۹/۹

نتايج سومين فصل كاوش در شهريري نشان داد قوم ساكن در اين منطقه در نتيجه غالب شدن يك مذهب سياسي، به باورهاي ديني و نيايشگاه مقدس خود بي اعتنا شدند.
شهريري محوطه‌اي به وسعت 400 هكتار است كه در نزديكي پيرازمان از روستاهاي مشكين‌شهر قرار دارد. در اين محوطه لايه‌هايي مربوط به عصر آهن 2 و 3 (3200 تا 2550 سال پيش) شناسايي شده است.
جديدترين مطالعات در يافته‌هاي سومين فصل كاوش شهريري، اين واقعيت را براي باستان‌شناسان روشن كرد كه ساكنان اين منطقه پس از سلطه اورارتوها باورهاي مذهبي خود را از دست دادند.
“عليرضا هژبري نوبري”، باستان‌شناس و سرپرست كاوش در شهريري گفت: «عبور ديوار قلعه از روي نيايشگاه شهريري نشان مي‌دهد در زمان احداث قلعه ساكنان منطقه نيايشگاه خود را مقدس نمي‌دانستند و به آن باور مذهبي نداشتند.»
محوطه شهريري شامل يك قلعه، سه معبد و يك محوطه باستاني موسوم به قوشاتپه است. قدمت قلعه به عصر آهن 3 (2800 سال پيش) و قدمت معبد به عصر آهن دو (3200 سال پيش) مي‌رسد.
احداث قلعه روي يكي از معابد نشان دهنده قدمت بيشتر معابد نسبت به قلعه است. اين قلعه روي بقايايي از يك شهر سوخته بنا شده است.
به گفته نوبري،قوم ساكن در شهريري پيش از هجوم اورارتوها در اين شهر سكونت داشتند. پس از هجوم اورارتوها به اين منطقه و تخريب شهريري توسط آن‌ها قلعه جديد بر روي بقاياي سكونت‌گاه پيشين ساخته شد.
در فصل پيشين كاوش در شهريري نيايشگاه اصلي اين محوطه از زير خاك‌ بيرون آمد. اين نيايشگاه متشكل از سنگ افراشته‌هايي است كه نقش صورت انسان بدون دهان بر روي آن‌ها حك شده است.
به گفته نوبري اين سنگ افراشته‌ها، توتم مورد پرستش ساكنان شهريري پيش از هجوم اورارتوها بودند.
اورارتوها اقوامي بودند كه بين 2900 تا 2700 سال پيش در منطقه كوهستاني شرق آسياي صغير دولت قدرتمندي به وجود آوردند. قلمرو حكومت اورارتوها پيرامون درياچه وان تركيه و درياچه اروميه بود. آن‌ها كشور گشايي خود را از سمت شمال يعني ارمنستان شروع كردند و از دو راه مرند و اروميه وارد ايران شدند.
نوبري گفت: «اورارتوها پس از هجوم به شهريري براي تحت سلطه در آوردن مردم منطقه ابتدا توتم آن‌ها را بي ارزش كردند و پس از آن خداي خالدي را كه خداي واحد و در عين حال يك دين سياسي بود، در آن‌جا نفوذ دادند.»
استفاده از سنگ افراشته‌هاي مقدس معبد در ساخت قلعه جديد و عبور ديوار قلعه از روي يكي از معابد نشان دهنده از بين رفتن تقدس معبد در باور ساكنان شهريري است.
محوطه شهريري در نزديكي روستاي پيرازمان در 31 كيلومتري مشكين‌شهر در استان اردبيل واقع شده است.

[4] نشانه هايي از سكونت اقوام عصر آهن در قبور سنگي شهريري شناسايي شد ۱۳۸۳/۷/۹

باستان شناسان در دومين فصل كاوش در قبور كلان سنگي شهريري به نشانه هاي سكونت دو قوم در عصر آهن يك و دو در اين محوطه برخورد كردند.
به گزارش «ميراث خبر»، محوطه شهريري در دشت مشكين در استان اردبيل كنار رودخانه «قره سو» و در دامنه صخره هاي مشرف به دره هاي عميق واقع شده است. محوطه شهريري شامل 3 قلعه و واحدهاي مسكوني است. اوغلان قلعه سي (قلعه پسر) گوزقلعه سي (قلعه دختر) و مكتب او شاخ لري (بچه هاي مكتب) نام 3 قلعه مذكور است كه شناسايي شده و به ثبت رسيده است.
درفصل اول كاوش هاي علمي محوطه شهريري كه از اواخر آبان ماه سال گذشته آغاز شد، آثار برجسته اي از عصر آهن به دست آمد. همچنين فصل دوم كاوش هاي باستان شناسي در اين محوطه با هدف ادامه كاوش و مشخص شدن ارتباط بين قلعه، معبد و قبور سنگي اين محوطه و روشن شدن شرايطمختلف معيشتي ساكنان اين منطقه در دوره هاي كالكولتيك و مفرغ جديد آغازشده است.
«حسين نوبري» باستان شناس و سرپرست هيات باستان شناسي محوطه شهريري به «ميراث خبر» گفت: در اين فصل از كاوش به دنبال شناسايي اقوام و قبور بوديم كه در نتيجه كاوش ها مشخص شد اين قبور شامل دو نوع هستند يك نوع كه مربوط به انسان هايي است كه درعصر آهن I مي زيستند و نوع ديگر مربوط به انسان هايي است كه در قلعه شهريري زندگي مي كردند و مردگانشان را در بيرون از محوطه قلعه دفن مي كردند .اين قبور مربوط به عصر آهن II مي شوند.
وي با اشاره به قدمت قلعه در محوطه شهريري گفت: « در كنار شناسايي اقوام قبوردراين منطقه و قدمت قلعه محوطه شهريري، ابزار و وسايلي چون ابزارهاي آشپزخانه اي، سفال، تعدادي اشيا برنزي نيزكشف شد. آثار كشف شده در محل قلعه، پيشينه اين قلعه را به عصر آهن II بر مي گرداند.
نوبري درخصوص نتيجه مطالعات انجام شده بر روي قبور گفت: با توجه به اينكه اغلب قبور توسط قاچاقچيان باز شده بود تنها توانستيم نسبت به پاكسازي قبور اقدام كنيم. در نتيجه مطالعات و كاوش هاي انجام شده روي تعداد اندكي از قبور كه تا حدودي سالم مانده بودند اسكلت هاي انساني متعددي كشف كرديم كه مطالعات DNA باستان شناسي درمورد آنها انجام شده است.
وي افزود: در نتيجه اين مطالعات جنسيت انسان ها از طريق كشف اسكلت در قبور مشخص شده است.
به گفته سرپرست هيات باستان شناسي محوطه شهريري؛ با توجه به اشيا و آثار كشف شده ابتدا ضروري است مطالعات اوليه باستان شناسي بر روي آن ها انجام شودتا بتوانيم اشيا شكسته كشف شده را مرمت كرده و سپس مطالعات مردم شناسي و انسان شناسي را در اين محوطه به صورت جدي آغاز كنيم.
گفتني است اشيا به دست آمده پس از مرمت و مطالعات باستان شناسي به موزه مشكين شهر منتقل مي شود.
محوطه شهريري در حدود 400 هكتار است كه 3 كارگاه در اين محوطه مشغول به كار هستند. مطالعات باسَ‍تان شناسي تا اواسط مهرماه ادامه خواهد داشت.

[5] محوطه «شهريري» در استان اردبيل ، راهي به سوي دانش عصر آهن ۱۳۸۳/۲/۲

در اولين فصل كاوش هاي علمي محوطه «شهريري» در استان اردبيل، كه از اواخر آبان ماه آغاز شده است، آثار برجسته اي از عصر آهن به دست آمد.
به گزارش «ميراث خبر»، در اين كاوش ها كه به سرپرستي «حسين نوبري» باستان شناس اين منطقه انجام شده است، اشياي سفالي گوناگوني با فرم هاي سفالي عصر آهن به دست آمد كه مي تواند باب تازه اي را در مطالعات باستان شناسي عصر آهن به روي محققان باز كند.
اين محوطه شامل سه قلعه و واحدهاي مسكوني است. اوغلان قلعه سي (قلعه پسر) گوز قلعه سي (قلعه دختر) و مكتب او شاخ لري (بچه هاي مكتب) نام سه قلعه مذكور است كه شناسايي شده و به ثبت رسيده است.
در حال حاضر سرما در اين منطقه كار حفاري و كاوش را بسيار كند كرده است. نوبري و گروه باستان شناسي او در حال حاضر مشغول مطالعه و بررسي اشياي به دست آمده در اين منطقه هستند تا اطلاعات خود را درباره عصر آهن 2 تكميل كرده و به يقين برسند.
محوطه «شهريري» در دشت مشكين در استان اردبيل، كنار رودخانه «قره سو» و در دامنه صخره هاي مشرف به دره هاي عميق واقع شده است. اقوامي كه در اين منطقه و مجاور رودخانه زندگي مي كرده اند، هنوز به درستي شناسايي نشده اند. اما با ادامه كاوش ها به بسياري از سوالات در اين زمينه پاسخ گفته خواهد شد.

محوطه تاريخى مسجد كبود در حال نابودي است



محوطه تاريخى مسجد كبود در نتيجه سؤمديريتهاي مسئولان غير بومي و نيز سياستهاي تورک زدائي از مناطق تورک محصور در ايران در حال نابودي است.

با گشايش يكى از كم نظيرترين سايت-موزه هاى جهان و نخستين نوع از اين موزه ها در ايران، آثار تمدن ۳ هزار و ۵۰۰ ساله در تبريز سر از خاك بيرون آورد.

اين سايت-موزه در محوطه تاريخى مسجد كبود و در عمق ۸ مترى از سطح زمين قرار گرفته و گورستانى متعلق به ۳ هزار و ۵۰۰ سال قبل را شامل مى شود كه اجساد آن به شكل خاصى همراه اشيا و ابزار و وسايل خود دفن شده اند. با توجه به ارزش تاريخى آثار كشف شده در محوطه مسجد كبود تبريز، كارشناسان باستان شناسى عقيده دارند اين مجموعه يكى از كم نظيرترين و ارزشمندترين سايت-موزه هاى جهان است، به طورى كه گروه هاى باستان شناسى مختلفى از سراسر جهان خواستار بازديد و تحقيق از اين تمدن ۳ هزار و ۵۰۰ ساله شده اند.

قابل ذکر است که اين منطقه تاريخي در نتيجه سؤمديريتهاي مسئولان غير بومي و نيز سياستهاي تورک زدائي از مناطق تورک محصور در ايران در حال نابودي است. ساخت و سازهاي غير قانوني٫ خاکبرداريهاي خطرساز و نيز ايجاد محدوديتهاي باستانشناسي از ديگر خيانتهاي حاکميت ايران به اين مناطق است.

ارک عليشاه تبريز نيز يکي ديگر از آثار با ارزش تاريخي تورکهاست که به لطف مذهب و شوونيسم فارس به صورت متروکه در آمده و از ليست آثار محافظت شده خارج شده است. مصلاي آهني و خطر آفرين تبريز قاتل يکي از بلندترين سازه هاي آجري دست ساز است. هنوز شکايتهاي نماينده آذربايجانگ دکتر اعلمي بدون جواب مانده و حتي با ارعاب و تهديد غير قابل تصوري مواجه شده است.

ارزش باستانشناسى سايت-موزه به موزه اى گفته مى شود كه به طور طبيعى در محوطه كاوش هاى باستانى برقرار شده و در آن آثاركشف شده بدون تغيير و دستچين شدن به نمايش درمى آيند.

مهندس فريبا مجيدى مسئول حفاظت و مرمت كاوش هاى محوطه مسجد كبود افزود: از آنجا كه تعداد چنين مجموعه هايى درسراسر جهان بسيار كمياب است براى همين كشف و راه اندازى سايت-موزه مسجد كبود در تبريز از اهميت باستانشناسى بالايى در سطح جهان برخوردار است.
اين استاد باستانشناسى دانشگاه در مورد ارزش آثار كشف شده گفت: به دليل قدمت و حجم آثار كشف شده نمى توان براى اين مجموعه ارزش مادى تعيين كرد اما همه اين محوطه كه باقى مانده از تمدن ماقبل تاريخ است داراى ارزشى جهانى است.

فريبا مجيدى در ادامه يادآور شد: در كاوش هاى صورت گرفته در لايه هاى مختلف زمين تا عمق ۸ مترى مى توان آثار مختلفى از دوره هاى گوناگون حكومت هاى تاريخ ايران را مشاهده كرد كه اين در نوع خود بى نظير است.

به گفته وى از آنجايى كه در طول تاريخ، چندين بار زلزله هاى مخرب، شهر تبريز را ويران ساخته ولى مردم اين شهر دوباره آن را بنا ساخته اند. مهندس مجيدى خاطرنشان كرد: به منظور تحقيقات ژنتيك و تعيين نژاد و جنسيت اجساد كشف شده در اين گورستان، يكى از برجسته ترين گروه هاى انگليسى براى همكارى با سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى ايران، ابراز علاقه كرده اند كه اين امر مى تواند اطلاعات ارزشمندى از ساكنان اوليه اين خطه از ايران ارائه نمايد.

مجموعه اى بى نظير، زير خروارها آهن و آجر

داستان كشف سايت-موزه مسجد كبود نيز خود حكايت جالبى دارد

رضا عبادى، رئيس سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى آذربايجان شرقى در مورد پيشينه مطالعات باستان شناسى در اين محوطه گفت: در سال ۷۶ با وجود مخالفت سازمان ميراث فرهنگى، عده اى سودجو با مجوز برخى سازمان هاى شهرى در حريم تاريخى مسجد كبود اقدام به ساخت مجتمع تجارى مى كنند. در جريان عمليات خاكبردارى اين مجتمع به طور اتفاقى آثارى از يك گورستان پيش از تاريخ كشف مى شود.
عبادى افزود: با تلاش هاى سازمان، قسمتى از پروژه مجتمع ياد شده متوقف و گروهى ويژه از باستان شناسان بنام كشور به سرپرستى دكتر نصرت الله معتمدى اقدام به نجات بخشى از مجموعه ياد شده كردند.

رضا عبادى خاطرنشان كرد: در چندين عمليات كاوش از سال هاى ۷۸ تا كنون، ۱۲۰ قبر همراه ابزار و وسايل زندگى متعلق به ۳ هزار و ۵۰۰ سال قبل كشف شده و ۳۷ مورد از گورهاى كشف شده، ساماندهى شد.

وى با اظهار تأسف از باقى ماندن بقيه آثار زير مجتمع تجارى ساخته شده در جوارمسجد كبود، گفت: متأسفانه با وجود هشدارهاى سازمان ميراث فرهنگى در آن سال ها، برخى بدون توجه به حريم تاريخى يك اثر ثبت شده، اقدام به خاكبردارى و ساخت مجتمعى عظيم كردند و هم اكنون با ادامه كاوش ها، مشخص شد كه بقيه آثار اين تمدن ۳ هزار و ۵۰۰ ساله زير خروارها آهن و آجر مدفون شده است.

دكتر حسين جعفرى معاون فرهنگى و ارتباطات سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى كشور نيز كه در آئين گشايش اين سايت-موزه در تبريز حضور يافته بودگفت: اين سازمان همه تلاش خود را براى نجات آثار مدفون شده در زير مجتمع تجارى ياد شده، به كار خواهد بست.

نتايج بررسى هاى اوليه

با بررسى آثار به دست آمده از گورستان ۳ هزار و ۵۰۰ ساله در محوطه مسجد كبود تبريز، نتايج ارزشمندى از زندگى انسان هاى آن دوره در اين منطقه به دست آمد.

مهندس «ليلا حاجوى» يكى از باستان شناسان شاغل در اين محوطه در مورد نتايج بررسى هاى باستان شناسان گفت: جالب ترين موضوع در اين گورستان نحوه تدفين اجساد است كه همگى به صورت جنينى و به همراه وسايل شخصى و ابزار زندگى خود دفن شده اند. وى افزود: اين نكته كه مردم آن دوران انسان ها را پس از مرگ نيز به شكل زمان تولد آنها (جنينى) دفن كرده و ابزار آنها را نيز در كنار اجساد خاك كرده اند، حاكى از آن است كه مردمان هزاره نخست قبل از ميلاد در اين منطقه به نوعى به زندگى پس از مرگ اعتقاد داشته اند. به گفته مهندس ليلا حاجوى، همه اسكلت ها به صورت جنينى يا چمباتمه اى مدفون و جهت هاى بدن و صورت بسته به زمان مرگ و سطح اجتماعى افراد متفاوت است.

اين باستان شناس محوطه مسجد كبود تبريز در مورد ديگر آثار به دست آمده از اين مجموعه نيز گفت: آثارى از دوره هاى تاريخى مختلف از جمله سفال هاى لعابدار دوره اسلامى، سفال هاى خاكسترى، اشياى زينتى و فلزات مختلف به دست آمده است.

شيرين عبادي آذربايجاني در دفاع از سيوند فارسها فرياد ميزند



اکبر اعلمي آذربايجاني در دفاع از ارک آذربايجان تنهاست٫ شيرين عبادي آذربايجاني در دفاع از سيوند فارسها فرياد ميزند

راديوفردا: شکایت دو حقوقدان از وزیر نیرو و رئیس میراث فرهنگی

محمدعلی دادخواه، حقوقدان، می گويد همراه شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل از رحيم‏ مشايی، رييس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری و پرويز فتاح، وزير نيرو به خاطر آبگيری مجدد سد سيوند به دادگاه شکايت کرده اند.

محمد علی دادخواه به خبرگزاری ايلنا گفته است که با توجه به اهميت موضوع و درخواست آن ها برای صدور دستور موقت جلوگيری از آبگيری سد سيوند، اميدوار است دادگاه هر چه سريع‏تر در اين مورد تصميم بگيرد.

باستان شناسان و هواداران حفظ آثار باستانی می گويند آبگيری سد سيوند درتنگه بلاغی در دشت پاسارگاد آثاری را که از هزاره پنجم قبل از ميلاد تا دوران اسلامی باقی مانده از بين خواهد برد.

ارگ عليشاه براي هميشه از ديده گردشگران نهان شد



ارگ عليشاه براي هميشه از ديده گردشگران نهان شد

سازمان ميراث فرهنگي شكستن حريم ارگ عليشاه را با سكوت برگزار كرد.

تلاش‌هاي نماينده مردم تبريز براي نجات ارگ عليشاه به جائي نرسيد. وي پس از احضار شش وزير كشور، تصميم گرفته است رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري و مجريان مصلي تبريز را به مجلس بكشاند.

تبريز(خبرگزاري ميراث فرهنگي) زهراكشوري_ ساخت مصلي تبريز بي هيچ واكنشي از سوي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري به پايان رسيد. رئيس سازمان ميراث فرهنگي گلستان در گفتگو با ميراث‌خبر حتي حاضر نشد راي نهايي دادگستري درباره تخريب بخشي از ارگ عليشاه و مخدوش شدن حريم آن به رسانه‌ها اعلام كند.

اين راي به تازگي و پس از پايان يافتن ساخت مصلي تبريز از سوي دادگستري صادر شده است.

ظاهرا تنها معترض اين اتفاق “اكبر اعلمي“، نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي است که با احضار شش وزير و حاضر شدن تنها يك وزير براي پاسخگويي به مجلس٫ درباره تخريب و محصور شدن اين ارگ فعاليت ميکند. از اين ميان تنها “مصطفي پورمحمدي”، وزير كشور در مجلس حضور يافت. هر چند حضور پورمحمدي هم نتوانست سرنوشتي كه براي ارگ عليشاه رقم زده شده بود، نجات دهد.

اكبر اعلمي پس از آن، در شكايتي جديد به كميسيون اصل ۹۰ خواستار حضور رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري و مجريان مصلي تبريز به مجلس شده است.

“اسفنديار مشايي”، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري تاكنون هيچ توجهي به اعتراض‌هاي نمايندگان مجلس نشان نداده است. اما پيش از اين احضار، “حميد بقايي”، قائم مقام سازمان ميراث فرهنگي، در گفتگو با ميراث خبر احضار شش وزير را حساسيت مردم و ارگانهاي دولتي را به حفاظت از حريم آثار تاريخي تصويب كرده كه مي‌توان از آن بهره خوب گرفت.

بايد منتظر زمان رسيدگي به اين پرونده و اكنش سازمان ميراث فرهنگي به اين فراخوان شد.

اقدامات ضد فرهنگي و تاريخي رژيم حاکم بر ايران عليه آذربايجان به مرحله خطرناکي رسيده است. رژيم با استفاده از جو مذهبي حاکم بر آذربايجان اقدام به تخريب آثار باستاني آذربايجان مينمايد. حتي استفاده از مذهب بر بافت مدرن شهرسازي آذربايجان نيز تاثير گذار شده است. دولت با پررنگتر کردن و حمايت از مذهبيهاي شوونيست٫ سياستهاي پاک کردن تاريخ تورکها را با زرنگي خاصي ادامه ميدهد. ساخت مصلا براي مذهبيها بهانه اي شد تا دولت بدون روبرو شدن با اعتراضات تاثيرگذار٫ کار تخريب و پنهان ساختن ارک را به پايان برساند. پنهان شدن ارک ميتواند باعث فراموشي و تخريب تدريجي آن باشد.

نمونه اي از تاثير مذهب بر بافت مدرن شهر مسجد معجزلر ميباشد. اين مسجد که در نصف راه (ميداني در تبريز) قرار دارد باعث هدر رفتن و بي استفاده شدن يکي از بزرگترين روگذرهاي آذربايجان شده است. به اين ترتيب که اين مسجد با قرار گرفتن در نزديکي اوتوبان٫ و تلاش مذهبيهاي افراطي دولتي در نگهداري آن (با اعتراف به قلابي بودن اين مسجد) عملا روگذر و اتوبانهاي زير آنرا بي مصرف نموده است. خيابانهاي اطراف حتي براي عبور دو اتوموبيل نيز مناسب نيستند در حالي که اين خيابانها ۵ بانده طراحي شده بوند.

خروج ارگ‌عليشاه از ليست جاذبه‌هاي ايران



خروج